کد خبر: 34564 | تاریخ انتشار: ۱۸:۳۶:۱۴ - شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۵ | ۶ نظر | |

نقدی بر فضای روشنگری و روشنفکری

گفتمان حاشیه‌ای فضای فکری رسانه‌ای

مشکین سلام ،علی قاسمی :در چند روز اخیر در سایت مشکین‌سلام دو محتوای خبری در خصوص “فیش‌های نجومی گاز” درج شده‌است که در آخرین مورد به قطع گاز اهالی چند روستا به دلیل عدم توانایی در پرداخت بهای گاز اشاره شده‌است. تقریبا همزمان با این خبر، خبری هم در خصوص لیست نامزدهای احتمالی انتخابات آتی شورای شهر در سایت درج شده‌است. خبر مربوط به فیش‌های نجومی گاز و تبعات آن، یک مسئله عینی و آبجکتیو هست و خبر مربوط به گمانه‌زنی و احتمالات انتخابات آتی شورای شهر یک مسئله ذهنی و سابجکتیو هست. اما با این وجود خبر مربوط به فیش‌های نجومی گاز و تبعات آن که حی و حاضر در مقابل چشمان کاربران و قلم به دستان فضای روشنگری و روشنفکری شهری هست، در حاشیه قرار گرفته و جذابیتی هم برای واکنش کاربران این فضا نداشته‌است؛ همزمان خبر مربوط به گمانه‌زنی و احتمالات مربوط به لیست نامزدهای شورای شهر بیش‌ترین واکنش کاربران و کامنت‌نویسان را در پی داشته‌است.

اگر در یک نگاه کلی به رویه فعالیت کاربران مجازی شامل کامنت‌نویسان و قلم به دستان در رسانه‌های خبری و تحلیلی منطقه از جمله همین سایت وزین “مشکین سلام” را به عنوان نمونه آماری کوچکی از فضای روشنگری و روشنفکری منطقه‌ای مورد بررسی قرار دهیم، مشکل و مسئله‌ای عمیق در فضای گفتمان روشنفکری و روشنگری آشکار می‌شود.
چه اتفاقی افتاده است که فضای رسانه‌ای آگاهی بخش جامعه توانایی درک و لمس دردهای طبقات ضعیف و کم بضاعت را ندارند و به طبع آن دردها و تلخی‌های این اقشار جذابیتی برای قلم‌زنی و درگیری فضای گفتمان روشنگری و روشنفکری در راه کار خروج از معضلات و مسائل این اقشار را ندارد؟ بحث بر سر این نیست که چرا عموما مسائل ذهنی و موردی و گاها لوکس جوامع مدرن واکنش کابران مجازی و نیروهای فعال جامعه در عرصه روشنگری و آگاهی را بر می‌انگیزد، بلکه بحث بر سر این است که چرا مسائل عینی جامعه که افراد زیادی از جامعه را درگیر می‌کند، چنین واکنش‌هایی را برنمی‌انگیزد و به نوعی هیچگونه توازن بحث و گفتمانی در خصوص معضلات کلان‌تر وجود ندارد؟

اگر چه با رشد روز افزون امکانات ارتباطی و دسترسی عمومی راحت‌تر به فضای گفتمان‌های جاری، اتفاقات تلخ موردی واکنش عمده را از سوی نخبگان فکری جامعه برمی‌انگیزد، اما شرایط و رخدادهای تلخی که آحاد وسیعی از جامعه را دربرمی‌گیرد و به نوعی جنبه عمومی دارد و جزو آلام و معضلات حی و حاضر و مقابل دیده‌گان قشر بزرگی از مردم هست، معدود کسانی حاضرند در نوشته‌هایشان به این مسائل بپردازند و باب بحث را باز ‌کنند. به عنوان مثال حجم نوشته‌ها، اطلاع‌رسانی‌ها و کلا تولیدات تحصیل‌کرده‌گان و نخبگان فکری جامعه که گاها شکل قلم‌فرسایی سفارشی را نیز به خود می‌گیرد، در مورد موضوعاتی چون توسعه توریسم منطقه‌ای به قدری سرسام آور و زیاد است که به نوعی پتانسیل اصلی منطقه یعنی توسعه کشاورزی و دامداری و مسائل ذی‌نفعان این بخش در سایه آن پنهان و مغفول می‌ماند؛ در حالی که حق حیات درصد بالایی از توده مردم در گرو گشایش و توسعه ولو اندک در این بخش قرار گرفته است. بنابراین فضای غالب رسانه‌ای و گفتمان نیروهای فکری جامعه هم در ادامه‌دار شدن وضعیت فلاکت‌بار طبقات ضعیف و کم‌بضائت کنونی سهمی دارند، چرا که هر قدر در سطوح مختلف شبکه روابط اجتماعی جامعه روابط امدادرسانی در ابعاد مختلف معرفتی (راهنمایی، مشاوره و آموزش)، مادی (کمک اقتصادی)، عاطفی (همدردی) و منزلتی (اعاده کرامت انسانی) کم‌تر باشد، آنگاه به همان نسبت میزان یاس اجتماعی و احساس عجز و تنهایی فزونی می‌یابد.

