کد خبر: 31661 | تاریخ انتشار: ۱۲:۳۲:۴۴ - دوشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۵ | ۴ نظر | |

افسانه ی دفن خشونت /

مشکین سلام ٰٰقدیر نصری مشکینی: در مطلب زير، تاملي انتقادي و پرسش‌هايي احيانا ايضاح‌گر طرح كنم و اميدوارم كه به جاي توليد ابهام، باني ايضاح شوم. عصاره دغدغه من در خصوص مطالبي كه با محوريت ” فقر فرهنگي گری در شناخت خشونت” گفته مي‌شود بدين قرار است:

1- در هنگامه خشونت‌ورزي، دقيقا چه اتفاقي رخ مي‌دهد؟

نخستين پرسش من اين است كه وقتي مي‌گوييم فرد خشن‌، گروه خشونت‌ورز يا كشور خشونت‌طلب، دقيقا چه مي‌گوييم و به چه چيزي نظر داريم؟ آيا مقصود ما، فقط زخمي كردن جسم و فيزيک كسي يا تجاوز به تماميت ارضي يك كشور است يا علاوه بر جسم و فيزيك، حيثيت و حريم فكري و فضاي ذهني هم مد نظر است؟ به عنوان مثال، محيط خشونت‌بار به محيطي گفته مي‌شود كه خفت‌گيران با توسل به ابزارهاي خشونت باري چون چاقو و ساتور، اعمال اراده مي‌كنند با اينكه خشونت ديگري هم مدنظر است و گونه‌هاي پيچيده‌تري (مانند خشونت گفتماني از طريق طرد ديگري يا سركوب سازمان يافته مخالفان) از خشونت هم محل تامل است.

آنچه به ذهن من مي‌رسد اين است كه به خلاف تم اصلي دكتر محمد مهدی مجاهدي، با اينكه خشونت در تصميم سياسي نهفته است اما اين فرهنگ است كه تصميمات خشونت‌بار را قانوني مي‌كند يا کاری شايسته مكافات مي‌شمارد. از اين رو سخن گفتن از فقر فرهنگي‌گري در تبيين خشونت، سخت محل اشكال است. شايد برداشت دكتر مجاهدي اين باشد كه اين تاملات نقض دليل است تا مدعا و يا نوعي تبيين‌گري در روايتي موسع از مفهوم خشونت است. اما باز هم سخن اين است كه تجميع همه اقدامات، تصميمات و كنش‌هاي معطوف به سلامت جسمي، حيثيت گروهي و ارزش‌هاي ذهني زير “مفهوم خشونت منهاي فرهنگ”، سخت قابل مناقشه است.

مگر نه اين است كه در ارتكاب خشونت، حتما دو طرف وجود دارد كه طرف خشونت‌ورز خود را محق و مشروع و قرباني خود را مستحق مجازات و طرد و تحقير مي‌داند. زيربناي اين رفتار خشونت‌بار، ناگزير نظامي از باورهاي ذهني است كه به فرمان آن نظام ذهني، شليك به مغز قرباني، موجب تسلاي خاطر گروهي پرشمار مي‌شود. بنابراين اگر اين مبحث را خلاصه كنيم جان كلام اين است كه اولا خشونت، فقط محدود و معطوف به جسم و صور فيزيكال طرفين نيست ثانيا موضوعاتي مانند هويت، حيثيت، لياقت، باور، برداشت و شخصيت نيز مي‌تواند ‌آماج خشونت باشد ثالثا فرهنگ (به معناي نظامي از باورهاي جمعي كه به كنش‌هاي گروه معنا مي‌دهد) نه‌تنها در توجيه يا نفي خشونت بي‌طرف نيست كه در عداد مهمترين مخازن و ذخاير توجيه‌گر خشونت/ مدارا است.

