کد خبر: 34301 | تاریخ انتشار: ۰:۰۴:۰۸ - جمعه ۳ دی ۱۳۹۵ | ۳ نظر | |

بدعت یا عرف؟!

بدعت یا عرف؟! / نقدی منصفانه بر یادداشت «از فریدون تا قلیدون» مشکین سس، دکتر علی فتحی– در پی فراغت از کار و تلاش روزانه، بلندای شب های سرد پاییزی، مجالی است مناسب برای حضور بیشتر در کنار اعضای خانواده و فرصتی است مغتنم برای رصد شبکه های اجتماعی و وبگردی در فضای مجازی. جوانان […]

بدعت یا عرف؟! / نقدی منصفانه بر یادداشت «از فریدون تا قلیدون»photo_2016-12-20_17-06-00

مشکین سس، دکتر علی فتحی– در پی فراغت از کار و تلاش روزانه، بلندای شب های سرد پاییزی، مجالی است مناسب برای حضور بیشتر در کنار اعضای خانواده و فرصتی است مغتنم برای رصد شبکه های اجتماعی و وبگردی در فضای مجازی.

جوانان تحصیلکرده و علاقمند مشکین شهر-این دیار فرهنگ و هنر- به یمن بهره گیری از فضای باز سیاسی و آشنا به قابلیتهای زبان رسانه، شرایطی را فراهم آورده اند که می توان حتی در اقصی نقاط کشور، از آخرین رویدادهای محلی و منطقه ای با خبر بود.

در یکی از سایت های تحلیلی و خبری مشکین شهر مطلبی تحت عنوان«از فریدون تا قلیدون» به قلم دوست عزیزی به نام دکتر محمود عباس زاده مشکینی نظر مرا جلب کرد (منبع: خیاونیوز). تیتری پرطمطراق که در بدو امر انسان را ناخودآگاه به سوی یک افشاگری رسانه ای سوق داده که باب پرونده ای جدید را می گشاید. اما غافل از آنکه نقدی تحقیرآمیز و به دور از واقعیت را در دستور کار خود قرار داده است. ابتدا قصدی برای نقد موضوع نداشتم لیکن گل واژه “دانستن حق مردم است” مرا در مقام نقد موضوع قرار داد.

این دوست گرامی در یادداشت خود به نقد رانت خانوادگی در حوزه سیاست پرداخته و مشخصاً انتصاب اعضای خانواده در مقام مشاور یا رئیس دفتر را از مصادیق آن دانسته است. انتصاباتی که به زعم ایشان نوعی واسطه جویی با رانت جویان است.

نویسنده محترم مصداق چنین پدیده ای را که به عقیده وی در سالهای اخیر در ایران شیوع یافته ، دولت تدبیر و امید و رئیس آن دکتر حسن روحانی و برادر او حسین فریدون معرفی می کند.

نویسنده معزز در مقام یک ناقد، گویا چندان در بند ادبیات متعارف نقد نبوده و سعی کرده با لحنی تحقیرآمیز در این باره بنویسد. در حالیکه مهمترین شاخصه یک نقد به ویژه در حوزه اجتماعی و سیاسی، رعایت شئونات و ملاحظات ادب و اخلاق است. رعایت همین ملاحظات است که نقد را در جایگاه اصلاحگری قرار داده و آن را به مرتبه خرده گیری و انتقام گیری از رقیب سیاسی و جناحی تنزل نمی دهد.

گذشته از ادبیات نقد و انشای نوشتار مزبور که چندان با عنوان تحصیلات آکادمیک دکتری همخوانی ندارد، بایستی گفت که وی دچار یک مغالطه شده است. او در حالی از شیوع این پدیده در سالهای اخیر یاد می کند که شواهد تاریخی حاکی از سابقه چنین انتصاباتی از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی است.

مهندس مهدی بازرگان در دولت موقت از برادرزاده خود “ابوالفضل بازرگان ” و فرزندش “عبدالعلی بازرگان” در دفتر نخست وزیری بهره برد. بعدها در دولت های مختلف هم، چنین رویه ای دنبال شد از جمله آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی از حسین مرعشی، محمد هاشمی و فرزند ارشدش محسن هاشمی از منسوبان نزدیکش، در دفتر خود استفاده کرد.

محمد خاتمی و محمود احمدی نژاد هم برادر و منسوبان خود را در دفتر رئیس جمهور و نهاد ریاست جمهوری در سمت های مهمی منصوب کردند.

