کد خبر: 35783 | تاریخ انتشار: ۲۲:۰۸:۴۲ - یکشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶ | ۱۳ نظر | |

نقدی بریادداشت اخیر آقای محمود عباسزاده

جناب محمود عباسزاده در خصوص مواردی که در رسانه های ملی و محلی به تحریر درآورده اید به مناظره بنشینیم

(۱)
ای واعظ شهر از تو پر کارتریم
با این همه مستی زتو هشیارتریم
ما خون رزان خوریم و تو خون کسان
انصاف بده کدام خونخوارتریم
…راستی این فضای مجازی فضای عجیبی است.عجیبی اش هم نه به این است که مجازی است ،بلکه بیشتر به این است که همین مجاز بعضی وقت ها می خواهد درقامت حقیقت خودنمایی کند.البته خیلی ها می گویند مجاز نیست ،واقعیت است وحتی پارا فراتر گذاشته و((حقیقت))اش نیز می نامند.اگر چه عکس اش نیز صادق است و بقولی:
بعضی ها در دنیای مجازی واقعی اندوبعضی ها دردنیای واقعی مجازی.
آنچه مسلم است اینکه دراین دنیای مجازی انسانها،زود باور می کنند،زود انکار می کنند،زود رفیق می شوند و زود دشمن می گردند،زود بهم می رسندو زود از هم می گسلند،زود قضاوت می کنند،زود رأی صادر می کنند،زود ذلیل می گردند، زود قهرمان می شوند،زود آبرو کسب می کنند زود از آبرو می افتند ،زود عاشق می شوند زود ب تنفر می رسند ،زود می آیند و زود می آیند و زود می روند،و همین زود و زود و زودهاست که مانع از آن می شوند که که مجال دقت داشته باشیم و فرصت قضاوت .دنیای مجازی با همه خوبی هایش دنیای سرگشتگی هاست و بقول شاعر:
آوار پریشانی است روسوی چه بگریزیم ؟
هنگامه حیرانی است خود را به که بسپاریم ؟
با وجود این،دنیای مجازی ،دنیایی است جذاب بویژه برای آنهایی که جستجوگرند.ومی آموزد ویاد می دهد برای آنهایی که به دنبال حقیقت اند .این دنیا آنچنانکه از نامش پیداست ((دنیا))است .وقتی پابه این دنیا می گذاریم ازقید بسیاری از قیودات رها می شویم ،مرزها را درهم می نوردیم ،دیگر با یک جهش برق آسا از عالم انحصارات وخساست ها و دریغ ورزیها به در میشویم و در این جهان کوچک شده و یا همین ((دهکده جهانی))آزادانه در کوچه ها و خیابان های این دهکده می چرخیم ویاد میگیریم .ومواظب بایدباشیم که همین چرخیدن ها وسرک زدن ها که نامش را (وب گردی)گذاشته اند به ولگردی ختم نشود و در تور این مجاز نشینان فربه و ساحران کلام و ناصحان ملون که بدنبال قهرمان سازی مجازی از خود می باشند گرفتار نشویم .
چنان زپند شما ناصحان زمین گیرم
که گر دوباره نصیحت کنید می میرم
مرا به خویشتن خویش وانهید که من
نه از قبیله زهدم ،نه اهل تزویرم
مرا به حال دگردیسی ام رها سازید
که در شگفت ترین لحظه های تغییرم

