کد خبر: 35549 | تاریخ انتشار: ۲۳:۱۷:۳۴ - شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۶ | ۳ نظر | |

از مسافر تا میهمان و چند توضیح مفید از سلیم زحمت دوست

🔹سکانس اول:
خرداد ماه سال ۱۳۸۰ برای کار دانشگاهی به اصفهان رفته بودم، کارم که تمام شد، آمدم در کنار زاینده رود مابین پل خواجو و سی و سه پل نشستم، بلیط برگشتم ساعت شش عصر بود و چند ساعتی وقت داشتم، چمنهای نرم در زیر چنارها و صنوبرهای قد برافراشته نغمه لالایی سر دادند، خسته بودم از روی نیمکت سر خوردم و روی چمن دراز کشیدم، دراز کشیدن همان و پلک های سنگین روی هم افتادن همان.
چند دقیقه ای نکشید که ریزش آب شلنگ برجان نیمه خفته ام را احساس کردم، سرآسیمه برخاستم، جوان چکمه پوشی در کسوت نگهبان پارک را شلنگ به دست بالای سرم دیدم، بی اختیار فریاد زدم: هشششش حیوان)
با خونسردی گفت:( حیوون اونی اس که رو چمنا مرغ می زند) مرغ در لهجه اصفهانی، غلت زدن توهین آمیز است، دیگر حرفی برای گفتن نداشتم، چرا که حیوانات روی چمن مرغ می زنند.

🔹سکانس دوم؛
تعطیلات عید سال ۱۳۸۶ سه ماشین و سه خانواده راهی شیراز شدیم، نصف شب رسیدیم ،کنار پارک چادر را بر پا کردیم و پیک نیک را روشن نمودیم تا جایی آماده کنیم، هنوز آبمان جوش نیامده، مامور نیروی انتظامی آمد و خیلی مودبانه گفت جمع کنید، باید داخل پارک بروید، اطاعت کردیم و دوباره چادرها را جمع کردیم و داخل پارک رفتیم، برای سه ماشین و سه چادر ۶۰ هزار تومان پول دادیم.

🔹سکانس سوم:
حتما پارک فدک را می شناسید، پارک کوچکی مقابل هتل آران، عادت دارم روزهای گرم تابستان دو ساعتی آنجا می نشینم، همین دیروز بعد از ظهر در همان پارک کوچک فدک، هفت هشت فقره چادر بر پا کرده بودند، مردها روی چمنها پتو انداخته خوابیده بودند، خانمها مشغول پخت و پز و بچه ها مشغول غارت گلها و برگ چنارها بودند، کسی هم جرات اعتراض نداشت که مهمان حبیب خدا و عزیز میزبان است

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۳ ديدگاه مطلب براي " از مسافر تا میهمان و چند توضیح مفید از سلیم زحمت دوست " ارسال شده است.

  1. خیاوی گفت:

    استاد عزیز دنیا همینه دیگه ازانتابات چه خبر

  2. علی امامعلیزاده میرک گفت:

    سلام استاد تشکر که درد دل مان را میگویی متاسفانه این ضعف مدیریت شهرداری و شورای شهر است که بدون گرفتن امتیازی فضای سبز را در اختیار میهمانانی می می گذارند که حتی گوجه و خیار و زغال ونونشان را از شهر های خودشان آورده اند وبدون هزینه ریالی رایگان از فضای شهرمون استفاده می کنند و هنگام رفتن هم با تولید مقداری زباله شهرمون را ترک می کنندبرای اینکه از میهمانان و توریست ها ی گردشگری درآمدی داشته باشیم بایدحتی از نفس کشیدن انان در فضای سبزمان و پارک ماشینهایشون در پارک جنگلی پول بگیریم و انان به این فضای سبز شهرمون نیاز دارند و حتی مجبور می شوند درقبال پرداخت پول از فضای سبزمان استفاده کنند ومن یادم چند سال پیش به ایل گلی تبریز رفته بودم از گلهای کنار ائل گلی خوششم امد خواستنم یک از انها را بچینم دستم را دراز کردم فورا دیدم چند پاکبان به سراغم امدند و گل را ازمن گرفتند و گفتند امدی اینجا گل پارک را بکنی گفتم چطور مرا دیدید گفتند با دوربین مداربسته اینجا را چک می کنیم درحالیکه مسافران محترم تبریزی نهتنها چمنهای پارکهاو فضای سبزمان را تخریب می کنند بلکه داروهای گیاهی پارک جنگلی را می چینند و می برند و مثل قوم مغول رفتار می کنند .امیدوارم مدیریت محترم شهرداری و شورای شهر منتخب جدید مشگین شهر فکری دراین مورد بکنند.

  3. ناشناس گفت:

    استاد?!من انشا دوس دارو ترا خدا انشا بنویسید،ون دلوم میخاد انشا بنویسوم ولی نمیتونوم،اخه دستوم بنده،شما بنویسید،لطفا

ارسال نظر


آخرین موضوعات