کد خبر: 35766 | تاریخ انتشار: ۱۶:۲۰:۳۱ - سه شنبه ۲ آبان ۱۳۹۶ | بدون نظر | |

هیچ بانک کف زدن آید بدر ؟

مالک رضایی 📝

چندین سال متوالیست که به اقتصاد مقاومتی دعوت می شویم و در حالی که جامعیتی از یک طرح همه جانبه مدنظر مبتکر فرزانه ی آن طرح بود به نظر می رسد بدنه ی اجرایی ما تا کنون فقط بخش کوچکی از آن منویات را مدنظر اجرایی خود قرار داده و عملا هر گونه مقاومت را متوجه مردم نموده است اما آیا
هیچ بانک کف زدن آید بدر
از یکی دست تو بی دست دگر ؟
یک اقتصاد درونزا در افق بلند مدت آن به گونه ای که مد نظر مقام معظم رهبری بوده است باید اقتصاد ما را در مسیر رقابتی کردن پیش ببرد.امروز بازار ملی هم بخشی از بازار جهانی شده است و طبعا هر کسی باید قدرت رقابت خود را در سطح جهانی محک بزند .اما به نظر می رسد تا کنون به این مهم توجه کافی معمول نگشته است و بایدها و نبایدهای آن مغفول مانده است .
صنایع ما در اغلب موارد قدرت رقابت با صنایع مشابه خارجی را ندارد . برخی از صنایع ما از جمله صتعت خودرو سازی صرفا با اتکا بر تعرفه های گمرگی و نیز حمایتهای دولتی بر سر پا ایستاده اند .هزینه ی برخی ناکارآمدی های مدیریتی آن مستقیما از جیب مردم پرداخت می شود.
دولت ما سنگین است و با هزینه ی گرانی اداره می شود و در سیستم دولتی ما یک واحد کاری مشخص در مقایسه با فونکسیون برخی دولتهای دیگر با نفرات و هزینه ی بیشتری انجام می گیرد .در شرایطی که زمان ارزشمندترین عنصر در عصر امروز است ماهنوز قادر به بر آورد هزینه های معطلی در برخی امورات اجرایی خود نگشته ایم و این در حالیست که بیش از هفتاد درصد بودجه ی کشور نیز صرف هزینه های جاری دولت می شود .
چه می ماند برای توسعه ؟
چه می ماند برای عمران ؟
حجم و هزینه ی دولت ما هر سال اضافه می شود .آیا ما در سایر بخشهای تولیدی و کشاورزی و صنعتی خود نیز شاهد چنین رشدی هستیم ؟ به نظر می رسد پاسخ این سئوال فعلا منفیست
چه کسی این رشد نامتوازن را در بخشهای دولتی و خصوصی اقتصاد ما توجیه می کند ؟
بخش خصوصی ما هر لحظه در حال لاغر شدن و بخش دولتی ما هر لحظه در حال فربه شدن است و با در نظر گرفتن هزینه های روبه تزاید دولتی در اقتصاد ملی و پایین بودن بهره وری آن ،آیا مردم نباید بپرسند که هزینه های جاری دولتی ما چرا این اندازه گران و نرخ بهره وری آن این اندازه پایین است ؟
خدمات بانکی ما به دلیل هزینه های آن فوق العاده گران است و این امر بر قیمت تمام شده ی تولیدات ما تاثیر منفی دارد و قدرت رقابت را از آن می گیرد.و این در حالیست که امروز با اتکا بر صنعت الکترونیک باید بیش از هفتاد در صد خدمات بانکی بدون هزینه و با خدمات الکترونیکی انجام گیرد .در حالی که بانکهای ما با شرایط استاندارد امروزی باید با چهل هزار نفر پرسنل اداره شود ما عملا بالغ بر دویست هزار نفر را در بانکها بکار گرفته ایم و طبعا حقوق و هزینه ی آنها را مردم با نرخ سود وامها می پردازند .نرخ سود حاصل از آن به تنهایی بالغ بر هفت درصد است .آیا مردم حق ندارند سئوال کنند که چرا خدمات بانکی ما این اندازه گران است ؟نرخ سود بانکی ما برای تولید افزون بر بازدهی آنست .
نرخ بهره وری ما در سیستم دولتی و هم در خدمات بانکی و نیز در شرکتها و صنایع دولتی بسیار پایین و در بخش دولتی کمتر از نیم ساعت است . و حجم دولت ما سنگین و سرعت و چالاکی آنها کم است .بخشهای دولتی و صنایع ما بیش از آنکه متحمل فشارهای جانبی و تحریم جهانی بشوند زیر سنگینی حجم و وزن خود نفس نفس می زنند و تا کنون اراده ای برای کاستن از این وزن و چالاک کردن آن مشاهده نشده است . چرا که این مهم باید با دستانی اجرایی شود که عملا اراده ای بر اجرای آن ندارند .هزینه های جاری سیستم دولتی ما هر لحظه در حال تزاید است.
وقتی از پدیده ای بنام دولت سنگین سخن می گوییم یعنی حجم بزرگ ، هزینه ی بالا ، چالاکی کم ، قدرت نظارتی پایین و سرعت کم .
ویژگی بیماری هلندی در اقتصاد اینست که ما زمانی هزینه ها را بالا برده ایم و اکنون قادر به کاستن آن نیستیم .در حالی که گذران امروز دولت بر مالیات استوار است به حرمت مالیات دهندگانش اجازه ی چنین هزینه کرد بالایی را ندارد و خود را به هر طریق ممکن باید با سایر بخشهای اقتصادی کشور متوازن نماید .سایر بخشهای اقتصادی ما رشد و قدرت خریدی معادل دولت ندارند و یکی پس از دیگری از گردونه ی اقتصاد خارج می شوند.مالیات دهنده تا میزان محدودی می تواند متحمل آن هزینه ها باشد
بهتر است دولت از حیث هزینه اندکی خود را جمع و جور کند

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین موضوعات