(۲)
با این مقدمه به سراغ نقد یادداشت اخیر دوستمان آقای حاج محمود عباس زاده می روم که در مزمت بی کفایتی وزیر جهاد کشاورزی فرموده اند:((اگر وکالت رسمی باغداران را داشتم یا وزیر را زیر تلبار سیب ها دفن میکردم یا اگر عرضه اش را نداشتم خودم را ))
به رسم ادب و به حکم آداب نقد،قبل از ورود به بحث،ابتدامی خواهم خالصانه ترین وصادقانه ترین درود و سلام ها را نثار این رفیق رقیب بنمایم که علیرغم وجود تفاوت های فاحش در دیدگاه سیاسی و مواضع فکری با ایشان همواره حرمتش را داشته ام و به ایشان بعنوان یک کنشگر فعال احترام ویژه ای قائل هستم و با رخصت از شما علاقه مندم درود بفرستم به عزیزی که شما باشید و از سرمایه عمر((وقت)) برای مطالعه این مطلب مایه گذاشته اید.
چه بهتر که به نشانه خودمانگی و صمیمیت ،خود حضرت دوست (جناب آقای عباس زاده)را مورد خطاب قرار دهیم. پس دوست عزیزم جناب آقای عباس زاده امیدوارم به حرمت رفاقت های دیرینه از من نرنجیده باشید اگر درپاره ای این مواردلجام قلم رها شده باشد و جملات گزنده و عریان از کام آن بیرون جهد.ممکن است شما را به تعجب وادارد که از میان آنهمه انبوه مطالبی که نوشته اید و مینویسید چرا بنده به این مطلب واکنش نشان داده ام؟چون شما نیک میدانید که اساسا بنده اهل عکس العمل و اظهارنظرنبوده وتمایل به نوشتن ندارم و به صد دلیل ترجیح میدهم که به ندرت در سایت ها و شبکه های مجازی حضور داشته باشم اما نتوانستم در مقابل اجحاف و ظلمی که در حق باغداران منطقه میشود و وزیر بی کفایت کشاورزی به راحتی از این فاجعه چشم می پوشد ساکت بنشینم؛می گویند ((گاهی سکوت همان دروغ است ،کمی شیک تر و روشنفکرانه تر))
اگر چه به مصداق این بیت دردمندانه ی دوست سفر کرده ام (مرحوم حسین منزوی زنجانی):
از زمزمه دلتنگیم از همهمه بیزاریم
نه طاقت خاموشی ن تاب سخن داریم
این درد بی توجهی وزارت کشاورزی از یک سو و درد گزک دادن ها به عزیزانی چون شما از سوی دیگر سبب گردید که حقیر نیز سکوت بشکنم و علیرغم میل باطنی این یادداشت را بنویسم.

(۳)
بعنوان یک اصلاح طلب و بعنوان یک عضو کوچک از خانواده عظیم شهرستان مشگین شهر این بی تدبیری ها و شلختگی ها وبی برنامگی های وزیر بی تدبیر کشاورزی و منظومه ناتوانش را تقبیه می کنم و با همه گستاخی اعلام میدارم که ظرفیت ها و کفایت ها و توانی که برای آقای حجتی ترسیم کرده اندپروبوگاندای تبلیغاتی بیشتر نبوده و نیست ایشان باید بخاطراین قصور غیرقابل بخشش و تاراج ها و حیف ومیل هایی که در کشت و صنعت مغان صورت گرفته جامه بدرد واز شرم و از نهیب وجدان ترک وزارت کرده و استعفأ دهد و ازمردم و از کشاورزان حلیت طلب نموده و عذرخواهی کند و نماینده محترم شهرستان جناب آقای ملکی نیز اگر در مقابل این ظلم و عدم تضمین محصولات باغی کشاورزان در مجلس فریاد نزند کوتاهی اش گناهی است نابخشودنی!رفیق خوبم تا اینجای کارما باهم همداستانیم و<<تفاهم داریم>>اگر چه <<تفاوت داریم >>
اما دوست عزیز!بقول معینی کرمانشاهی :
هرکه دیدیم به حفظ ((گله))از گرگان بود
قصدقصاب دگر مقصد چوپان دگر است
بقول شما:امممممممممااااااااا…..(اما)
کلمه الحق یراد به الباطل
صدباره یقین دارم که مکرر خوانده اید فلسفه ایراد این کلام حضرت امیرالمومنین علی (ع)را؛وقتی خوارج در اعتراض به حکمیت در جنگ صفین فریاد سردادند((لا حکم الا لله ))یعنی هیچ داوری جز خدا نیست.که حضرت فرمود:کلمهالحق یراد به الباطل -این سخن حق است که باطل از آن اراده شده است .
دوست فرهیخته ام چه کسی است که نداند شما این برافروختگی و عصبانیت تصنعی را برای جلب توجه مردم انجام می دهید؟!!وجدانا اقناع درونی شما به شما نمی گوید که این عکس العمل را با این ادبیات برای قهرمان سازی مجازی از خود و برای عوامفریبی به زبان آورده اید؟!
واقعا شما وجریان فکری شما اینچنین به حقوق مردم حساس بوده و هستید واز مظالم صورت گرفته درحق مردم تا به این حد بیزار بوده و می آشوبید؟!یا بینی و بین الله می خواهید از این اتفاقات بعنوان یک فرصت و بزنگاه مغتنم پلی بسازید برای خروج از انزوا و رسیدن به نوستالژی قدرت؟!
دوست عزیز،به مصداق فرمایش حضرت امیرالمومنین (ع)حرفتان در خصوص تضییع حق باغداران حق است و نیت تان باطل !اما چرا باطل ؟!

