کد خبر: 35632 | تاریخ انتشار: ۱۴:۴۱:۱۲ - پنج شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶ | ۴ نظر | |

مقاله ای از " آقای مجتبی مطهری" فرزند کوچک شهید آیت اله مطهری

چرا در ایران، نیت شیطانی این قدر زود به تجاوز منجر می‌شود؟

مشکین سلام ؛مجتبی مطهری:
از دختر دبستانی روستایی، فقط کفش‌هایش پیدا شده بود. چندی بعد جنازه ی خفه شده ی او، پس از تعرض یافت شد. متجاوز و قاتل که بود؟ مردی متأهل! او گفت: “دخترک را تنها دیدم، نیتی شیطانی به ذهنم رسید، آن را عملی کردم!” چگونه است که در ایران، این نیت های پلید شیطانی، زود به مرحله عمل می‌رسند؟
اگر قرار باشد نیت شیطانی این قدر سریع ایجاد شده و به مرحله ی عمل برسد، در کشورهای غربی، که استخر‌ها مختلط، مشروب فروشی‌ها در دسترس، تابلوهای نیمه عریان در مقابل و فیلم های شهوت انگیز تلویزیون در دید همگان است، باید روزانه ده ها هزار نفر مورد تعرض قرار گیرند.
پاسخ سؤال در این نکته است که این جمله ی سه قسمتی (دخترک را تنها دیدم، نیتی شیطانی به ذهنم رسید، نیت خود را عملی کردم)، در حقیقت جمله‌ای چهار قسمتی است: “دخترک را تنها دیدم، نیتی شیطانی به ذهنم رسید، “دیدم انگار در این مملکت، کسی به کسی نیست”، نیت خود را عملی کردم!”
کشورهای غربی با درست در اختیار گرفتن قدرت رسانه‌ای، به هر نافهمی فهمانده‌اند که در این شهر، نسبت به جرم های خشن، به ویژه نسبت به کودکان و دختران، حساسیت زیادی وجود دارد و “کسی به کسی هست!” وقتی دختر ده ساله‌ای به نام “هولی جونز” در کانادا ناپدید شد، به مدت دو روز، “خبر اول” تمام شبکه‌های مهم خبری آن کشور بود!
ما چه می‌کنیم؟ فورا این گونه اخبار را پنهان می‌کنیم تا زمان دستگیری احتمالی مجرم!
آیا از کم شعوری غربی هاست که برنامه‌های مهم تلویزیونی را قطع کرده و تعقیب و گریز یک مجرم را به طور زنده پخش می‌کنند؟
اتفاقا غربی‌ها در این موارد، بسیار عاقلانه عمل می‌کنند چون می‌دانند مسئله ی اصلی، دستگیری مجرم نیست، بلکه فهماندن این امر، به مجرمان بعدی است که این جا، شهر است نه جنگل؛ و ربودن یک کودک و یا تعرض به او، یعنی مواجهه با کل حکومت و مردم.
در ایران ما، وقتی یک جانی به یک دختر تعرض می‌کند حداکثر خود را با یک خانواده، طرف می‌بیند که به راحتی با تهدیدهایی مانند پخش فیلم تعرض و یا تجاوز به عضو دیگر خانواده، آنان را از شکایت منصرف می‌ک۸ند. ولی در غرب، کودک، از جامعه ربوده می‌شود نه از خانواده؛ و جانی می‌داند از فردا، جنایت او مورد توجه همه ی رسانه هاست و انصراف شاکی خصوصی تأثیری ندارد.
من نمی‌دانم تعداد “جنگل بانان” در این کشور چند نفر است ولی هر چه هست، تعداد “جنگل بینان”، یعنی کسانی که جامعه ی ایران را مثل “جنگل” تلقی می‌کنند و از قمه کشی و ربایش و تهدید و تجاوز و جرم های دیگر ابایی ندارند، کم شمار نیست.
به سبب جمعیت رو به رشد “جنگل بینان” است که اگر آینه ی دو خودرو، کمی با شدت به هم برخورد کند، پیاده شدن از خودرو با قمه، منظره ی نادری در تهران نیست!
مردم عادی به کنار، در کدام کشور جهان، شروران در مواجهه با پلیس، به جای فرار، مکررا با قمه به مأموران مسلح حمله می‌کنند؟ آیا این پدیده‌ها دلیلی بر گسترش تعداد “جنگل بینان” نیست؟
و همچنین است داستان اختلاس، رشوه، غارت بیت المال و…
نماز صبح، رادیو را باز می‌کنید، پیام اخلاق می‌دهد، از خانه خارج می‌شوید، بر دیوار روبرو، پیام اخلاقی نوشته است. در و دیوار شهر، پر است از تابلوها و بیلبوردهای اخلاقی.
تلفن های همراه پی در پی پیام های اخلاقی از دوستانمان، گروه های وایبری، فیس بوکی و تلگرامی‌مان برایمان باز می‌کند.
بالای سربرگ نامه های اداری مان، پیام اخلاقی نوشته است، آخوند اداره مان، ظهر، کلی برای ما اخلاق می‌بافد. عصر به مراسم ختم می‌رویم، کلی اخلاق می‌آموزیم.
از ده شبکه ی سیما، دست کم در هر زمان، شش تا مستقیم، سخنرانی فلان آقا را پخش می‌کند که پیام اخلاق می‌دهد. آن هایی هم که فیلم پخش می‌کنند، همان حرف ها را از زبان هنرپیشگانشان، دوباره به خوردمان می‌دهند!
راستی اگر بنا بود این پیام ها کاری بکند، ما الان باید در بهشت اخلاق زندگی می‌کردیم! نیاز به چک و سفته و ضامن، برای پول دادن و گرفتن و کاسبی نداشتیم. کلانتری ها و دادگاه های ما، مانند سوئیس بیکار بودند!
چند روز پیش، فرمودند: “ما پانزده میلیون پرونده در نوبت دادرسی داریم!”
اگر بپذیریم که هر پرونده حداقل دو شاکی و متشاکی دارد و هرکدام، حداقل یک خانواده ی سه نفره و نه بیشتر باشند، تعداد افراد درگیر دادگستری ایران، رقم سرسام آور ۶۰ میلیون نفر است و فاجعه یعنی این!
ای قربان درس اخلاق دادنتان!
می‌بینید همه چیزمان به همه چیزمان می‌آید:
بیشترین متخصصان پزشکی؛ و بیشترین آمار بیماری!
بیشترین روحانی و معلم اخلاق؛ و بیشترین پرونده ی دادگستری و کلانتری!
بیشترین بانک و سیستم حسابرسی؛ و بیشترین دزدی و اختلاس!
ما خنده دارترین مردم جهانیم!
هیچ جاوهیچ کس را هم در دنیا آدم حساب نمی کنیم!