2- تقسيم خشونت به دو نوع سكولار- ديني، راهزني و گمراهي است

همان گونه كه دكتر مجادهدي هم در چكيده مباحث خود ارائه كرده است، خشونت بر دو نوع است؛ خشونت سكولار كه به روايت نظريه‌هاي غرب معاصر، در قالب قانون ارائه مي‌شود و خشونت ديني كه مطابق شريعت و در راستاي رسالت ديني، بروز مي‌يابد. من گمان مي‌برم و رفته‌رفته اين گمانم به يقين نزديك مي‌شود كه اين تقسيم‌بندي دقيق نيست و خشونت به محض اينكه خردمندانه اعمال مي‌شود سكولار شدن آن آغاز مي‌شود. به عبارت ديگر، دليل صدور حكم خشونت، صرفا ديني يا صرفا سكولار نيست و هستند جرايم پرشماري كه سكولارها و دينداران، هر دو گروه آنها را جرم/ گناه مي‌شمارند. كار خلاف نظم اخلاقي و وجدان، جرمي است كه ديندارآن ان را گناه مي‌نامند و آنچه دينداران حرامش كرده‌اند مي‌تواند در قاموس سكولارها، غيرقانوني يا جرم باشد. از آن گذشته، مگر مي‌توان تمام افعال بشر را به دو دسته ديني و سكولار تقسيم نمود، من بر اين باورم كه از لحظه‌اي كه فرد ديندار، شروع به نتيجه‌ بندی و مآل اندیشی مي‌كند، پروژه سكولاريزاسيون آغاز مي‌شود و لحظه‌اي كه يك فرد سكولار قامت به اعاده نظم مي‌بندد كاري ضدديني مرتكب نمي‌شود بلكه هم ديندار و هم سكولار هر دو در چهارچوب يك مطالبه عمل مي‌كنند: مطالبه زيست بي‌ضرر و آرام.

3- صنعت خشم يا صنعت خشونت
در ادامه بند اخير، پاسخ به اين پرسش نيز مي‌تواند مفيد باشد: گروهي مانند داعش را در نظر بگیريد كه مامورانش در بازارهاي موصل مي‌چرخند و فراريان از ماليات يا جوانان مشكوك به ارتكاب محرمات را في‌الفور مجازات مي‌كنند. اين گروه خلبان اسير را با تلاوت آياتي از قرآن مجيد به آتش مي‌كشند يا اسيران كرد را داخل يك قفس آهنين، صد ساعت در آب نگه مي‌دارند و غرق مي‌كنند. نمونه‌هاي مجازات به سياق داعش را بسيار ديده و شنيده‌ايم و تجسم آنها بيشتر از روايت‌شان به فهم موضوع كمك مي‌كند. در آن صحنه مشهوري كه تبعه انگليسي، خنجر بران و براق خود را بر حلقوم اسير امريكايي مي‌گذارد و به فاصله چند ثانيه ، سر او را از تن جدا مي‌كند، ما نه شاهد خشونت سكولار (قانون پايه) هستيم و نه شاهد خشونت ديني (دين‌بنياد)، بلكه نظاره‌گر صحنه‌اي هستيم كه من اسم آن را “صنعت خشونت” مي‌گذارم. در صنعت خشونت، خشونت عرياني كه اعمال مي‌شود نه به حكم دين است و نه به فرمان دادگاه! بلكه انتخاب اين قسم خشونت‌ورزي در ملأ عام و مخابره آن به ميليون‌ها بيننده كنجكاو، نوعي عمل عقلاني (معطوف به نتيجه) و صنعتي حساب شده مي‌باشد. بدين مضمون كه قوه عاقله داعش با علم به اينكه در جهان معاصر هيچ مشروعيت و حقانيتي وجود ندارد، دست به تفكري انتحاري زده، ذخيره عظيم خشم را به خدمت مي‌خواند و با نمايش مجازات‌هاي محيرالعقول، مخاطب را در مقابل دو گزينه قرار مي‌دهد: تسلیم يا مرگ به فجيع‌ترين وضع قابل تصور. اين قسم خشم‌ها را نمي‌توان عاري از تاثير فرهنگ و عقلانيت سياسي فهم كرد. اين خشم نوعي صنعت است براي ايجاد ارزش افزوده و در كارخانه‌اي به نام دين.