(۴)
باطل از این جهت که وقتی اتفاقات چند سال قبل را مرور میکنیم یاد دوران دولت پاک دستان شما می افتیم آنجا که بعد از رسیدن به قدرت به مانند یک کشور به غنیمت گرفته شده به هیچ عرصه ای رحم نکرد کمر همت به ویرانی اش بست که امروز اوضاع بخش های اقتصادی ،صنعتی،تولیدی،کشاورزی ،فرهنگی و اجتماعی این کشور در پرتو مدیریت های دیمکی شما ویران تر از آن گشته است که بشود به حالت عادی اش برگرداند و به تشریح اش پرداخت .
شما نوکیسه هایی به میدان آورده و تقویت کردید که در همین بخش کشاورزی با وارد کردن انواع میوه ها آن هم در حجم بسیار بسیار بیشتر از کشش بازار و نیاز روزمره کشور ،که با این کارتان در آن مقطع کشاورزان را به خاک سیه نشاندید.چه زود فراموشتان شد که سموم کشاورزی وارداتی شما از تجار فرصت طلب چینی حتی نگذاشت درختان باغات میوه به شکوفه بنشسته و به ثمر برسند.وجدانا چرا آنجا حساسیت به خرج نداده و جامه ندریدید؟!!

حاج محمود عزیز!
آنجاها که می بایست فریاد میزدید دم فرو بستید و اینجا که باید از شرم کرده های خویش دم فرو ببندید فریاد می زنید.بزرگترین فساد تاریخ اقتصادی این کشور به نام دولت شما ثبت شده است.دهها مورد اختلاس و فساد از فساد ۱۲هزار میلیارد تومانی بانکی -فساد ۴۰۰میلیون دلاری در واردات لوازم هواپیما-گم شدن دکل نفتی ۸۰میلیون دلاری -رانت ۷هزار میلیاردی صرافان -گم شدن ۳فروند کشتی -فساد ۳۲میلیاردی در وزارت علوم-ناپدید شدن ۱۲۶هزار تن چای در سازمان چای کشور-تخلفات دهها میلیاردی در بنیاد شهید-فساد هشت هزار میلیاردی در صندوق ذخیره فرهنگیان -گم شدن اسناد تاریخی و کتاب های خطی سازمان میراث فرهنگی -تخلف ۱۳هزار میلیارد تومانی در منطقه آزاد قشم -فساد بیش از ۵/۲میلیارد یورویی بابک زنجانی -واردات ۳۶۰۰میلیارد تومان خودرو لوکس با ارز مرجع -کشف ترانزیت ۱۸/۵میلیارد دلار با کامیون از ایران به ترکیه-اختلاس ۱۲هزار و۲۷۱میلیاردی بانک تجارت کرمان -تخلف ۲۲میلیارد دلاری ارزی بانک مرکزی -اختلاس ۹۴هزار میلیارد تومانی پدیده شاندیز -عدم واریزی هشت هزار میلیارد تومان پول نفت پالایشگاه ها به خزانه-فساد مالی ۹۰۰میلیارد ریالی در ستاد سوخت -پرونده اختلاس ۶۷۰ میلیارد ریالی در گمرک-اتهام انتقال ۲۰هزار میلیارد تومان به کشورهای عربی -رانت ۲میلیارد دلاری در واردات کالاهای اساسی-عدم واریز درآمد صادرات گاز ترکیه به خزانه -توزیع پول به ۱۷۰نماینده توسط معاون وقت رئیس جمهور-عدم ورود ۶۵۰۰دستگاه اتوبوس خریداری شده از کشور چین که بر اساس گزارش دیوان محاسبات حتی یک دستگاه از این اتوبوس ها وارد کشور نشد و از اعتبار تخصیص داده شده نیز کسی با خبر نگردید-فساد مالی حلقه فاطمی-اختلاس بیمه ایران -فسادهای زنجیره ای شستا
-اختلاس ۴۴۰۰میلیارد ریالی در پتروشیمی ایلام -اختلاس ۲۱میلیاردی وزارت کشور دولت شما-اعطای ۳۲۰۰میلیاردتومان وام معدوم الوصول به ۳نفر

(۵)
خروج ۲تریلی شمش طلا از مرز بازرگان به ارزش تقریبی ۲۰تریلیون تومان و دهها فقره اختلاس دیگر،شما اگر فقط همین یک قلم( تاکید میکنم فقط همین یک قلم) ۲۰تریلیون پول طلا را با یک حساب سرانگشتی با قیمت امروزی به سیب تبدیل کنیم می شود
بیست تریلیون را تقسیم بر پانصد ریال قیمت سیب میشود:چهل میلیارد کیلو گرم یا همان چهل میلیون تن سیب