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۴ ديدگاه مطلب براي " چرا در ایران، نیت شیطانی این قدر زود به تجاوز منجر می‌شود؟ " ارسال شده است.

  1. ایران اوغلو گفت:

    درودورحمت خداوند بر شهید مطهری،که در مکتب این شهید علی و مجتبی پرورش یافته اند.در خیلی از جوامع غربی به اسلام عمل می کنند،و درخیلی ازجوامع اسلامی خبری از اسلام و عمل به احکام نورانی ان نیست،ودر بعضی از جوامع از اسلام به عنوان ابزار استفاده می شود.

  2. حبيب توحيدي گفت:

    بسمه تعال
    جوابیه حبیب توحیدی اهری به ادعاهای بی اساس فرزند کوچک شهید مطهری
    شما که الحمدلله فرزند شهید مطهری ره هستید اولین انتظار منطقی از شما این است که در درست استدلال کردن استاد شده باشید که شهید بزرگوار استاد استدلال صحیح و منطقی بود نه اینکه استاد در مغالطه باشید!!!
    مگر در علم منطق نخواندید جایگزین کردن ادعا به جای دلیل یکی از اقسام مغالطه است؟ چرا بدون دلیل فقط ادعا کردید و با یک ادعای پوچ هم از غرب دفاع کردید و هم تعالیم نورانی اسلام عزیز و هم ایران اسلامی را متهم کردید؟
    چه مدرک قابل قبول و منطقی و محکمه پسندی بر این ادعای خود آوردید که: این نیتهای شیطانی در ایران زود به مرحله عمل می رسند بخلاف جاهایی مثل غرب؟؟؟
    آیا خبر دارید در غرب روزانه دهها هزار تجاوز انجام نمی شود یا همینطوری نظر دادید؟
    کافیست گزارشات مستند خود غربی ها از این مسائل را حد اقل در اینترنت که به راحتی در دسترستان بود مطالعه می فرمودید در آنصورت از جوامع غرق در فساد و فحشای غرب اینگونه جاهلانه دفاع نمی کردید.
    فرمودید این جمله سه قسمتی در حقیقت چهار قسمت دارد . . . و دیدم انگار در این کشور کسی به کسی نیست، نیت خود را عملی کردم.
    یعنی به نظر حضرتعالی در این کشور کسی به کسی نیست و هرج و مرج بوده و قانون جنگل حکم فرماست.
    دو اشکال به این ادعای حضرتعالی دارم
    اول اینکه: آیا واقعا در کشور ما چنین است؟ آیا نشانه قطعی و واضح هرج و مرج و حکم فرما بودن قانون جنگل، بی ثباتی و درگیری و نبود امنیت نیست، آیا کشوری در دنیا سراغ دارید که قدرتهای مستکبر به اندازه ایران بخواهند نا امنش کنند؟ آیا همه این جنگهای نیابتی منطقه ای به بهانه نا امن کردن و سرنگون کردن ایران اسلامی نیست؟
    آیا با همه این اقدامات ایران جزو کشورهای امن منطقه و جهان است یا نا امن؟
    نباید در قضاوتها انسان چشم و گوش خود را به واقعیات ببندد و بی حساب حرف بزند.
    حرف بی حساب از هر کسی که باشد، بد است و از شما که به خانواده علم و فلسفه و استدلال منتسب هستید بدتر.
    دوم اینکه: مفهوم کلامتان این است که در غرب کسی به کسی هست و مثل ایران نیست و اینگونه مسائل را سریع پی گیری می کنند.
    آیا چون کسی به کسی هست، بنابراین از این اتفاقات رخ نمی دهد یا فراوان رخ می دهد؟؟؟
    بگذریم از موارد مخفیانه زیادی که ذکر نمی شو، آیا از تعداد زیاد جنین خیانتهایی که روزانه طبق اعتراف رسمی خود غربیان انجام می شود خبر دارید یا بی خبرید؟
    چه خبر داشته باشید و چه خبر نداشته باشید، در بیان ادعای بدون دلیل و خلاف واقعیتی که ذکر فرمودید محکومید.