4- تكمله‌اي ديگر در خشونت‌پژوهي

با اينكه تبار خشونت را دقيقا مي‌توان تا مرگ قابيل رصد كرد اما اين تبارشناسي كمكي به فهم خشونت چندلايه‌اي امروزين نمي‌كند. چراكه امروز با تورم امر سياسي، پايان حيات امر خصوصي- شخصي و زندگي ناگزير همگان در جامعه‌اي تحت مراقبت (Survillence Society)، انواع نوپديد و چندلايه‌اي از خشونت را مي‌توان شناسايي و لايه‌برداري كرد. من براي جلوگيري از اطناب غيرضروري و از منظري انديشه‌شناختي، به صورت تيتروار سه گزاره (احيانا كليدي) را خاطرنشان مي‌سازم.

5- امروزه؛ فرادستان، يگانه آمران خشونت نیستند!

مدتي مديد خشونت‌ورزي در انحصار فرمانروايان قاهر، اربابان، پدران، صاحبان ثروت، زورمندان محلي و كلا فرادستان بود. اما اكنون با فربه شدن مفهوم و مضمون خشونت، زيردستان هم مي‌توانند خشم رواني و خشونت گفتاري كرداري خود را ابراز كنند و به دلايلي تكنيكي و ذهني، اين ابراز بسيار موثرتر هم خواهد شد. اعتصاب، نافرماني، سكوت، اعتراض و همكاري ناقص همگي به تناسب پيچيدگي زندگي مدرن رشد يافته‌اند.

6- بدن، محسوس‌ترين و در عين حال كم‌اثرترين عرصه برای اعمال خشونت است!

به صورت معمول، عاملان خشونت، يا بدن را مجروح و معدوم مي‌كنند يا اعتبار رقيب را مخدوش مي‌سازند و يا به شيوه‌اي پيچيده به طرد و دستكاري گفتمان رقيب مبادرت مي‌ورزند. مجازات جسمي يا حمله به تماميت بدني/ ارضي، كار سربازان و گمارده‌هاي زورمندي است كه كارشان انقياد است اما با رونق راهبردهايي چون بي‌اعتبارسازي (Decriditing) و رسواسازي (shaming)، اكنون تكنولوژي سياسي خشونت پيشرفت كرده و خشونت نيز بسان عملياتي رزمي! فرماندهان فكري، اتاق فكر، مهندسين و اقناع‌گران خود را مي‌طلبد. خشونت مدرن، بلوغ‌يافته‌ترين نوع خشونت است كه ابژه‌هايش را نه به ترغيب و كيفر كه با اغوا و طراحي ترجيحات، همسو مي‌سازد. اين قسم بسيار پيشرفته از خشونت‌ورزي را “خشونت ساختاري” مي‌نامند كه طي آن نوكران و مريدان و فرادستان، طول عمر و سلامتي اربابان، مراد و فردوستان خود را آرزو مي‌كنند.

