کد خبر: 35376 | تاریخ انتشار: ۱۳:۳۷:۳۷ - یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۶ | بدون نظر | |

مناظرات تمام شد

مالک رضایی 📝

ادوار انتخابات ریاست جمهوری ایران یک مجموعه از مناظرات پر تنش دیگری را هم پشت سر نهاد و هر کس به فراخور بضاعت خود متاع خویش عرضه کرد تا بلکه دل خریدار را با خود همراه سازد. کالا تا زمانی که در راه است ارزش دیگری دارد چون به بازار آید ای بسا فقط با نظری از آن عبور شود.اگر تیغ چوبین تبلیغ بدست اوست چراغ روشن تحقیق بدست مردم است و طبعا دیوار تبلیغ از آفتاب تحقیق بلند نیست.
اما گویی هر چه زمان می گذرد این کلام ابو حامد محمد غزالی بیشتر بر دل و جان من می نشیند. به ظن قوی این سخن او، ریشه در دیدگاه حقیقت جوی او داشت، وگرنه همخوانی آن سخن با فلسفه و …که اشتهای وافری به مجادلات کلامی دارد، امری بعید به نظر میرسد.
او گفت که بعد از سالها اقامت در بیت المقدس، با خدای خود سه عهد کرده ام و تا پایان عمر بر آن وفادار خواهم بود. یک مورد از آنرا به شما باز گویم و آن دو دیگر بماند که ناظر بر موضوع این نوشتار نیست.
گفت:
“تا پایان عمر از مناظره دوری خواهم جست چرا که مناظره ،بیش از آنکه به کشف حقیقت راه یابد به کتمان آن می کوشد.طرفین مناظره قبل از آنکه دل در گرو شنیدن حقیقت نهند، در صدد غلبه بر همند و بیش از آنکه به رقیب خود مساعدت کنند تا سخنی از حقیقت بر زبان آورد در صدد آنند که باطلی بر زبان او بنهند”
صد افسوس که اغلب چنین است و برخلاف انتظار ،بجای آنکه آب زلال گفتگو در این عرصه، گلهای صد رنگ بیاورد ،ناودان خصومت، همسایه در جنگ می آورد.گاهی سرکنگبین گفتگو درمناظره به قدری بد مزه بود که صفرا می فزود و روغن بادامش ،به قدری تلخ بود که خشکی می نمود .تو گویی که آب،آتش را مدد می شد ،همچو نفت.
از سیاست تا فرهنگ و از اقتصاد تا اعتقاد ، کدام سیاه نمایی نباید می شد که نشد؟ کدام بدگویی را نباید می کردند که نکردند ؟ و…
شاید از آن میان، دو جمله، بهتر و شیرینتر از هر جملاتی بر دل وجان بیننده نشست که دو کاندیدا در فواصلی از هم بر زبان آوردند .افسوس که آن ادبیات فاخر هم در اغلب ساعاتی از مناظرات، گرفتار تنشها ی عصبی شد و آن نگاران چو ماه ما هم ، فقط یک بار با آن زبان رفاقت ، ابرو نمود و جلوه گری کرد و رو ببست.

آن دو جمله از دو نامزد این بود :

۱ _ آیا واقعا هیچ کار مثبتی در این دولت انجام نگرفته است که یکبار هم از آن یادی کنید ؟

۲ _ آخر چرا اینهمه القای رقیب هراسی می کنید ؟

غیر از آن هر چه بود قصه ی “فیل در تاریکی” بود که گویی دیدنش با عینک سیاست ممکن نبود و هر کدام از شش جهت و در آن تاریکی ، بر آن کف می بسود و آن یکی دالش لقب می داد، این الف.

هر کسی در تاریکی، دستی بر اندام آن می کشید و کشف خود حکایت می کرد. آنکه خرطومش را لمس می کرد از وجود ناودانی و آنکه گوشش را می نواخت از بادبزنی در آنجا خبر می داد. کسی دیگر دستانش را به دور پای آن حلقه زده بود و از ستون بزرگی در آنجا گزارش می کرد. و آنکه بر پشت فیل دست می کشید از تخته سنگ بزرگی در آنجا خبر می داد .افسوس که هیچکدام نبود .
آن موجود حاضر و لیکن غایب از نظر آن جمع ،فیل بود.فیل !

در کف هر یک، اگر شمعی بُدی
اختلاف، از گفتشان بیرون شُدی

چنین ابهامی، خاصیت تاریکیست .

اکنون و با پایان مناظرات، هر کدام از رقبا و هواداران از برتری اردوگاه خود سخن می گویند اما معشوق، هنوز سخن نهایی را نگفته است.
وقتی افکار عمومی تا جمعه ی تاریخی پیش رو ، نقاب ز رخ بر نمی کشد ،هر کس حکایتی به تصور از آن چرا کند؟ لیکن اگر تنگ چشمان آن اردوگاهها ،نظر به میوه کنند بطور قطع مردم ،تماشا کنان بستان است و در این میدان ،گرچه شیرین دهنان ،پادشهانند ولی،
او سلیمان زمان است که خاتم با اوست.
مردم داور نهاییست.

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین موضوعات