کد خبر: 35750 | تاریخ انتشار: ۲۱:۵۰:۵۰ - یکشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۶ | بدون نظر | |

پیرامون جوابیه هایی که بین آقای غیور و همشهری ساکن تبریز رد و بدل شد

نقد حال

مشکین سلام ،محسن فیاضی :

واژه ی نقد و پیرو آن انتقاد، علیرغم رواج و عمومیت و کاربرد هر روزه ی آن در زندگی ما هنوز مبهم و مجمل است. دامنه ی انتقاد چنان گسترده است که گاه تصفیه حساب های شخصی و خالی کردن عقده ها و حتا کوبیدن و در هم شکستن مخاطب را نیز در بر می گیرد. هتک حرمت و برملا کردن رازهای پنهان زندگی شخصی، فلان کاری که اغلب هیچ ربطی به موضوع مورد نقد ندارد، پرده دریها و تهمت ها و برچسب هایی که بی مهابا بیان می شوند و همه ی آن ها فراتر از موضوع مورد نقد اند، برچسب هایی همچون وابستگی به فلان جریان یا فلان نحله ی فکری و آنطور که سیاق امروز جامعه ی ما است برچسب چپی یا راستی بودن و دقیقتر؛ اصلاح طلب بودن یا اصول گرا بودن و نتیجه ی منطقی گرفتن از این یا آن بودن و حتا عنوان این که اصلاح طلب یا اصول گرای راستین نیست، یا مدعی است و بسیاری از این دست. اما نقد چیست؟! نقد دستکم در علم واژه شناسی چیست؟ وقتی می گوییم از کسی انتقاد می کنیم یا فیلمی را نقد می کنیم یا نوشته ای را نقد می کنیم یا به طور کلی موضوعی را مورد نقد و مداقه قرار می دهیم، می خواهیم چه چیزی را بیان کنیم؟ اصلا مخاطب نقد کیست؟ نقد به تعبیر استادی؛ ممکن الوصول کردن موضوع است. باز کردن نقاط کور و دشوار موضوع است تا مخاطب را به منظور و مقصود واقعی نویسنده یا کارگردان یا مفهوم نوشته یا کنش شخص رهنمون شود یا ضعف ها و قوت های یک ایده یا تصمیم های شخص در حوزه ای خاص و مشخص را به مخاطب بیان کند. در واقع نقد در عین حال که واژه ای گاه پر طمطراق و ثقیل به نظر می رسد با معنی نقد کردن در کاربردی که میان مردم کوچه و بازار دارد چندان فاصله ندارد، طوری مطلب را بیان کنیم که برای عموم قابل فهم باشد و ضعف ها و قوت ها و کجی ها و کاستی هایش را نشان دهد.