7- استبداد ساعت: قسم مهمي از خشونت، ذاتي مدرنيته است!
جورج وودكاك (نويسنده كتاب معروف آنارشيسم) حدود 45 سال پيش مقاله‌اي نوشت به عنوان استبداد ساعت! به باور وودكاك، فرد مدرن به خلاف يونانيان باستان يا گله‌داران عرب، موفق شده است زمان- آگاه شود و زمان، ماده خام صنعت و كسب و كار شده است! در چنين گردونه‌اي، كارها و برنامه‌ها به فرمان ساعت، نظم داده مي‌شوند و انضباط به فضيلت فرد مدرن بدل مي‌گردد. به روايت وودكاك، «پابه‌پاي اين وابستگي بنده‌وار به زمان مكانيكي كه موذيانه در ميان تمامي طبقات در قرن 19 شيوع يافت، انضباط سخت و تباهي‌آور نيز رشد كرد… غذا خوردن‌هايش شتاب‌زده، چپاندن خود به قطار يا اتوبوس و بسياري از الزامات دشوار ديگر، سلامتي جسم و روان را چنان فرسوده است» كه فرد مدرن، ساعت را خداي قهار و انضباط را رسالت و هنري والا مي‌بيند. گرايش به اوقات بي‌زمان و دور از تيك‌تاك ساعت (مانند مصرف مواد مخدر، ميخوارگي، عشق‌هاي هوسبار، تخيلات بي‌زمان) در دنياي مدرن، آرزويي وسوسه‌بار شده است. اين گرايش به رهايي از استبداد ساعت، ناشي از وقوع يك تغيير بنيادين است: در نظم يونان باستان، بشر كار مي‌كرد تا اوقات فراغتی كيفي داشته باشد اما اينك استراحت مي‌كند و مرخصي مي‌گيرد تا بيشتر كار و توليد كند. به نظر من، هر تفحصي در باب خشونت، بدون تامل در اين اركان و بطون، كاري از پيش نخواهد برد. سخن از ريشه‌كني خشونت، نوعي خدعه براي اعمال خشونتي ديگر است و فرد مدرن، ناگزير با هر گامي كه برمي‌دارد به تكثير خشونت كمك مي‌كند. درست مانند فردي كه محكوم است در اتاقي محبوس شود و پس از نقاشي تمام اشياي موجود در اتاق رها شود. مي‌دانيد او چه زماني مي‌تواند از اين حبس محترمانه خارج شود؟ هيچ وقت! براي اينكه او بايد تمام اشيا را نقاشي كند از جمله خودش و نقاشي‌اش را. پس با هر خطي كه مي‌كشد ناگزير كار خود را زيادتر و زيادتر مي‌كند. بنابراين هرجا و هرگاه كه سخن از شناخت و تحديد خشونت مي‌رود مي‌توان بوي رهايي را حس نمود وگرنه شعار دفن خشونت، آن هم به دست خشونت‌كاران، سرابي بيش نيست.

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۴ ديدگاه مطلب براي " افسانه ی دفن خشونت / " ارسال شده است.

  1. عسگرموسوی گفت:

    دوستان استاد نصری استاد علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی وعلامه طباطبایی تهران ،از اساتید برجسته ،صاحب چندین اثر ارزنده ،افتخار ایران وآذربایجان وبخصوص مشکین شهر می باشند.امید بهروزی وپیروزی دارم

  2. Mohamadi گفت:

    امثال دکتر نصر را نمیشناسیم اما آدمهایی تو این شهر معروفند و صاحب نفوذ که نیم ساعت باهاشون باشی از آینده شهر به کل نا امید میشین. ممنون از مشکین سلام که ایشان را به مخاطبان. معرفی کرد. سپاس

  3. محمد گفت:

    شایان ذکر است استاد نصری از اندیشمندان بنام ایرانی ،زادگاهش روستای احمدبیگلو مشکین شهر میباشدودلبستگی شدیدی بر دیار خود دارد

  4. اکبر مردانی گفت:

    با افتخار باید گفت:
    دکتر قدیر نصری
    رشته آموزشی و پژوهشی : اندیشه و جامعه شناسی سیاسی
    شغل حرفه ای : محقق و مدرس اندیشه و جامعه شناسی سیاسی در دانشگاه خوارزمی ـ گروه علوم سیاسی

