کد خبر: 35116 | تاریخ انتشار: ۲۱:۱۰:۳۹ - یکشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ | ۱ نظر | |

رحمی بکن بر خوشه چینی

مشکین سلام ، مالک رضایی:حضرت امیرالمومنین (ع) آن امیر بی رقیب دنیای دل انگیر سخن، که رفتار و گفتار سراسر حکمت آمیزش برای همیشه ی تاریخ ، نشان دهنده ی راه امیران است در فرازی از نامه ی ارزشمند خود به فرماندار مصر تاکید می کند :
یا مالک،
…سنتهای نیکویی که بزرگان امت به آن عمل کرده‌اند را پاس دار و آنها را مشکن. هیچگاه سنتی میاور که به سنت‌های نیکوی‌ گذشته زیان برساند، آنگاه پاداش نیک، بهره ی کسانی خواهد بود که آن سنت‌های نیکو را بنا نهاده‌اند و گناه بر تو خواهد ماند که آنها را شکسته‌ای…با دانشمندان و دانایان،فراوان گفتگو کن تا کار کشورت به سامان آید …
نور این کلام بر دل مولوی هم تابیده بود که گفت،نیکوان رفتند و سنتها بماند. وز، لئیمان ظلم و لعنتها بماند…
پیشینیان ما روزی را برای ما به یادگار نهاده اند که با روزشماری معین و بسیار دقیق ، در مناسب ترین زمان از حرکت انتقالی سیاره ی خاکی به دور خورشید، آغاز سال جدیدی را به ما نوید می دهد. دیگر در آن از زمختی زمستان خبری نیست وآنهمه ناز و تنعم که خزان می فرمود، عاقبت در قدم باد بهار به آخر می رسد.
با تمام حوادث تلخ و شیرینی که سال کهنه برای ما داشت، آنرا پشت سر می نهیم.
روزها گر رفت، گو رو باک نیست.تو بمان ای آنکه جز تو پاک نیست.
لیکن حساب و کتاب اعمال آن روزها و سالها با ما نیست و تو مپندار،که بدگو رفت و جان برد ،حسابش با کرام الکاتبین است.شاید گاهی می توانستیم بهتر عمل کنیم و طربسرای محبت را به گونه ی بهتری معمور کنیم. به هر حال،کردیم یا نکردیم،یکسال دیگر نیز گذشت.
اکنون تمام آلام گذشته را پشت سر می نهیم و به رسم دیرینه ی خود،با هزاران امید و آرزو، به استقبال بهار میرویم که سرشار از زیبایی و سرزندگی است. به استقبال شادی بهاری و نوروز می رویم. ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی، از این باد ار مدد خواهی، چراغ دل بر افروزی .
به همان اندازه که یک حزن معنوی، جایگاه والایی درون انسان های متعالی دارد، یک شادی معنوی هم می تواند همان جایگاه را داشته باشد ، اما زمانی این شادی واقعیست که با همگان، قسمت شود.آفتاب و طبیعتی که چنین سخاوتمندانه، شادی بهاری خود را با ما قسمت می کند،درس بزرگی از زندگی به ما میدهد که ما نیز چنین کنیم و به روی همدیگر بخندیم .چو غلام آفتابیم هم از آفتاب گوییم.نه شبیم نه شب پرستیم که حدیث خواب گوییم. در عمارتهای اغنیا، خبری نیست. چه خوب است که به قدم چو آفتابی به خرابه‌ها بتابیم و همنوعان چشم انتظار دیگری را در شادیهای خود شریک سازیم.خیلی ها هستند که به زبان پیدا و نهان با ما می گویند، که خوش خرامان می روی، ای جان من، لیک بی من مرو…
شادی واقعی اینست که بی آنها نرویم. همین است که رحمی کنیم برخوشه چینی.در غیراینصورت.نه از حضور درس خلوت، نتیجه ای حاصل خواهی کرد و نه از انبان ثروت. نه از نقش نگینی طرفی خواهی بست و نه از علم الیقینی.اینها همه دامیست که آدم صفت از روضه ی رضوان بدر آیی.آنوقت شاید که دگر باره، به آبی فلکت دست نگیرد ،گر تشنه لب از چشمه ی حیوان بدر آیی.
تا نگاه دوستانه و همدلانه ی ما ، جایگزین نگاه کم بینانه و متبخترانه به همنوعانمان نشود سامانی در احوال ما حاصل نخواهد شد.دعای ورود به سال جدید هم اینست و جز این نیست که “… یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَال ِ…” مگر نه اینکه

عِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَی الْأَرْضِ هَوْنًا…

“بندگان خدای رحمان کسانی‏ هستند که روی زمین به فروتنی راه می‏روند و…”

با این امید که درنوروز،جانهایمان هم به مانند جامه هایمان،نو شود .
سال نو بر همگان مبارکباد .

مالک رضایی

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۱ ديدگاه مطلب براي " رحمی بکن بر خوشه چینی " ارسال شده است.

  1. محمد گفت:

    بسیار عالی است.

ارسال نظر


آخرین موضوعات