کد خبر: 35674 | تاریخ انتشار: ۱۹:۲۹:۵۹ - شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۶ | بدون نظر | |

اندر احوالات رخداد آزاده نامداری

مشکین سلام ، رضا مجد:آنچه این روزها فضای مجازی را پرتب و تاب کرده فیلمی از آزاده نامداری(مجری مشهور محجبه) است، که دست به دست می شود، و بحث های زیادی هم دامن زده و می زند، بالطبع ما هم از این امر مستثنی نیستیم، ولی ما طبق معمول می خواهیم نگاهی کج به این مسئله بیندازیم، یک خانم در قالب یک مجری تلوزیونی موفق، یک ایدئولوژی(حجاب و محاسن و مزایای آن) را تبلیغ می کند، و خودش هم به نوعی تبدیل می شود به سمبل و نماد پوشش اسلامی، و دقیقا از این تریبون رسمی، شروع به تبلیغ پوشش اسلامی و چادر می کند، تا اینجای کار مشکلی نیست، مشکل زمانی شروع می شود، که شما از این تریبون و از این جایگاه شروع به تخطئه ی زنان و دخترانی می کنید که حجاب را به شکلی که شما آن را بازتعریف کرده اید رعایت نمی کنند،یا آن را به شکلی متفاوت تر از شما تعریف می کنند. اگر بخواهیم به کمک لاکان نقدمان را پیش ببریم، باید گفت که میل همیشه میل دیگری بزرگ است، چیزی که پوشش زنان این سرزمین را تعیین می کند، نه نگاه خیره حکومت، به شکل دیگری بزرگ وطنی، بلکه دیسکورس و گفتمان حاکم بر جهان است، و میل زنان به طرف این میل دیگری بزرگ متمایل شده است، اینکه چرا و چگونه یک بحث مفصل دیگریست، یکی از علت های آن ناتوانی گفتمان حجاب اسلامی در ایجاد کشش و سوژه سازی است و ناتوانی در اقناع و توجیه عقلانی و بخصوص به رسمیت شناختن امر اختیار است، بماند…. زنان می خواهند در چشم این دیگری بزرگ زیبا و قابل تایید جلوه کنند، و از نظر این دیسکورس تایید بشوند، پس طبیعی است که گفتمان ایدئولوژیک وابسته به نظام کشش و جاذبه ی چندانی نزد اینان نداشته باشد بخصوص وقتی که مبلغان این نوع گفتمان به شکل دوگانه عمل می کنند، چیزی که اینجا برای آزاده نامداری اتفاق افتاد، ماحصل دوپارگی و شکاف درونی خود این گفتمان ایدئولوژیک است،

این رخداد ماحصل تناقض ذاتی خود گفتمان حجاب است که نتوانسته یک سوژه ی یکپاچه و توپری بسازد، اگر آزاده نامداری را به عنوان سوژه ی وفادار این گفتمان ایدئولوژیک حجاب فرض کنیم،این اتفاق و این فیلم( حتی اگر بنا را بر این می گذاشتیم که او در آن پارک لو نمی رفت و کسی او را نمی دید و از او فیلم نمی گرفت) پیشاپیش انگ شکست را بر پیشانی این گفتمان حجاب می زند، چرا که این واقعه نشان داد که این گفتمان نتوانسته یک سوژه ی وفادار توپر و این همان با خود بسازد، سوژه ای که حتی زمانی که زیر نگاه خیره ی دیگری بزرگ وطنی نیست وا نداده و عنان از کف ندهد، این رخداد پارک نشان می دهد حتی برای آزاده نامداری که خود سوژه ی گفتمان حجاب و نیز مبلغ این گفتمان است، دیگری بزرگ غربی و جهانی بسیار زنده تر و مهم تر از دیگری بزرگ حکومتی و وطنی است، چرا که آزاده نامداری نیز وقتی از زیر یوغ نگاه دیگری بزرگ وطنی خارج می شود، تن به گفتمان دیگری بزرگ غربی می دهد، و او نیز چون زنان سرزمینش که تا دیروز تخطئه شان می کرد، می خواهد تایید این دیگری را بگیرد و در چشم او زیبا و مدرن جلوه کند.

آزادی نامداری زمانی می توانست سوژه ی موفق گفتمان حجاب شود که دوربین ها او را در دل غرب و در زیر نگاه خیره دیگری بزرگ غربی با پوشش کاملی شکار می کردند که مبلغش بود، یعنی با گفتمان خودش این همان، یک سوژه ی توپر و بدون شکاف. و این رخداد نشان داد که پدیده ای بنام آزاده نامداری به شکل نمایشی فقط برای ما و برای نگاه های خیره ی ما بود، او در قالب یک پوشش و چادر عرضه کننده ی چیزی بود که خودش به آن ایمان نداشت، و سوژه ای خط خورده و دو شقه بود، سوژه ای که یک چهره برای دیگری بزرگ وطنی داشت و یک چهره برای دیگری بزرگ جهانی. اگر بخواهیم از همه ی این گفته ها یک نتیجه بگیریم آن این است که: آزاده نامداری نمی تواند نماینده و سوژه ی خوبی برای گفتمان پوشش اسلامی و حجاب باشد و نماینده ی خوبی برای این گفتمان نبود و نیز این آزاده نامداری نیست که باید احقاق حق کند، بلکه این حق تمام تماشگرانی است که سالها توسط این سوژه مورد خطاب و استیضاح واقع شده اند، آنهم بخاطر نمایش چهره ای که هیچ وقت نبود یا نتوانست باشد، او باید جواب این دوگانگی ای را بدهد که همیشه به واسطه ی آن، سوژه هایش را تخطئه کرده بود. چیزی که مهم است ما نه طرفدار حجابیم و نه طرفدار بی حجابی، بلکه طرفدار گفتمانی هستیم که تا حدودی بتواند همتای چیزی باشد که می گوید یا نشان می دهد، نمود چیزی باشد که وانمود می کند.

رضا مجد

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین موضوعات