کد خبر: 35710 | تاریخ انتشار: ۲۲:۰۰:۱۵ - دوشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۶ | ۲ نظر | |

“خلاف شان است آقا”

مالک رضایی 📝

نور بر قبرش ببارد و خداوند ،روح متعالی اش را غریق رحمت واسعه ی خویش قرار دهد .حضرت آیت الله مروج را می گویم .
گفتم :
“حاج آقا مگر خلاف شرع است ؟”
به تبسم تلخی که تا مغز استخوانم نفوذ کرد و ستون فقرات روح و روانم را لرزانید ،گفت :
“خیر آقا ،خلاف شان است.”

به رسم معمول هفتگی،قبل از آغاز ساعت اداری روزهای پنجشنبه ،کلاس درس نهج البلاغه در دفترش دایر بود.به اقتضائ مسئولیتی که داشتم بعد از خاتمه ی درس،گزارش مختصری از امور اداری می دادم و چنانچه مدیری جدید در طول هفته منصوب شده بود به جمع شورای اداری معرفی می شد .آنروز معرفی مدیری در دستور کار بود که از قضا برادر دیگر او هم مدتها قبل از وی مسئولیت اداره ای دیگر را به عهده داشت.تا معرفی او را از من شنید به آرامی در گوشم گفت :
“این آقایان برادر دیگری هم دارند؟”
بدون دریافت عمق طعنه و به قصد اینکه اشرافیتی بر امور دارم به فوریت پاسخ دادم که:
” آری برادر دیگری هم دارند که مغازه دار است .”
به تبسمی فرمود :
“الحمدلله. از آن نظر پرسیدم که چنانچه بیکار است برای او هم در فکر اداره و مدیریتی دیگر باشید ”
بر عمق نارضایتی اش پی بردم اما به خاطر اینکه در استدلال خود کم نیاورم گفتم
“خلاف شرع است حاج آقا ؟”
فرمود :
“خیر آقا.خلاف شرع نیست ،خلاف شان است.می فهمی؟”
هیچ پاسخی نداشتم اما خوشبختانه دستمالی بزرگ در جیب داشتم که عرق خود را پاک کنم .
همو بود که مانع استخدام رسمی تنها فرزند ذکور خود شد که تحصیلات عالیه ای هم از یکی از بهترین دانشگاههای کشور داشت تا چنین امکانی برای دیگران فراهم آید .

آری خلاف شان است آقا ، خلاف شان است که هزاران جوان تحصیلکرده ی به مراتب شایسته تر از آقازاده ی حضرتعالی و بنده زاده ی حقیر، چشم امید بر دستان گره گشای شما دوخته باشند تا گرهی از هزاران گره او بگشایی،اما تو با بکار گیری نفوذ و اقتدار و اتوریته ی مدیریتی خود امورات زندگی فرزند دلبند خود جویی،رفو. و آنوقت به هزاران توجیه هم این سخنت به مخاطب در نگیرد که چنین امکانی بی بهره از آن نفوذ و اقتدار عملی شده است. چرا که بدون آن بر خیلی های دیگر، عملی نشده است .اما وقتی واقعیتها رامی بینم می گویم که حرجی بر تو نیست.
وقتی مدتهاست که سونامی ژنهای خوب راه افتاده است و از فرزندان عارف و صفدر و بهمن و …با این قافله همراهند چرا تو عقب بمانی ؟!
اما خوب است بدانی که این قافله سر دراز دارد و وقتی شما نفوذ و اقتدار خود را بر استقرار فرزند خود نهادی ،دیگر از آن اقتدار و اتوریته ، چیزی نخواهد ماند که سرافرازانه سر خود بالا گیری و به تنبهی و تذکری دیگران را از آن باز داری .لذا بعد از این، جریده رو که گذرگاه عافیت بسی تنگ است.
لیکن در عجبم از قلمها و زبانهایی که از در توجیه آن بر آمده اند و به تلاشی در صددند که امری ناپسند ،پسند افتد .اطمینان می دهم که پندشان، در آن جوانانی در نمی گیرد که در اوج شایستگی، در به در به دنبال اشتغالی می نالند زار و بی شکر و گله و می افتد ،اندر هفت گردون، ولوله .
آری دوست عزیز، زین قصه هفت گنبد افلاک پر صداست ،کوته نظر ببین که سخن مختصر گرفت.
آیینه ی آن قلم غماز نیست ،زانکه زنگار از رخش ممتاز نیست.آیینه ای که از برای خاطر این و آن، عیبها می دارد نهان،آیینه نباشد،منافق باشد او و اینچنین آیینه را هرگز مجو. قلمی که اختیار نکند این طریق را، تا جهدی کند و بگیرد غریق را هرگز کار آن به سامان نخواهد بود، گرچه ممکن است چند صباحی کار صاحبش به سامان آید .
کلام و قلمی، که رنگ آگاهی و آگاهی بخشی به خود نگیرد و مدیحه سرا و مداهنه گو و توجیه گر و بی درد باشد و جدالی احسن نکند و به نیکوترین وجهی با پرهیز از تملق سخن نگوید.جه دردی از این مردم دوا خواهد کرد؟ او فقط بدان فخر میآورد کز ترس و بند، چاپلوسی بکند یک روز چند. اما غافل است از اینکه هر که را مردم سجودی می کند ،زهر اندر جان او می آکند.
هر کسی را با قلم سروکاریست، چنین رسالتی بر دوش اوست ،اینچنین است که صلاح در جامعه شکل می گیرد. صد البته که در آن حالت، کار قلم نسبتی با مزد و اجرت نمی یابد وکار خود، از بهر نان نمی کند. در آن حالت، او در اوج نیاز هم، بندگی چو گدایان به شرط مزد نمی کند چرا که دوست ،خود روش بنده پروری داند.
حال خود قضاوت کن که قلم تو چنین است یا چنان؟و آنوقت چه حاجت به نظر من و دیگران که رونق این کارخانه کم نشود به زهد همچو تویی و فسق همچو منی.
به پیامبر و قرآنیکه شاهد سوگند خدا بر قلم است، وقتی قلم در دست تو لرزید بدان، که پابسته ی دام دگرانی و از آن حیث قلمت لرزان و ارزان است و اگر نلرزید، ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادی.آزاد.

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۲ ديدگاه مطلب براي " “خلاف شان است آقا” " ارسال شده است.

  1. یونس اشرفی امین گفت:

    سلام
    بنده مطالب سایتها را کمتر به طور کامل می خوانم و در برخی از سایتها مطالب بسیاری وجود دارد که ضعف در قالب و محتوا دارند.
    ولیکن مطلب حاضر انصاف از هردوجهت خوب است و قابل استفاده.
    بر سایت شما و نویسنده مطلب آفرین می گویم گرچه شناخت دقیقی از ایشان ندارم.
    موفق باشید

  2. علی امامعلیزاده میرک گفت:

    سلام استاد خسته نباشی
    سوره ۶۸: القلم – جزء ۲۹
    ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ ﴿۱﴾
    نون سوگند به قلم و آنچه مى ‏نویسند (۱)

ارسال نظر


آخرین موضوعات