که اگر آنرا برای جمعیت ۱۵۱۱۵۶نفری مشگین شهر توزیع کنید. .برای هرنفر ۲۶۴تن می رسد.محمود جان ۲۶۴تن هم چیز کمی نیست ها!!!یعنی دقت بکنید می شود ۲۶۴/۰۰۰دویست و شصت و چهار هزار کیلو گرم باز اگر همین سیب رابه همان قیمت بفروشندبرای هر نفر ۱۳۲ میلیون تومان می رسد.
دوست خوبم می توانم بپرسم که چرا آنموقع خودتان را زیر تلبار طلاهای به غارت رفته این ملت و همین کشاورزان دفن نکردید که امروز می خواهید زیر دهها تن سیب روی دست مانده کشاورزان دفن کنید؟!!شما اگربه واقع مدافع حقوق به تاراج رفته مردم بودید چرا آنروز در مقابل یکی از آن اجحافات و مظالم فریاد نکشیدید؟صدالبته که اگر عرق اعتراضی داشتید ادامه حیات سیاسی و تداوم مدیریت شماناممکن بود آنان حتی برای لحظه ای تحملتان رانمی کردند.وشما نیز به رسم منطق <<سکوت نشانه رضایت است >>دم فرو بستید و برای ادامه چهار صباحی مسئولیتتان خود را به این قانع کردید که:وقتی سکوت رسم به هنجار زندگی است
آهی مکش که:
طعنه به هنجار میزنی
دوست خوب من خدا به سر شاهد است وقضاوت مردم گواه،اگر برای توجیه این قصورتان به هر توجیه آفرینی ودلیل تراشی توسل جوئید یقیناً مردم از شما نمی پذیرند محمود جان به خدا سوگند به رسم خیرخواهی می گویم ،شایسته نیست عوامفریبی کنید و برای اغنای دیگران از ادبیات فریب مدد گیرید.آذربایجانیها یک حرف زیبایی دارند می گویند:((ان بویوک بیژلیک دوزلوکدی))

(۶)
عزیز دل برادر؛
باید با مردم صادق بود.نباید آنان را فریفت ،مردم با اینکه این رجزخوانی ها را می شنوند واین ملوث بازیها را می بینند،اما دل به آن حرف ها نمی سپارند مشکلات و علل و عوامل آنرا هم به خوبی تجزیه و تحلیل می نمایند،بهتر از من و تو،این فهم غلطی است که اگر تصورکنیم که بهتر از آنان بر زوایای مشکلات زندگی آنان و این جامعه واقفیم،و اگر مردم نزاکتمندانه و صبورانه عرصه های تنقید و عرض اندام رابه امثال ماها سپرده اند نافی دقت مردان وزنان وجوانان این سامان نیست.
دورشو ازبرم ای واعظ و بیهوده مگوی
من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم
دوست فرهیخته من اگر چه گوش مردم ایران با اینگونه ادبیات چند وقتی است آشناست آنجا که مرشد شما در جایگاه ریاست جمهوری گوش آنهایی را که تخلف و سرپیچی میکردند می گرفت و نتیجه اش را همه دیدند.
شأن و شئون تاریخی و فرهنگی مشگین شهر بالاتر ازآن است که مدعی فرهیختگی اش در استخدام کلمات و واژگان از چنان ادبیات سخیف وغیرفاخری بهره گیرد.جناب عباس زاده ممکن است که اینگونه ادبیات برای فریب افکار عمومی مناسب بنظر آید اما به درد علاج واقعی دردها نمی خورد و فردا در گذرگاه (وقفوهم انهم مسئولون)هم چاره ساز نخواهد بود.
گیرم که خلق را به طریقی فریفتی
با انتقام دست الهی چه میکنی ؟
برادرگرامی ؛اگر امروز در بیشترحوزه ها مشکلات این کشور به مرز بحران رسیده است ناشی از این نیست که مجلس تاکنون افرادی مثل شما را به خود ندیده و تجربه نکرده است؛نه، بودندخیلی از کسانی که از شما زورمندتر و شجره دارتر و کلامشان ازشما گزنده تر و فریادشان از شما رساتر و موقعیت شان از شما تاثیرگذارتر ،اما چرا بعد از سه دهه نتوانستند به این اوضاع و احوال سامان داده و گره از کار فروبسته این کشور بگشایند!!چرا؟