مهمتر از همه این انتصابات، نقش بی بدیل مرحوم حاج سید احمد خمینی، یادگار عظیم الشان امام خمینی “ره” در اداره دفتر بنیانگذار جمهوری اسلامی است . واگذاری امور دفتر به حاج سید احمدآقا در حالی بود که حضرت امام، فرزند خود را از پذیرش نخست وزیری نهی کرد.

حال چگونه است ناقد محترم به این کشف رسیده اند که چنین پدیده ای اخیراً در ایران رایج شده است؟ لذا به این دوست عزیز با کمال احترام پیشنهاد می شود برای منازعات جناحی و انتخاباتی آدرس غلط ندهند. آنچه که ایشان به عنوان یک پدیده رانتی بیان کرده، در عرف جامعه ایران امری معمول و بر مبنای گرفتن مشاوره از محارم و نزدیکان مورد اعتماد است.

مساله ای که در بیوت مراجع عظام نیز سابقه ای دیرینه دارد. همچنانکه حاج سید احمدآقا در لسان مقام معظم رهبری به عنوان “مشاوری امین برای خمینی کبیر” یاد شد.

البته نباید فراموش شود که اگر فرد یا افرادی از چنین انتصاباتی به عنوان یک رانت بهره می برند، وضعیتی جداگانه دارد و بر عهده نهادهای نظارتی است که از سوء استفاده های احتمالی جلوگیری کنند.

ایام بکام
دکتر علی فتحی: پژوهشگر و مدرس دانشگاه

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۳ ديدگاه مطلب براي " بدعت یا عرف؟! " ارسال شده است.

  1. معتدل گفت:

    سخنی حق ،زیبا وقابل قوبل هرمنصفی.

  2. رحمان یوسفی گفت:

    جناب آقای دکتر فتحی
    سلام
    ظاهر جنابعالی دارید مغلطه می فرمایید حضرت امام به مرحوم حاج احمد پست نداده بودند آن مرحوم مانند حسین فریدون باند سرخه ای اش را با حقوق های نجومی برای رانت خواری به عنوان مدیر عامل بانک و بنگاههای اقتصادی معرفی نکرده بود و …
    دوما مقاله از ” فریدون تا قلیدون ” ناظر بر فامیل بازی نمایندگان مجلس است معلومه جنابعالی می خواهید ریل بحث را عوض کنید
    نقدی هم بر سایت مشکین سلام دارم !
    اگر با اختصاص فضای سایت به اثر شخصیتی نقد منتشر می کنید چرا اصل مطلب را منتشر نمی کنید لااقل لینک مطلب را بیاورید!
    اگر به شما برنخورد من این کار را می کنم تا قضاوت را بسپاریم به عهده شعور مخاطبان!
    http://khiav-news.com/fa/news/26544/

  3. سعید ساعدی گفت:

    آقای رحمان یوسفی عزیز
    اولاً اگر دقت فرمائید نگارنده مقاله که جای دارد از ایشان نیز تشکر نمائیم ، خود در پاراگراف سوم منبع و رفرنس موضوع را بصورت شفاف ارائه نموده است تا خواننده برای تطبیق موضوع به سایت اولیه نیز مراجعه نماید. لذا پیشنهاد شما در راستای دوباره کاری ارزیابی می گردد و این کار از نظر آیین نگارش جایگاهی ندارد.
    دوماً چنانچه مجدداً دقت فرمائید نگارنده مقاله با تمسک به اسناد تاریخی ادعای رایج بودن این پدیده در دولت یازده ام را به چالش کشیده و انتساب این موضوع به این دولت را زیر سوال برده فلذا از اساس این ادعای پوچ را رد کرده بنابراین انتقاد شما جایگاهی ندارد.
    سوماً کاشکی جنابعالی قدری از ذهن خود یاری می جستید تا انتصاب برادر ، داماد ، شوهرخواهر، پدر عروس و ….، رئیس دولت نهم و دهم در بالاترین مناصب دولتی را از اعماق حافظه درازمدتتان به یاد آورید. پدر عروسی که دوستی با ملت رژیم غاصب اسرائیل را به ملت ایران هدیه فرمودند.
    چهارماً فراز آخر مقاله آقای دکتر فتحی که به نظارت دستگاههای نظارتی بر هرگونه رانت جوئی از مناصب اداری را به خوبی تبیین کرده است لذا اگر انتقادی است به دستگاههای نظارتی وارد است.
    پنجماً مدیر محترم مشکین سلام لطفا این کامنت را نشر دهید

ارسال نظر


آخرین موضوعات