کد خبر: 34513 | تاریخ انتشار: ۱۷:۱۵:۱۳ - چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵ | ۴ نظر | |

آقای فرماندار من هم اعتراض دارم

مشکین سلام ،نجفقلی مشکبار :چهارشنبه است . ساعت ۹ صبح . ۱۵ دی ماه سال ۱۳۹۵ . وارد بانک ملی مرکزی می شوم . اکثر باجه ها خالی ست . کارمندان دارند ، صبحانه می خورند. جوان تنومندی اعتراض می کند . صداش نسبتا بلند است. مثل پلنگی می غرد .
ـ اقا جان ما کار داریم . صبحانه را در خانه اتان بخورید.
عاشق چنین اعتراضاتی هستم. اگر همه چنین بودند مشکلات را خودمان حل می کردیم.
یاد جوانی خودم می افتم. همیشه معترض بودم . فریاد می کشیدم . اعتراض می کردم . برام پرونده تشکیل می دادند . توبیخ می شدم . مدارک را هنوز هم نگه داشته ام . بازداشت می شدم .جریمه می دادم . محکوم می شدم . به شلاق .به اخلال در نظم، تشویش اذهان و…
بعد از ۵۳ سال حالا معنی این جمله را می فهم .: »یادت بخیر جوانی « آن موقع می شنیدم ،ولی نمی فهمیدم .
الان پیرم .قلبم یاری نمی کند من می خواهم اعتراض کنم. می خواهم فریاد بکشم. با حسرت به جوان نگاه می کنم. زنده باشی جوون. پیر شی . نه مثل من. پرکنده و تنها. و ناامید. حتما بازداشت نشده حتما جریمه نداده، زن و بچه ندارد.
آقای فرماندار من هم معترضم به خیلی چیزا، به تکریم ارباب الکی، به تحقیرها ، به کربودن گوش ها ، به جلسات دروغین ، به آوارگی مردم در بانک ها در ادارات .
بروید به بانک ملی ، بانک دوربین دارد ، تصویر تو دروبین است ،نیازی به مدرک نیست ،چک کنید، ساعت ۹ صب هر روز ، آن جوان را ببینید ، باهاش حرف بزنید ، تشکر کنید، بگویید حق با شماست ، ببوسیدش ، ازش معذرت بخواهید ، من قول دادم ،به جوان ، قول دادم بنویسم ، نوشتم .ابراهیم نتوانست ، شما می توانید؟
آقای فرماندار، شما صبحانه را کجا می خورید ، در فرمانداری یا در خانه ؟
نجفقلی مشکبار ـ مدیر مسئول نشریه خیاو

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۴ ديدگاه مطلب براي " آقای فرماندار من هم اعتراض دارم " ارسال شده است.

  1. نعمتی گفت:

    شیر مادرت حلالت باد حرف دل خیلی ها را زدی.در ضمن اگه قراره مردم کارهای اداریشان را در دفاتر پیشخوان انجام دهند این همه ترافیک کارمندان در ادرات برای چی هست

  2. خیاوی گفت:

    مشکبارعزیز شمابرو توهمون فرمانداری ببین ساعت نه صبح میتونی داخل بشی یانه اکثرادارات شهر همون وضعیت دارن کاملا سخن اززبان مردم گفتی چندی پیش سااعت دقیقا دوازده و هفده دقیقه برای گرفتن شماره اشتراک گازبه اداره گازرفتم فرزندم رفت داخل و امدگفتند بروفردابیا بلافاصله خودم وارد شدم دیدم همه جمع شدن دریک اتاق که بادیدن حالت اعتراض بنده کارم رابایک کلیک کردن دودقیقه ای انجام دادن که البته دوربین گوشی ام رواماده کرده بودم فیلم بگیرم منصرف شدم فقط چندین باربه پزشکی قانونی مراجعه داشتم که درهمه مراجعات حاضربودند وهیچ معطلی نداشتیم که تشکرمیکنم

  3. نام خود را وارد كنيد... گفت:

    خانه از پای بست ویران است خواجه در بند نقش ایوان است

  4. منادی حق گفت:

    سلام استاد عزیزم. عالی بود حرف دلم و زدید

ارسال نظر


آخرین موضوعات