    آیا هر مطلب معیوبی که به ذهنمان رسید باید به عنوان استدلال تحویل مردم دهیم؟پس نعمت تفکر را خدایتعالی برای چه به انسان داده؟
    آیا نباید برای ادعاهای خود استدلال محکم داشته باشیم؟ آیا قانون جنگل باید در ذهن و عقلمان حکم فرما باشد یا قانون نظم منطقی و عقلانیت؟
    باز در استدلال ناقص و مردود خود از علنی کردن چنین مسائلی در رسانه های عمومی غربی آن هم از نوع تعقیب و گریزش دفاع کردید.
    آیا در چنین مسائلی ما هم باید شیفته اقدامهای به ظاهر خوب غرب بوده و مقلد فرهنگ غلط آنان باشیم یا سراغ آیات و روایات خود رویم و راهکار صحیح را بیابیم؟
    آیا قرآن چنین روشی را قبول دارد؟
    آیا در قرآن نخواندید که می فرماید:
     “إن الذین یحبون أن تشیع الفاحشه فی الذین آمنوا لهم عذاب ألیم فی الدنیا و الآخره؛ کسانی که دوست دارند زشتی‌ها در میان مردم با ایمان شیوع یابد عذاب دردناکی برای آنان در دنیا و آخرت است.
    آیا طبق این دستور نورانی و منطقی قرآن طرح چنین مسائلی در جامعه باید علنی شود یا تا حد امکان مخفی مطرح شود؟
    شاید یکی از حکمتهای مخفی ماندن و مخفی پی گیری شدن اینگونه مسائل این است که عفت عمومی صدمه نبیند و اینگونه مسائل در چشم مردم عادی نشود.
    آیا ما موظف هستیم معارفمان را از فرهنگ ناقص غرب اخذ کنیم یا از فرهنگ اصیل و کامل و بی نقص قرآن؟
    اینکه این همه پیامهای اخلاقی علما را مسخره فرمودید و آنرا کار لغوی دانستید آیا آیات قرآن و روایات متواتر و صحاح را در لزوم و وجوب امر به معروف و نهی از منکر ندیدید و ملتفت نشدید؟
    آیا با این کار امر به معروف و نهی از منکر را که دستور اکید دین و قرآن و روایات است، زیر سوال نمی برید؟
    آیا چون تجربه کردید و این دستورات دینی و اخلاقی را در خود و کسانی که از جنس شمایند بی تاثیر یافتید پس عکس العمل منطقی این است که خود و هم جنسهایتان را متهم کنید که چه شده در نفس ما این دستورات نورانی اثر نمی کند یا اینکه این دستورات نورانی و امر به معروف و نهی از منکر را زیر سوال ببرید که چرا تاثیر گذار نیستند؟
    فکر نمی کنید دانسته یا ندانسته جای حق و باطل را عوض کردید؟
    آخر چرا شما که در مسائل دینی عوامید و کارشناس نیستید خود را در موضع کارشناس دینی جا زده و مسلمات دینی را از روی جهالت(در صورتی که به این اقدامتان خوش بین باشیم) زیر سوال بردید؟
    باز فرمودید: راستی اگر بنا بود این پیامها کاری بکند . . .
    مگر دستورات دینی انسانها را مجبور می کند، مگر شما قائل به جبر در دستورات دینی هستید؟
    آیا در صحنه کربلا استاد اخلاقی بهتر از امام حسین سراغ دارید؟ آیا در آن صحنه موعظه نفرمود؟
    مگر در لشکریان ابن سعد که ادعای مسلمانی داشتند تاثیر کرد؟
    آیا نعوذ بالله نقص از امام حسین علیه السلام بود یا کلمات نورانی هدایت بخش ایشان که بر زبان مبارک جاری فرمود یا نقص از لشکریان گمراه کوفه بود که حضرت فرمودند چون شکمهایتان با حرام پر شده حرفهای من امام هم در شما اثر نمی گذارد؟
    آیا امام حسین علیه السلام نمی دانستند فرمایشاتشان اثر نخواهد کرد؟
    قطعا می دانستند، با این حال مثل شما نگفتند راستی اگر بنا بود . . .