اما هدف اصلی نقد چیست؟ سوای تمهیدهای متن که نویسنده این قدرت را دارد که میان نقد کنایه ها و طعنه هایی را متوجه مخاطب خاص خود کند، هدف نقد در انواع مختلف خود بالا بردن فهم مخاطب درباره ی موضوع مورد نظر است. حال آنچه باید نقد شود دقیقا همان متن و موضوع و فیلم است و در مورد شخص دقیقا همان تصمیم خاص که منشا اثری بوده است و نه این که آن تصمیم متعلق به شخصی است که خود آن شخص متعلق به جریانی است که آن جریان خط فکری مشخصی دارد که برایند مشخصی دارد و آسمان و ریسمان کردن هایی از این دست. در مورد جوابیه هایی که پیرو متن آقای غیور و رد و بدل شد، گرچه سنت جوابیه نوشتن چندان خوشایند نیست باید گفت؛ اگر قرار بود جوابیه ای برای نوشته ی آقای غیور فرستاده که متضمن نقد هم باشد باید در دفاع از تصمیم شورا و در درست بودن آن نوشته می شد و البته در مورد موضوع تصمیم شورا که انتخاب جناب آقای فتحی است و دوست عزیز ساکن تبریز باید برای درستی این تصمیم و قوت های انتخاب شورا که منجر به شهردار شدن آقای فتحی شده است مستندی ارائه می کرد که سابقه اش چیست و کجا چه کار کرده و نقاط قوت برنامه اش چیست. چرا که اگر هدف نوشته بالا بردن فهم مخاطب است آنچه در میان این جوابیه فرستادن ها مغفول می ماند همین فهم است، من ثالثی که نوشته را می خوانم از کجا باید بفهم وسط این فی الواقع دعوا، حق با چه کسی است. اگر آقای غیور سوال هایی را مطرح کرده اند – ترجیح می دهم از واژه ی نقد، پرهیز کنم- که حکایت از نگرانی ایشان در مورد این تصمیم شورا دارد٬ دوست عزیز باید پاسخ های مستدلی برای رد این نگرانی های به جا یا بی جا ارائه می کرد حال آنکه از متن دوست عزیز ساکن تبریز هیچکدام اینها بر نمی آید. اینکه آقای غیور در فلان مسئله فلان تصمیم را گرفته است- درست یا غلط- ربطی به موضوع مورد بحث ندارد. چرا که دو تصمیم علیحده اند که بنا فهم و درک موقعیتی خاص اتخاذ شده اند و اگر چه ما یا اکثریت یک جریان با آن مخالف باشیم یا باشند دلیل بر این نمی شود که تصمیم اشان یا نگرانی اشان در حوزه ای دیگر را به همان تصمیم ربط دهیم و از آن نتیجه ی دلخواه بگیریم. این نه تنها نقد حال نیست بلکه کدر کردن چهره ی واقعیت است، در پس آن نه تنها آگاهی نیست بلکه نوعی عدم اشراف به موضوع هم نهفته است. صرف اظهار نظر درباره ی یک موضوع و بسی فراتر رفتن از مفهوم و منطوق و دامنه ی یک موضوع نوعی اجحاف در حق مخاطب عام هم هست که گاه سوگیری هایش را به این یا آن شخص گره می زند بی آنکه علم واقعی به موضوع داشته باشد، بی آنکه در جایگاه درستی به موضوع نگاه کند. و همین است که از سرناچاری و در کمال ناخشنودی باید گفت این نوشته ها بیش از آنکه نقد یک موضوع به خصوص باشد، نقدِ حال ما است، نقد حال خراب و آشفته ی زمان ما است که همه چیز را با هم در می آمیزیم و آن میان معنی و مفهوم را هم قربانی می کنیم.

پ.ن: شاید این پی نوست حاشیه وار اهمیتی بیش از متن داشته باشد چرا که بیانگر زبان نقد است، کسانی که نوشته را می خوانند بعید نیست که دنبال پاسخی مستقیم به این یا آن نوشنم باشند یا دنبال دفاع از این یا آن جوابیه باشند اما این نه تایید این است نه رد آن، بلکه نقد حال خراب ما است، چندی پیش در جواب اظهار نظر بازیکن سابق عربستان – توهین بودن یا نبودن اش مهم نیست- که علی دایی را مخاطب قرار داده بود پاسخ اولیه ی دایی در اینستاگرام اش در نوع خود نقادانه ترین پاسخ ممکن بود؛ گل هایی که وارد دربازه ی عربستان کرده بود، متقن ترین سند تاریخ همین بود، کسی نمی توانست پاسخ اش را بدهد چون نقدترین مفهوم ممکن را پیشرو گذاشته بود. باید ما پی این پاسخ ها باشیم، باید پی نقدهایی باشیم که به ما در فهم وقایع پیرامونمان کمک کند نه اینکه با واژه های مهیج و کوبیدن ها و از صدر به ذیل کشیدن ها ما را هر دم به سویی متمایل کنند که اغلب هم سوی درست نیست.
محسن فیاضی
۱۳۹۶/۰۷/۱۳

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است
کلمات کلیدی این خبر: , ,

ارسال نظر


آخرین موضوعات