کد خبر: 35590 | تاریخ انتشار: ۲۱:۴۵:۱۱ - یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۶ | بدون نظر | |

ملت عصبانی،سیاست عصبانی

مشکین سلام ؛حسین آرمون:

در اخبار آمده بود که طبق بررسی مؤسسه افکار سنجی گالوپ آمریکا، سه ملت عصبانی دنیا به ترتیب عبارتند از ایران با ۵۰ درصد، عراق با ۴۹ درصد و سودان با ۴۷ درصد. سه کشوری که مشابهت های فرهنگی و اجتماعی زیادی دارند. سخنی که مؤسسه گالوپ با عدد و رقم بیان کرده است، ابداً سخن جدیدی نیست و قبل از آن نیز بسیاری آن را متذکر شده بودند. چند ماه پیش در همین کانال، با اشاره به سخنان دکتر ابراهیم فیاض در برنامه هفت، تأکید شد که عصبی بودن ایرانی ها یک مسأله بسیار جدی است. آقای فیاض در آن سخنان به مسأله «فحش دادن» اشاره کرده بود. (جالب این که همان سخنان هم دستمایه تمسخر در شبکه های اجتماعی قرار گرفت.)
من در این یادداشت قصد بررسی علل این مسأله را ندارم ولی مایلم کمی به ابعاد این فحاش و عصبی بودن اشاره کنم. ممکن است از نظر برخی اینطور باشد که فحاش-عصبی بودن محدود به اقشار خاصی است. مشاهدات نشان می دهد این چنین نیست. اقشار مذهبی علی القاعده باید طبق دستور شریعت، از فحاشی و گناهان مشابه دوری کنند. اما شاهد هستیم که جمع بسیاری از افراد مذهبی به بهانه های مختلف و از جمله به بهانه های سیاسی، به رقیبان خود فحش می دهند. در صورتی که در قرآن خواسته شده است حتی به رهبران کفر هم فحاشی نشود. در گذشته یکی از تمایزات افراد مذهبی، مودب بودن آنها بود ولی امروزه دیده می شود که برخی از طیفهای مذهبی، اصلاً پرستیژ خود را در سخنان رک و هتاکانه می یابند و به این امر نسبت به دیگر طیفهای مذهبی تفاخر می کنند.
ممکن است گمان شود محدودیت سنی وجود دارد. مشاهده من نشان می دهد با کمال تأسف همه گیر است و حتی اقشار جوان بسیار عصبی تر و فحاش تر از میانسالها و سالمندان هستند و آنها اصلاً خودشان متوجه این امر نیستند که توانایی صحبت آرام و معتدل را از دست داده اند. جوانانی که اهل علم و درس باشند در به اصطلاح نقد صاحب نظران مشهور، براحتی از لیچار و متلک و ناسزا استفاده می کنند و گمان می کنند با این روش سخن مؤثرتری گفته اند.
هیچ یک از این موارد در مقایسه با فحاشی های بسط پیدا کرده در شبکه های اجتماعی، چیزی نیست. شبکه های اجتماعی، همه را در هر سطحی که از دانش و فضیلت باشند، کنار هم قرار می دهند و یکسان می کنند. گاهی از این ویژگی به غلط به عنوان دموکراتیک بودن شبکه های اجتماعی یاد می شود. اما اتفاقی که می افتد برعکس است و این بیشتر، نوعی تحمیل بی خردی و بی آدابی است و سرنوشت جامعه بی خرد و بی آداب هم نابودی است. شبکه های اجتماعی و در رأس آنها توئیتر، پر شده است با انبوهی از اکانتهای واقعی و تقلبی که نمی توان از یکدیگر تمییز داد. عکسهایی که بسیاری از آنها برای پروفایل انتخاب می کنند کاریکاتورها یا نقشهای تداعی گر افراد عصبی یا تداعی گر هجو و تمسخر است. ادبیات این شبکه ها هم تا حدی زیادی ادبیات متلک، ناسزا، دست انداختن و… است و تنها چیزی که معمولاً خریداری ندارد، عقل و ادب است. سلبریتی های شبکه های اجتماعی، سوار بر این عصبانیت هستند و خود عامل تشدید آن. نوع سیاستی که در شبکه های اجتماعی خریدار دارد، همین سیاست عصبی، متلک گو و فحاش است. هر سیاستمداری که بتواند بر این جو عصبی سوار شود و از آن بهره ببرد و خود را نماینده این قشر و شبیه خودشان نشان دهد، موفق می شود که از اقبال و توفیق بهتری هم برخوردار باشد.
عصبی بودن محدود به عوام نیست و متأسفانه در بسیاری از نخبگان هم دیده می شود. نخبگان هم سعی می کنند با پرستیژ عصبانی و فحاش، خود را فردی به انتها رسیده و خسته و مستغنی از بحث عقلانی نشان دهند. هر چه از نظر علمی تازه کار تر باشند، بیشتر عصبی هستند و سعی دارند با این پرستیژ خود را افرادی عمیق و کهنه کار معرفی کنند.
بعید می دانم هیچ وقت در طی تاریخ کشور، این هماهنگی بین مردم، سیاستمداران، نخبگان، جوانان و … در عصبی بودن و فحاش بودن را آن هم با این حجم و با این شدت و حدت بتوان مشاهده کرد. بفهمیم که این وضع عادی نیست تا بتوانیم برایش چاره اندیشی کنیم.

چکیده مقاله ای ازسیدمهدی ناظمی قره باغ

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین موضوعات