    الف. مقالات علمي
    1. مؤلفه‌ها و موانع همگرايي در خليج فارس دفتر مطالعات سياسي و بين‌المللي وزارت امور خارجه مجموعه مقالات هشتمين همايش بين‌المللي خليج فارس تهران: 1377 تأليف
    2. نظريه توانش زباني چامسكي و نظريه توانش ارتباطي هابرماس فصلنامه پل فيروزه (شماره11) علمي ـ تخصصي تهران:بهار1383 تأليف
    3. تأملي معرفت شناختي بر فلسفه‌ سياسي هابز و معنا و مقام امنيت در آن ماهنامه اطلاعات سياسي ـ اقتصادي شماره 178 ـ 177 علمي ـ ترويجي تهران:خردادوتيرماه 1381 تأليف
    4. سازش و ستيزش دين و دولت در فلسفه سياسي ويليام اوكامي نامه مفيد (شماره 32) علمي ـ پژوهشي قم:آذر و دي 1381 تأليف
    5. مؤلفه‌ها و موانع همگرايي در خليج فارس فصلنامه مطالعات خاورميانه (شماره16) علمي ـ ترويجي تهران:زمستان1377 تأليف
    6. در چيستي جهاني شدن: تأملي نظري در سرشت و آهنگ جهاني فصلنامه مطالعات راهبردي (شماره 13) علمي ـ تخصصي تهران:پاييز1380 تأليف
    7. الگويي روش شناختي براي مطالعه جامعه‌شناسي قدرت: فصلنامه راهبرد دفاعي
    (شماره 9) علمي ـ تخصصي تهران:پاييز1384 تأليف
    8. رهيافتي جامع براي مطالعه امنيت ملي در خاورميانه فصلنامه مطالعات راهبردي (شماره 9) علمي ـ تخصصي تهران:پاييز1379 ترجمه
    9. معنا و مقام «فرد» در گفتمانهاي اسلامي معاصر فصلنامه راهبرد (شماره 28) علمي ـ تخصصي تهران:تابستان1382 تأليف
    10. انديشه سياسي فمينيسم: روش‌ها و مفاهيم كليدي فصلنامه كتاب زنان (شماره33) علمي ـ تخصصي تهران:پاييز1385 تأليف
    11. فهم فمينيستي امنيت ملي فصلنامه مطالعات راهبردي (شماره33) علمي ـ تخصصي تهران:پاييز1385 تأليف
    12. بنيانهاي نظري مدينه ديني و دين مدني فصلنامه مطالعات راهبردي (ويژه‌نامه ايمان و ايمني) (شماره 15) علمي ـ تخصصي تهران: بهار 1381 تأليف
    13. فهم كانستراكتيويستي امر سياسي فصلنامه مطالعات راهبردي (شماره 34) علمي ـ تخصصي تهران:زمستان1385 تأليف
    14. نفت و معماي امنيت در خاورميانه جديد فصلنامه راهبرد دفاعي (شماره7) علمي ـ تخصصي تهران:بهار 1384 تأليف
    15. چالش‌ها و بايسته‌هاي تحرك جمهوري اسلامي ايران در آسياي مركزي و قفقاز فصلنامه مطالعات آسياي مركزي و قفقاز (شماره29) علمي ـ ترويجي تهران: بهار1379 تأليف
    17. روش‌شناسي مكتب نوايده‌اليسم فصلنامه مطالعات راهبردي (شماره30) علمي ـ تخصصي تهران:زمستان1384 تأليف
    18. قابليت‌هاي دولت دانتير در مقابل انقلاب مخملي كتاب انقلاب رنگي و ج.ا.ايران كتاب تهران: 1387 تأليف
    19. رهيافت خاورميانه شناسي: نقد ده اثر و طرح يك نظر پژوهشنامه خاورميانه علمي ـ تخصصي تهران: 1387 تأليف
    21. هويت قدسي: تأملي در رهيافت هويت شناختي سيدحسين نصر فصلنامه مطالعات ملي (شماره18) علمي ـ پژوهشي تهران: 1383 تأليف
    22. استيلاي طالبان بر افغانستان و امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران اطلاعات سياسي اقتصادي (شماره 134 ـ 133) علمي ـ ترويجي تهران: مهر و آبان 1377 تأليف
    23. معنا و اركان جامعه‌شناسي امنيت راهبرد (شماره 26) علمي ـ تخصصي تهران:زمستان 1381
    25. رهيافت‌هاي امنيت پژوهي در خاورميانه فصلنامه مطالعات راهبردي (شماره20) علمي ـ تخصصي تهران:تابستان1382 تأليف
    26. جمعيت و امنيت: امكان‌سنجي پيدايش دولت كردي در خاورميانه فصلنامه مطالعات راهبردي (شماره 6 ـ 5) علمي ـ تخصصي تهران:پاييز و زمستان 1387 تأليف
    27. تأملي روش‌شناختي در بنيادهاي مكتب ايده‌اليسم فصلنامه‌ي مطالعات راهبردي (شماره22) علمي ـ تخصصي تهران: پاييز 1382 تأليف
    28. درآمدي نظري بر چهره جديد قدرت در خاورميانه فصلنامه راهبرد دفاعي (شماره26) علمي ـ تخصصي تهران:تابستان1383 تأليف
    29. مكتب كپنهاگ: مباني نظري و موازين علمي فصلنامه مطالعات دفاعي و امنيتي (شماره33) علمي ـ تخصصي تهران:زمستان1381 تأليف
    30. حادثه يازده سپتامبر: نظريه‌ها و تفاسير فصلنامه مطالعات راهبردي (شماره 18 ـ 17) علمي ـ تخصصي تهران: پاييز و زمستان 1381 تأليف
    31. عدالت به مثابه انصاف فصلنامه مطالعات راهبردي (شماره19) علمي ـ تخصصي تهران: بهار1382 تأليف
    32. مشروعيت و امنيت در كشورهاي عربي فصلنامه مطالعات راهبردي (شماره 16) علمي ـ تخصصي تهران:تابستان1382 تأليف
    33. جامعه‌شناسي امنيت ملي: با تأكيد بر جمهوري اسلامي ايران فصلنامه مطالعات راهبردي (شماره 28) علمي ـ تخصصي تهران:تابستان1384 تأليف
    34. سقراط تاريخي و سقراط افلاطوني فصلنامه فلسفه (شماره13) علمي ـ تخصصي تهران: بهار1387 تأليف
    35. الگويي روش‌شناختي براي سنجش وزن شيعيان خاورميانه شيعه‌شناسي (شماره10) علمي ـ پژوهشي تهران:زمستان1387 تأليف
    36. مهندسي رضايت در دولتهاي رانتير مجله حقوق و علوم سياسي دانشكده علوم انساني (شماره7) علمي ـ پژوهشي تهران:زمستان1387 تأليف
    ب. كتب