در تاریخ معاصر ایران و به ویژه در آذربایجان توجه به معضلات اقشار پایین دست جامعه، حتی در قالب دلگرمی و تایید احساسی شکلی از حمایت اجتماعی بود که فرد یا گروه‌های تنها تصور می‌کردند که در روابطشان با دیگران مفقود هستند. نویسندگان و هنرمندان تاریخ معاصر در قالب هنر خود آلام و تلخی‌های اقشار جامعه خود را به تصویر می‌کشاندند. این همراهی و ارتباط گسترده با طبقات متعدد جامعه علاوه بر آن‌که دردها و معضلات آن‌ها را در کانون توجه قرار می‌داد، سبب شکل‌گیری و توسعه شبکه اجتماعی می‌شد. امری که اکنون با فاصله‌ای که میان نخبگان فکری و توده مردم به ویژه طبقات پائین‌دست وجود دارد، مشکل و بسیار بعید به نظر می‌رسد. از نظر علوم اجتماعی فاصله عمیق فضای گفتمان مدنی و قلم به دستان از دغدغه‌های عینی و ملموس جامعه توده‌وار ایرانی در نتیجه عدم توانایی درک متقابل میان نخبگان و مردم ظهور می‌کند که علت آن احساس عدم تعلق فکری و دغدغه‌های مشترک قلم به دستان با مسائل عینی جامعه هست.

به عبارت ساده‌تر یا خواستگاه طبقه نخبگان فکری به طبقات نسبتا مرفه و بی‌درد تعلق دارد و یا عامل پیشرفت اقتصادی موخر و در نتیجه تعلق طبقاتی موخر این قشر، دلیل تشدید‌کننده و روزافزون ایجاد فاصله ذهنی-فکری نخبگان با آلام توده‌های مردمی است. روشن است که در صورت نبود ارتباط مناسب میان نخبگان جامعه و اقشار مختلف مردم، بستری برای اعتماد وجود نخواهد داشت و چنین شکافی علاوه بر نابه‌سامانی و عدم انسنجام در مشارکت افراد جامعه در فعالیت‌های اجتماعی، راه را برای پوپولیسمی تسهیل‌تر خواهد کرد؛ که در نهایت همین پوپولیسم فضای گفتمانی روشنفکران را درهم خواهد کوبید.

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۶ ديدگاه مطلب براي " گفتمان حاشیه‌ای فضای فکری رسانه‌ای " ارسال شده است.

  1. جلیل حقی گفت:

    تقدیر وتشکر از مهندس .به خاطر ظرافت و نکته بینی خودشان احاد جامعه را به مسیری رهنمون می کنند که اکثرا غافلیم از درد و رنج جامعه خودمان و به قول هورگها یمر انسان بی درد انسان نیست .

    • علی قاسمی گفت:

      ممنون از شما دکتر حقی گرامی، شما استاد بنده هستید.
      حقیقتش من خودم را در جایگاهی نمی‌بینم که بر مسائل عمده جامعه چندان تاثیری داشته باشم. صرفا این یادداشت خلاصه، بیان دیدگاهم در خصوص این مسئله هست که در شرایط حال حاضر به چنین جمع‌بندی و نتیجه‌گیری رسیده‌ام و ممکن است حاوی کاستی و مملو از اشتباه بوده باشد، بنابراین هیچ تضمینی وجود ندارد که در آینده نیز چنین برداشتی از این فضا داشته باشم.
      باز هم از لطف شما سپاسگذارم.

  2. صادقی گفت:

    از اینکه اینچنین جوانهای با فهم شعور و باریک بینی در شهرم میبینم به خود می بالم ‌ دست مریزاد جناب قاسمی عزیز . بنویسید و این جامعه خفته را بیدار کنید

  3. علی گفت:

    ۱-تفکرت جاوید و راهت مستدام باد.
    ۲- تشکر از مدیریت سایت مشکین سلام به جهت اطلاع رسانی از وضعیت قابل تامل و رقت بار اقشار پایین دست جامعه که بخش اندکی از مسئولیت رسانه ای خود را در باب موضاعات اصلی ادا کرده اند.
    ۳- هر چه یک جامعه بیشتر از حقیقت فاصله بگیرد، افراد آن جامعه از آنان که حقیقت را می گویند نیز بیشتر متنفر خواهند شد … “جورج اورول”

  4. رامین سیدجلالی گفت:

    خسته نباشبد آقای قاسمی عزیز.مطلب بسیار خوبی بود.در این فضای غفلت زده ی روشنگری به نکته بسیار خوبی اشاره کردید.شاید قلم بدستان روشتفکر از فضای غفلت بیرون آیند.

  5. مرادی گفت:

    با سلام.ضمن تشکر از سایت خوبتان می خواستم این مطلب رو بگم که آقای قاسمی یکی از افراد باارزش جامعه ما هستند و اینهمه ظرافت و نکته بینی و صراحت جای تقدیر و تشکر داره. منتهی متاسفانه در جامعه ما جایگاه چنین افرادی مسئولیت پذیری نادیده گرفته شده و یا بهتره بگم ترجیح میدهند که ازشون استفاده نشه و بخاطر این است که وضعیت جامعه بگونه ای است که هیچ وقت دردهای مردم دیده نمی شود و دیده نخواهد شد.

ارسال نظر


آخرین موضوعات