کد خبر: 34189 | تاریخ انتشار: ۱۳:۲۰:۰۷ - دوشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۵ | بدون نظر | |

به یمن آمدنت

  مشکین سلام ، علی محمدی:صدای پای تو را از پشت قاب های شیشه ای پنجره رو به فردا که می شنوم و آمدنت را حس می کنم در دلم جشن و سروری برپاست که می آیی  ، و پیام رویش اندیشه های سبز را فریاد می زنی ،فریادت  تا آنجا که حنجره ات یاری می کند و صدایت در کوها و دره ها می پیچد ، بیداری را به ارمغان آورد.

آری تو می توانی از بلندای قله برفی و دریاچه دلآتشین یخی  داستان درد و درمان و قصه سرما و دندان ،سرگذشت گرگ را با مرد چوپان بسرایی و زمزمه شیرین فراموش شده اوشودوم آی  اوشودوم  – داغدان آلما داشیدیم  را به دلهای تشنه بسپاری . تو می توانی با آهنگ شلاله رودهای  پر آبی  که زندگی را از شیره جان کوهها تا آخرین نقطه دشت سرازیر می کند برسانی و زلالیشان را بسرایی ، صدای تو می تواند به پوسته زیرین پوستین زندگی برسد و آن روی سکه ی زندگی را بنمایانی ، تو میتوانی با زیان قلم ، هنر و هر زبانی را که یارای آن هست  جغرافیای این سرزمین از ارس تا ارس باران از جنگل های حیران تا سر حد طوالش با تمام  داشته هایش  پر افتخار بیارایی .

تو می توانی از بزرگ مردان تاریخ ساز و مردان حماسه ساز فریاد کنی  ، از ستاره های درخشان آسمان علم هنر بگویی تو باید روستا روستای این سرزمین را بگردی . از حرفه های خاص از نارسایها از مشکلات بگویی ، تو باید بتوانی فرهنگ کتابخوانی و مطالعه را  به کلاسها و مدارس و خانه های روستایی ببری  ،من که نمی توانم توصیه کنم از جامعه و نشاط و فتح و خرداد و توس…..الگو برداری اما می توانم بگویم  اندکی ار گل آقا وام بگیری و نیم صفحه ای سیاه مشقی ادای ظنز بی قانون را در بیاوری و مخاطبان را به فضای نوستالوژیک نشریه وراوی ببری.

تو باید با گوش و چشم هایی تیز هر آنچه در زیر پوست شهر اتفاق می افتد  رصد کنی ، زیانی نقاد و ظرفیت نقد پذیری داشته باشی

جا دارد در اینجا یادی کنیم از نشریه وزینی که آمد و رفت و در این میان خاطرات شیرین و لذت بخشی در مذاق گردانندگان و خوانندگان نهاد. برای همه دوستان در هر کدام از نشریات محلی که تلاش می کنند دست مریزاد می گوییم به امید این که  پیک ساوالان بتواند با استفاده از نیروهای متخصص و ظرفیت های بومی را با رویکردی حرفه ای فعال کند .

نیروهای عاشق و شیفته این حرفه را به دور از تمامی حاشیه ها و سلیقه های  گروهی گرد هم آوری باشد که بتواند در این راه  گام های استواری بردارد .

 که در این راه        هر که از عشق زند تیشه به سر فرهاد است ….

 

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین موضوعات