    1 نفت و امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران پژوهشكده مطالعات راهبردي 1382 تأليف كتاب (برگزيده كتاب سال دانشجويي در سال 1382)
    2 چهره جديد امنيت در خاورميانه پژوهشكده مطالعات راهبردي 1383 ترجمه كتاب (ترجمه برگزيده در سال 1383)
    3 روش و نظريه در امنيت پژوهي پژوهشكده مطالعات راهبردي 1383 تأليف كتاب
    4 مقدمه‌اي انتقادي بر تحليل سياسي پژوهشكده مطالعات راهبردي زير چاپ ترجمه كتاب
    5 اسلام ايراني: مفهوم فرد نگاه معاصر زير چاپ ترجمه –
    6 مباني هويت ايراني مؤسسه مطالعات ملي 1387 تأليف كتاب
    7 آزادي بيان و توسعه‌ي پايدار دانشگاه تربيت مدرس زير چاپ تدوين كتاب
    8 چالش‌ها و بايسته‌هاي ايران در منطقه‌ي خليج فارس مركز تحقيقات استراتژيك دفاعي 1383
    9 جامعه‌شناسي سياسي پژوهشكده مطالعات راهبردي 1388 ترجمه به همراه دکتر قاسمی
    10 سياسي شدن اسلام در جمهوري آذربايجان پژوهشكده مطالعات كاربردي فارابي 1387 ترجمه
    11 دايرةالمعارف علوم اجتماعي پژوهشكده مطالعات فرهنگي و اجتماعي زيرچاپ ترجمه گروهی
    12 امنيت جامعه: معنا، نظريه‌ها و مؤلفه‌ها پژوهشكده علوم انساني 1390 تأليف كتاب
    13 جغرافياي امنيتي ايران: با تمركز بر اقليت‌ها پژوهشكده فارابي 1385 تأليف كتاب سه جلدي
    د. بررسي و نقد كتب لاتين

