کد خبر: 33341 | تاریخ انتشار: ۲۱:۲۸:۰۸ - سه شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۵ | بدون نظر | |

تقدیم بر مشتاقان منا

مشکین سلام ، مالک رضایی:از وقتی که جشن حجاج در”منا” به عزا تبدیل شد مشتاقان هموطن ما ، کعبۀ مقصود خود ندیده اند .روح عاشقانی در آن واقعه به سوی معبود خویش پر کشید.و آخرین طواف آنها که قرار بود، پنجره‌ای از زندگی جدید به رویشان بگشاید،ناتمام ماند .آنها اسماعیل وار در قربانگاه منا بر آستان معشوق سر نهادند،که نیست عزرائیل را دست و رهی بر عاشقان. عاشقان عشق را، هم عشق و سودا می‌کُشد.
در حالیکه بی‌توجهی آل سعود در آن فاجعه ،از کشته‌ها ی ما پشته ساخته بود باچشمانی اشکبار منا را ترک گفتیم .گویی سعودیان حاکم بر عربستان به جای همت در مدیریت و بر گزاری شکوهمند حج ،ماموریت داشتند که با مُصحَفی در کف،چو زین العابدین،اما خنجری از کین ،اندر آستین،بر سر مردم مظلوم یمن آتش بریزند،ماموریت داشتند که با همدستی پیدا و پنهان داعش،در همۀ نقاط اسلام بذر کینه و نفرت و تفرقه بکارند و مرگ و نیستی بیافرینند.تاریخشان مملو از این کجروی ها و کج اندیشی هاست. از خیالی صلحشان و جنگشان ، وَ ز خیالی نامشان و ننگشان.
حاشا که دل دردمند پیغمبر رحمت،آنها را از این آتشی که بر هستی امت زده اند ،ببخشاید و بر درد امت خود ننالد.مگر نه اینکه او به گلشن هستی امت، باغبان مشفق و رئوف است؟ به باغ، چون رسد آسیب، باغبان نالد. photo_2016-06-01_00-39-57-258x300
بگذار این همایش سالیانه‌ ای که هر سال،جهان اسلام با هزاران امید از کسب هویت راستین ابراهیمی در آن گرد هم می‌آیند،امسال باچشمان حسرتبار هزاران مشتاق ایرانی غایب از آن صحنه بر گزار شود. ما چه آنجا باشیم و چه نباشیم دل و روحمان با ابراهیم است، هرگز وجود حاضر و غایب شنیده ای ما در میان این جمع و دلمان ،جای دیگر است، صحرا و باغ زنده دلان ،کوی دلبر است. چه باک که نمرودیان آل سعود، آتش افروز فراق و جدایی بخش بزرگی از امت پیامبر اکرم از آن همایش بزرگ گشته اند .
سیه مار خفته بر روی دلارهای نفتی و هرزه گوی گنده دهان متفرعنی که در همۀ عمرش ندیده،دردسر ،تا ننالد با خدا آن خیره سر،اکنون جامۀ زعامت و برگزاری خطیر ترین همایش اسلامی و توحیدی را بر جان ناساز خود پوشیده است،در حالیکه نه عظمت همایش را می شناسد و نه صاحب آن همایش را که نقش اول و برجستۀ آن برای همیشۀ تاریخ«ابراهیم بت شکن» است، و در کنار او «هاجر».
آن ملکۀ آسمانی که به افتخار همسایگی نزدیک خانۀ خدا نائل گشت. به قدری نزدیک که متصل به کعبه در مرکز طواف عاشقان قرارگرفت. کنیز مظلوم و مطرود زمانه و قربانی حسادت زنانه که به تقدیری، حتی از حمایت همسر مهربان خود نیز محروم گشت تا بی‌پناه و خسته درجستجوی آب برای فرزند تشنه لبش، چنان شعله‌ای از درون جانش برخیزد که بحر بخشایش به جوش آید و زمزمی معجزه آسا زیر پای طفل شیر خوارش پدیدار گردد. آری اسماعیل‌ها در آنجا به قربانگاه رفته‌اند تا ندای آسمانی «فدیناه بذبح عظیم» به گوش پدر پیر و پیغمبر رسد و جشن بزرگ برپا شود .
فعلا از واقعه‌ای نمی نویسم ، که چگونه وارث بزرگ ابراهیم و اسماعیل ،ترک منا گفت تا حریم حرم از چکاچک شمشیر بیعت خواهان ظلم وستم حفظ شود، و خون خدا درجای دیگری ندای عشق سر دهد. آنروز هم «منا» جشنی به دنبال نداشت، عاشورا را در پی داشت. اما شرح این هجران و این خون جگر ،این زمان بگذار تا وقت دگر …….
مالک رضایی

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین موضوعات