کد خبر: 30343 | تاریخ انتشار: ۱۵:۰۱:۳۵ - جمعه ۱۳ فروردین ۱۳۹۵ | بدون نظر | |

دایره ی بسته، دایره ی باز

cheraghمشکین سلام، محسن فیاضی: کل این نوشته از میان حرف هایی برآمد که دوست بزرگوار و البته استاد بنده جناب مجید فیض اللهی مرا قابل دانست و با من در میان گذاشت. و آنچه از پی می آید بی کم و کاست همان است فقط من باب اسلوب نوشتن چیزهایی بر آن افزوده شده است. در شرایطی که تب و تاب انتخابات تا حدی فروکش کرده است و از سوی دیگر هم چونان آتش زیر خاکستر هنوز بحث سیاسی از دهن نیفتاده است و داغ است، بد نیست در این باب چند کلمه ای سخنی گفته شود.
شرکت کداک؛ تولید کننده ی دوربین های عکاسی در سال ۲۰۱۲ میلادی اعلام ورشکستگی کرد و به تبع آن تعداد پرسنل آن از ۶۰٬۰۰۰۰ نفر به ۷۰۰۰۰ نفر کاهش پیدا کرد. اما این ورشکستگی محصول دهه ای پیش از آن بود، وقتی اولین دوربین های دیجیتال وارد بازار شدند، تصور عمومی این بود که با استقبال زیادی روبرو نخواهند شد و دیر یا زود بساطشان برچیده خواهد شد. کارکنان شرکت کداک هم که در شهرک ساخته ی کداک زندگی می کردند و به ارتباط محدودی با دنیای بیرون داشتند بر این باور بودند که مردم هیچگاه ذوق و شوق ظهور فیلم های ثبت شده روی نگاتبو را با اسباب بازی هایدیجیتال عوض نخواهند کرد. شرکت کداک زمانی از خواب بیدار شد که دیگر دیر شده بود و دوربین های دیجیتال بازار را قبضه کرده بودند. و نتیجه ی جامعه ی بسته ی کداک ورشکستی سنگینی بود که گریبانش را گرفت و شهرک کداک از هم پاچید.
دوم خرداد هفتاد و شش مردی بر مسند ریاست جمهوری ایران نشست که فصل جدیدی را در تاریخ این کشور رقم زد. برداشت خاتمی از حکومت گویا میتنی بر همان جامعه ی باز بود، مبتنی بر فهم و شعور در حوزه ی عمومی و وقتی شعار گفتگو تمدن ها را مطرح کرد دستکم در ذهن خودش صرفا یک شعارنبود،باور قلبی اش همین بود، چنان که عملکردش و رفتارش در سالهای بعد نمود همان باور بود. نه مخالف را کوبید و نه جز با همان لحن و ادبیات وزین و سنجیده با کسی سخن گفت. اگر چه گفتگوهای تمدن ها در سطح بین الملل بازتاب بیشتری داشت اما طعنه ای هم بود به داخل ایران. تلنگری به جامعه ای که هنوز فن سخن گفتن و مصاحبت را نیاموخته بود و تساهل و مفاهمه در آن جایگاهی نداشت، خاتمی این را دریافته بود و سعی در توسعه ی فهم و دانش عمومی در همه ی زمینه ها داشت و آن میان در پی گسترش تحمل و بردباری عمومی و فرهنگ متانت و تحمل مخالف. چیزی که نقطه ی مقابلش را در هشت سال ریاست جانشینش دیده شد. خاتمی رئسس جمهوری بود که هیچگاه مخالفانش را خس و خاشاک نخواند
جامعه ای که از معبر برچسب ها و نشان ها و انکارها با هم سخن می گوید. گاهی فراموش می کند که جامعه محل تضارب افکار است، اصلا مسئله این نیست که چه کسی بر حق است، شاید یکی از شاخص های توسعه همین باشد که مردم و سیاستمداران و در کل همه ی افراد یک جامعه بتوانند با هم صحبت کنند. صحبت کردن بر اساس درست شنیدن و درست پاسخ دادن. فهم متقابل. نه بر مدار عصبیت و انکار و کوبیدن طرف مقابل. دستکم برای منی که خود را متعلق به مسیر و جریان فکری اصلاح طلبی می دانم، خودم را وامدار تفکری می دانم که نماد آن خاتمی است، باید مدام این دغدغه ی فکری وجود داشته باشد که فقط هدف مقصود نیست.نمی شود برای رسیدن به اهدافمان، اخلاقیات را قربانی کنیم، از انگ ها و برچسب ها استفاده کنیم، تا به آنچه می خواهیم برسیم. یکی از شاخص های توسعه، همین گسترش حمل و تامل در حوزه ی عمومی است. این که افراد با افکار و باورهای مختلف بتوانند دور هم بنشینند و بدون هیچ فشار و تنش روحی با هم صحبت کنند ، در شرایطی برابر و از موضعی برابر. بند اول نمود یک جامعه ی بسته است، نه جامعه مد نظر پوپر، بسته به لحاظ دایره ی افکار ، جامعه ای که هوای تازه ای در آن دمیده نمی شود و دچار تصلب و انسداد فکری است بدون تردید دچار لغزش خواهد شد و تاکید بر منش و رفتار توام با اخلاق مداری در حوزه ی عمومی هم بر این امر استوار است که باید باور داشته باشیم که میان رفتارهای فرداستان و فرودستان در جامعه رابطه ای متقالل برقرار است و در کشوری که پایه های فرهنگ تامل و تفاهم سست و بی سابقه است و در جریانی معکوس نیازمند حرکتی از راس به دامنه ی هرم است، اخلاق مداری چنان امری بایسته و لازم التباع است.

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین موضوعات