کد خبر: 30783 | تاریخ انتشار: ۱۵:۳۸:۳۷ - چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۵ | ۳ نظر | |

استالین دیکتاتور

asgarمشکین سلام، عسگر موسوی: این سد راه آزادی بشریت که متملقان پدر کبیرش می خواندند همه مردان بزرگ را کشت و جامعه را از منتقدان و اندیشمندان تصفیه کرد سپس مردم روسیه را یکسره پست و پلید و همانند خویش کرد و از این رهگذر توانست هر کسی را كه در برابر ایدئولوژی وی می ایستاد چه دوست و دشمن با نام « دشمنان خلق » به دیار عدم رهسپار سازد . شطرنج استالین در عرصه قدرت سیاسی برای حذف پیاده ها، در نیمه های شب ، خفاش وار ، به راه می افتاد و خودش نیز از ترس خروش مردم که مبادا روزی اژدها وش جرأت درندگی یابند خرگوش وار در کنام اش می زیست در یک ویلای جنگلی مدام نقشه ستم می کشید زیرا ” سراسر تاریخ حاکی از آن است كه جباران خودکامه و ستمگر ، همه، مردمی بدخیال ، شکاک و ترسو بودند و همواره در گرد خویش احساس توطئه و سوء قصد می کردند. اینان خود بغرنج ترین شیوه ها را برای حفظ جان خویش ابداع می نمودند و شگردهای فراوان به کار می بردند تااز این رهگذر ، به میزان صداقت و وفاداری اطرافیان خویش پی برند. این همان چیزی است که بیماری روانی « احساس تعقیب» نام دارد.” ( اسرار مرگ استالین (توطئه بريا) ع . آوتور خانوف ؛ ترجمه عنایت ا… رضا ، تهران : امیرکبیر 1363 ، ص 196).
وحشتی که « این موجود دهشت انگیز» ایجاد کرده بود مردم از ترس اش ،شیرآب را باز می گذاشتند تا به صدای آن به رادیو BBC گوش دهند و بدانند در مملکت خودشان چه می گذرد پدر از پسر و پسر از پدر می ترسید براستي حيرت آور اينكه این وحشی گرجی و مرد بی فرهنگ و کم مایه ، چگونه توانست این همه دشمن بتراشد و آنها را به کلی حذف نماید و علاوه بر مردم روسیه، فرهنگ معنوی و اصول اخلاقی یک ملت را با شهوت ویرانگری خویش نابود سازد اين هنوز هم یکی از پرسشهای بی پاسخ تاریخ است ؟ « استالین منفورتین و محبوبترین ،محترم ترین و پلید و غدارترین شخصیت دولتی در سراسر تاریخ بشر بوده است .در دولت و کشورش کسی نبود نسبت به او بی تفاوت باشد. مردم یا دوستدار و یا دشمن وی بودند . هیچ یک از معاصران او نتوانسته است و نمی تواند چهره ی سیاسی و روانی استالین را به دقت تصویر کند زیرا معاصران استالین حتی پس از مرگ وی نیز نسبت به او بی نظر و بی تفاوت نیستند. برای درک جنبه های روانی استالین داوری درست درباره ی وی و تعیین دقیق مقام و موقعیت او در تاریخ روسیه و جهان، دست کم ، صد تا دویست سال زمان لازم است » (همان ، ص 314) .
این موجود اسرار آمیز و « فرعون بزرگ » با طبع ناسازگار و نامتعادل ، با نبوغ و زیرکی ویژه، حذف طبقه مارکسیستی را با کشتار و زندان در هوای مه آلود انگیزیسیون آغاز کرد به اعتقاد خانوف سه طبقه ایجاد نمود « طبقه ای که زندانی بوده اند، طبقه ای که زندانی هستند و طبقه ای که زندانی خواهند شد ».
اما طنز بزرگ تاریخ این است که چاپلوسان و مداحانی چون آکین جامبول و سلیمان استالسکی ِ بی هنر قوّال، ستایشگر یاسای استالینی می شوند و در فراق این پدر مهربان ، عاقبت شاعری چون کنستانتین سیمونوف گفت: کلام و سخنی وجود ندارد تا از طریق آن بتوان اندازه ی رنج و درد و ماتم و اندوه را بیان کرد … و نيکلای گریبا چوف گفت : جهان باآگاهی از این ماتم و اندوه به لرزه آمد و آناتولی سافرونوف گفت : اندوه در دل همانند دریا عمیق است ، استالین همیشه با ماست.
روزنامه « پراودا» مارس 1395 می نویسد « … هنگامی که قلب استالین از حرکت باز ایستاد قلوب بشریت از غم و اندوه ، با شدت بيشتری تپیدن گرفت … مردم ساده جهان زنده اند استالین نیز همواره در قلوب مردم ساده جهان زنده و جاوید است .
همین مردم ساده بودند استالین را با چوب حراج زدن بر شرف خویش ، حیثیت کاذب بخشیدند و به پایگاه خدایی رساندند و از این جنایتکار یک معصوم بی گناه ساختند و وی را بلندتر از قله ی هیمالیا و سیع تر از پهنای اقیانوس و درخشان تر از خورشید خواندند و روزنامه « پراودا» در شماره ی مورخ هفدهم فوریه سال 1950 پیرامون خداوندی که استالین نام داشت چنین نوشت: « هر گاه با دشواری روبرو گشتی و اعتماد و اطمینان به نیروی خویش را از دست دادی او – استالین- را به یاد آر. پس آنگاه از نیرو و اعتماد لازم به نفس خود برخودار خواهي شد . هرگاه، بی هنگام ؛ نیرو و توان خویش را از دست دادی او – استالین- را به یادآر پس آنگاه ، خستگی و فرسودگی از وجودت رخت برخواهد بست … هرگاه ، قدرت اندیشیدن را از دست دادی او – استالین – ر ا به یاد آر . پس آنگاه کارت بر وفق مراد خواهد بود … هرگاه در جستجوی راه حلی درست هستی به او – استالین- بیاندیش . پس آنگاه راه حل درست را خواهی یافت » (روزنامه پراودا ، 18 فوریه 1950، نقل از کتاب اسرار مرگ استالین ص 360-359 )

