کد خبر: 35702 | تاریخ انتشار: ۱۱:۴۱:۴۳ - دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۶ | ۱ نظر | |

علم یا ثروت ؟ …

مشکین سلام ، هادی بدلی:
وقتی موضوعات انشای کلاسمان را مرور میکنم که با کدام یک از آنها بیشتر از بقیه خاطره دارم تمامی روزهای خوش مدرسه و دوران نوجوانی گذشته از ذهنم میگذرند موضوعاتی که هر کدام یاد آور ثبت لحظه های خوب زندگی مان بود … فصل بهار را توصیف کنید … می خواهید چکاره شوید؟ … تابستان خود را چگونه گذراندید؟ … علم بهتر است یا ثروت ؟


همه ی این موضوعات را با صداقت و احساس واقعی می نوشتیم و ساعت ها وقت میگذاشتیم که کلمه ای جا نماند … اما در میان همه ی این موضوعات موضوع انشای (علم بهتراست یا ثروت ؟) از همه عجیب تر و سخت تر بود. سخت نه بخاطر اینکه جملاتی برایش پیدا نشود بلکه چند صفحه میشد در مورد علم و ثروت انشاء نوشت … اما مقایسه کردنشان دشوار بود و انتظار چنین مقایسه ای از یک دانش آموز انتظار بزرگی بود … دانش آموزانی که بیشترشان از سطح پایین جامعه بودند و شاید بهتر بود تفاوت فقر و ثروت را از آنها پرسید و انتظار دروغ نداشت … دروغی که اگر نوشته نمیشد نمره ای هم در کار نبود … موضوع انشایی که جوابش برای همه دانش آموزان کلاس روشن بود و احتیاجی به مقایسه نبود … در متن و ظاهر انشاء همه ی ما علم را بهتر می دانستیم و تا می توانستیم از بدی های ثروت می نوشتیم … می نوشتیم که با کسب علم می توان ثروت واقعی را بدست آورد و هیچ ثروتی بالاتر از علم نیست و ثروت ممکن است از دست برود ولی علم هرگز ! اما مگر واقعیت هم همین بود که می نوشتیم ؟ … نخیر … ما دروغ گفتن را از همان کودکی یاد گرفتیم … یاد گرفتیم که خاطرات تعطیلات تابستانمان را با وهم و خیال به صفحه پیاده کنیم تا فکر نکنند در تابستان بجای مسافرت و تفریح کار میکردیم و پول در می آوردیم … یاد گرفتیم بگوییم میخواهیم در آینده دکتر و مهندس شویم تا از بقیه بچه های کلاس کم نیاوریم و بلاخره یاد گرفتیم که به دروغ بگوییم علم بهتر است و ثروت بد است و ما از پول و مال دنیا فرار میکنیم … دروغی به این بزرگی را در همان مدرسه ای یاد گرفتیم که به ما علم هم یاد میداد … شاید بهتر بود به ما یاد میدادند که علم و دانش لازمه ی زندگی هر انسان و باعث افزایش قدرت فهم مسائل پیرامون و ارتباط بشر با یکدیگر است اما ثروت هم بد نیست و نباید این دو را متضاد یکدیگر قرار داد .
پس واقعیت چیز دیگری است … اگرچه تلخ است … عده ای روشن فکر که هنوز روزنه ی امیدی برای خود تصور میکنند می گویند که علم و ثروت به هم وابسته اند اما کسانی که هیچ بهره ای از علم خود نبرده اند و سالهاست با مدارک عالی در صف اشتغال ایستاده اند به انشای کودکی خود میخندند و به این نتیجه رسیده اند که با علم نمی شود به ثروت رسید … اما با ثروت می شود به همه چیز ، حتی علم هم رسید … به روزها و خوشی های از دست رفته خود نگاه میکنند و حسرت میخورند که چرا بازی و سرگرمی را فدای درس و مشق کردند.
در خیلی از دانشگاهها و مراکز آموزشی با پرداخت مبلغی به عنوان شهریه ، مدرک تحصیلی که نشانگر علم و دانش هر فردی است در اختیار او قرار میگیرد … حتی برای ثبت نام در مدارس دولتی هم باید مبلغی پرداخت کرد که نشان میدهد کسب علم و دانش در گرو داشتن ثروت است و شخص بی پول حتی اجازه ی تحصیل هم ندارد … البته این موضوع هیچوقت علم واقعی را زیر سوال نمیبرد … چرا که اگر دانش بشر نبود هیچ پیشرفتی هم نبود و انسان در همان عصر حجر زندگی میکرد … از ما که گذشت ولی بهتر است به آیندگان راست بگوییم و بگذاریم انتخاب با خودشان باشد … فرزندانمان را طوری تربیت کنیم که درس و تحصیل را به خوبی فرا گیرند و آینده شان را خودشان بسازند … بیتی از شعر ناصر خسرو را پایان بخش این مطلب قرار میدهم تا شاید کمی از ارزش های والای علم و دانش را دریابیم.
درخت تو گر بار دانش بگیرد به زیر آوری چرخ نیلوفری را

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۱ ديدگاه مطلب براي " علم یا ثروت ؟ … " ارسال شده است.

  1. بهروز گفت:

    ممنون از استدلال نویسنده گرامی – بنظرم بهتر بود سوال به شکل دیگری مطرح میشد اینکه : بی پولی بدتر هست یا بی دانشی

ارسال نظر


آخرین موضوعات