    اصلا فلسفه امر به معروف و نهی از منکر فقط این نیست که شما درک کردید.
    بله یکی از مصالح آن هدایت افراد مستعد است، وجه و حکمت دیگرش اتمام حجت برای افراد فاسدی است که شنیدند و مسخره کردند و پشت گوش انداختند.
    ما نمی گوییم در اجرای احکام مشکل نداریم اما زیر سوال بردن نظام اسلامی و احکام نورانی اسلام و وارونه جلوه دادن مسائل و ندانسته و بدون اطلاع کافی، منطقی و کامل نشان دادن اقدامهای ناقص و معیوب در جوامع غربی و بر عکس نا کار آمد نشان دادن دستورات کاملا کارای دینی که عقل ناقصمان به عمق حکمت آن پی نبرده را محکوم می دانیم که متاسفانه حضرتعالی در اثر عدم اشراف کامل به مسائل چنین کار خامی کردید.
    و السلام علیکم .
    حبیب توحیدی اهری.۲۳-۴-۹۶

    • شاهین گفت:

      ۱۵ میلیون پرونده در نوبت دادرسی،ربودن یک کودک ویا تعرض به او یعنی مواجهه با کل مردم و حکومت،اختلاس ورشوه و غارت بیت المال، و…جناب اهری!در کجای یادداشت مطهری بر علیه آموزه های اسلامی،ارزشها،و نظام اسلامی سخنی گفته شده ؟مطهری به یکسری واقعیتهای موجود در جامعه ما و جامعه غربی اشاره نموده است،آقای اهری!دستورات دینی نا کارامد نیستند،اگر نا کار امدی وجود داشته باشد در نوع بیان و ادبیات بکار برده شده در ارائه دستورات می باشد ،مثل ادبیاتی که شما در برخورد با یادداشت مطهری به کار برده اید،

      • توحيدي گفت:

        سلام بر آقای شاهین.
        متاسفانه فردی در اقدامی غیر اخلاقی مطالبی به نامه آقای مطهری اضافه کرده بود و بنده همین نامه را دیدم و جواب دادم، بنابر این باید اینگونه اصلاح کنم که تا قبل از عبارت
        “اینکه این همه پیامهای اخلاقی علما را مسخره فرمودید و آنرا کار لغوی دانستید”
        مخاطب اشکالهایم آقای مطهری هستند و از عبارت مذکور به بعد مخاطب اشکالم کسی است که مطالبی به نامه اضافه کرده.
        ضمنا اگر اشکالی به عرایض بنده هست، واضح مطرح بفرمایید در خدمتم.

ارسال نظر


آخرین موضوعات