کد خبر: 35760 | تاریخ انتشار: ۱۸:۵۱:۳۷ - پنج شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۶ | بدون نظر | |

چو زر عزیز وجود است نظم او آری

مشکین سلام ،مالک رضایی :

سخنسرایی که در همه ی غزلهای خود نظم پریشان داشت چه پریشانی که در جان مشتاقان عالم ایجاد نکرد ، گویی آن ساعت، که آن نظم پریشان می نوشت، طایر فکرش به دام اشتیاق افتاده بود.هر تک تک ابیاتش، بیت الغزل معرفت است .آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش .
در میان سخنوران عالم کمتر کسیست که به اندازه ی حافظ مبتهج و مباهی بر سخن خود باشد کمتر کسیست که حتی جرات نزدیک شدن به مرز ادعاهای او را داشته باشد. ادعاهایی از اینکه بر نظم او می افشاند فلک عقد ثریا را و قدسیان، گویی که شعر او را ازبر می کنند و آن گنج خداداد که خدا ، داده به او ، از یمن دعای شب و ورد سحری بود و آنهمه شهد و شکر کز سخنش می ریزد ،اجر صبریست کز آن شاخ نباتش داده اند که چو زر عزیز وجود گشت، نظم او آری، قبول دولتیان کیمیای آن مس شد.
جا دارد که مانی نسخه خواهد ز نوک کلک مشکینش و هر کو نکند فهمی زان کلک خیال انگیز ،نقشش به حرام، ار خود صورتگر چین باشد .
حال ،حسد چه می برند بر نظم تو خواجه ؟!
قبول خاطر و لطف سخن تو خداداد است و هیچ عنقایی را نرسد که در ارتفاع تو پرواز نکند که چالاک است شاهینت .
این ابتهاج و افتخار آوازه ی او را به اقصی نقاط عالم رساند و گوته ها و نیچه ها را به تواضع و فروتنی در مقابل او وا داشت که خاضعانه و فروتنانه بگویند
“ای مستی مستانه ترین مستی ها ز تو .آخر تو را با شراب چه کار ….ما همه مست از وجود توییم … “

و زین سان همی بگو که زین سانم آرزوست که هر چه خواهم این سخن مدفون کنم ، آن کشنده می کشد من چون کنم…. ؟!

روز بزرگداشت او مبارکباد

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین موضوعات