اما چه چیزی استالین را تا این حد ارتقا داد و از استالین جنایتکار کره ي خاکی یک استالین افسانه ای و اسطوره ای و الهه گونه ساخت هر چند تملق ، رعب و وحشت ، تبلیغ ، جهل و نادانی و ترس هما ره موثر بوده اند. اما استالین غیر از اینها یک خصوصیات نیز داشت او اخلاق کالونی داشت مثل ژان کالون هرگز گرد محافل خوشگذران و عیش و عشرت و معاشرت نمی رفت و لذایذ جنسیتی و اپیکوری را تا به روز هنگ مغزی و ایست قلبی نپسندید و به دستورالعمل ، ماکیاولی که حاکم نباید زنباره باشد عمل نمود اما با زیردستان ظاهراکمترنیاز به روباهی داشته زیرابه قضاوت تاریخ هماره شیر و پلنگ درنده بودوتوانست چهل میلیون نفر از مردم خویش رابی رحمانه بدرّد.
عسگرموسوی22/9/94

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۳ ديدگاه مطلب براي " استالین دیکتاتور " ارسال شده است.

  1. ف ش گفت:

    خوبه ولی بهتر بود ابتدا لنین معرفی شود که افکار او استالین را جانی نمود اگه فرصت شد معرف او نیز باشید

  2. علیرضا گفت:

    دوست عزیز لیاقت مردم روسیه وچین و…همان است

  3. حسین ن گفت:

    بسیار عالی استاد خیلی استفاده بردم امیدوارم عبرتی برای همه ما باشد

ارسال نظر


آخرین موضوعات