    فصلنامه‌ي مطالعات راهبردي: شماره 24 – تابستان 1383 صص 358 – 343 Barry Buzan & ole Waever, Regions and Powers The Structure of International Security, Cambridge, Cambridge University Press, 2003, 605 Pages. 1
    فصلنامه‌ي مطالعات ملي: (شماره 20) (سال پنجم، شماره4، 1383) (صص 189 ـ 163) Hahn, Lewis A. et. Al (eds) The Philosophy of Seyyed Hossein Nasr, Chicago, Open Court, 2001, 1001 Pages. 2
    فصلنامه‌ي مطالعات خاورميانه: شماره 33، بهار 1382 صص 252 ـ 234 Lenor G. Martin, New Frountiers in The Middle East Security, London, Macmillan Press, 1998, 261 Pages. 3
    فصلنامه‌ي سياست خارجي: بهار 1378 شماره 51، صص 340 ـ 317 John, Esposito, Encyclopedia of Modern World of Islam, 3 Volumes, New York, Routledg Press. 4
    فصلنامه‌ي مطالعات منطقه‌اي: بهار 1384، صص 319 ـ 301 Encyclopedia of American Jewish Woman, London & Reinland, 1998, 901. Pp 5
    فصلنامه‌ي مطالعات منطقه‌اي: پاييز 1382، شماره17، صص170 ـ 168 Avigdor, Levy, Jews, Turks, Ottomans: A shared History, Fiftenth Through Twentieh Century, New York, Syracus University Press, 2002, 305 pp. 6
    فصلنامه‌ي مطالعات راهبردي: شماره21، پاييز1382، شماره732 ـ 721 George Soren, Changes in Nationhood, New York, Palgrave, 2001, 226 pp. 7
    فصلنامه‌ي مطالعات خاورميانه: بهار1383، شماره17، صص223 ـ 208 Joseph, Kechichian, Iran, Iraq and Arab Gulf Countries, New York, Routledge, 2001, 471 pp. 8
    فصلنامه‌ي مطالعات راهبردي: شماره34 ، تابستان1382، صص223 ـ 211 George, Allen, Civil Society in the Islamic World, London, Polity Press, 2002, 302 pp. 9
    فصلنامه‌ي مطالعات خاورميانه: شماره33، بهار1382، صص252 ـ 234 Lenore G. Martin, The Future of Turkish Foreign Policy, 2004, 314 Pages. 10
    فصلنامه مطالعات راهبردي: شماره 35 (بهار 1386) (صص166ـ 151) Fouad Ibrahim , The Shi’is of Saudi Arabia, London: Saqi Press, 2006: 306 Pages. 11
    فصلنامه مطالعات راهبردي:شماره38(زمستان1386) (صص894 ـ 867) Brendan Oleary et al, The Future of Kardistan in Iraq, Philadephia, Ibid Press, 2005 , 2 , 8 Pages. 12
    فصلنامه مطالعات راهبردي: تهران: بهار1384، صص178 ـ 167 Karim Yildiz, The Kurds in Iraq: The Past, Present and Future, London: Plato, 2004, 238 Pages. 13
    Discourse
    Winter 2004
    pp. 190 205 Moslem, Mehdi, Factional Politics After Aytollah Khomeini, London, Open Court, 320 Pages. 14
    فصلنامه مطالعات راهبردي، بهار 1382، شماره19، صص235 ـ 212 John, Rawls, A Theory of Justice, New York, Harvard University Press, 535 Pages. 15
    فصلنامه مطالعات راهبردي، شماره13، پاييز1380، صص419 ـ 401 Andrew, Hurell & Ngari Woods, Inequality, Globalization and World Politics, New York, Oxford University Press, 352 Pages. 16

ارسال نظر


آخرین موضوعات