(۷)
باید علت را در جاهای دیگری جستجو کرد،ما هنوز با این همه ادعا نتوانسته ایم این پیچیدگی ها را رمزگشایی بکنیم و برسیم به اینکه می بایست
ما سال ها قبل بجای اینکه وزیر را زیر تلبارهای سیب دفن کنیم باید ناکارآمدیها و راهکارهای کور و عقیم و فرسوده سنتی را زیر تلبارهایی از ناکامی ها دفن می کردیم وبجای آن سازوکارهای منطقی -علمی و متناسب با اقتضائات جوامع بشری با راهبردهای واقع بینانه صادراتی وتعامل اقتصاد محور با همسایگان عرضه محصولات تولیدی و کشاورزی این کشور در بازارهای جذاب را جایگزین آن می کردیم.
شرط تحقق آنها و مقدمه همه آنها تعامل سازنده با جهان و هسایگان بوده است.اما چه می توان کرد تاکنون نتوانسته ایم به مردممان بباورانیم که هم اندیشان و همراهان شما عمرا اعتقادی به آن ندارند وپارادایم شما چنین است که هرآنچه و هر آنکه که آنسوی مرزهاست،دشمن و بدخواه و سم مهلک این خاک و این ملت است .استمرار این ذهنیت ها سبب انزوایمان و علت غیبت مان از بازارهای مهم بین المللی شدوامثال شما بی توجه به منافع ملی،آنان را نیز مانند وزیر کشاورزی تهدید وتهدیدشان کردید،لاجرم آنان مجبور گشتند که خرید تولیدات کشاورزی،اروپا-شرق دور و حتی آفریقارا برتولیدات کشاورزی ما ایرانیان ترجیح دهند و بقولی:
خزان به قیمت جان جار می زنیداما
بهار را به پشیزی نمی خرید از من
محمودجان این هایی که می بینید همه معلولند و این زنجیره علت هاست که دور از دسترس ذهن های علیل ماقامت افراشته اند بعید است ندانید که بسیاری از این نابسامانی ها [ناشی از اقتصاد رانتی و فساد نهادینه شده -ناکارآمدی ها-فقدان وجود مدیران توانمند و ذهن های خلاق در بدنه کارشناسی و مدیریتی کشور که با مکانیسمهای گوناگون نظارتی فیلتریلیزه اش کرده و اجازه میدانداری به آنهانداده اید-ترجیح منافع فردی بر منافع جمعی وبه تبع آن منافع ملی -وجود روش های آزمون وخطا در بسیاری از ساحه های مدیریتی -فقدان مجلس توانمند و خلاق که بتواند خلأ های قانونی را پرکند-اقتصاد نیمه دولتی -ودهها دلایل دیگر که دولت پاک دست شما در همه این موضوعات ما را به نقطه اوج رهنمون گردیده و رتبه داربرتر کشورها نموده] بوده است.

(۸)
محمود عزیز
امروزه جوانان و تحصیلکرده های ما از ادبیات تحقیر و تهمت و تهدید خسته شده اند.آنان راهکار می خواهند،راهکار،برای هر چیزی ،برای هر حوزه ای،برای هر مشکلی.
عصر برخوردهای فیزیکی و مواجهه ی مکانیکال با مسایل و مشکلات به سر آمده است .اکنون عصری است که باید کسانی که ادعای تغییر و تبدیل دارند،پلان ،برنامه و راهکارهای عقلانی متناسب با ظرفیت ها و توان و فرصت های این سرزمین ارائه نمایندوالا((دو صد گفته چون نیم کردار نیست))امیدوارم همین یادداشت فرصتی را ایجاد کند که عزیزانی مثل شما به جای عوامزدگی و عوامفریبی رویکرد برنامه محوری-درمانگری و چاره جویی و علاج آفرینی را جایگزین ادبیات مندرس مردم فریبی بنمایند.
درآخر آرزو دارم فرابرسد روز مبارکی که در یک فضای صمیمی در منظر و مرئای دوستان شما و دوستان بنده حقیر بویژه جوانان باشعور و حقیقت جوی و حق طلب مشگین شهری در خصوص همین موضوع و سایر موضوعات که در رسانه های ملی و محلی به تحریر درآورده اید به مناظره بنشینیم ،اما به شرطی که اگر کم آوردید،به مصداق (الغریق یتشبث بکل حشیش)مثل همیشه به حرائم ممنوعه متوسل نشوید.
[موفق باشید و پایدار دوستدارشما علی زین العابدین ]

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است
کلمات کلیدی این خبر: ,


۱۳ ديدگاه مطلب براي " جناب محمود عباسزاده در خصوص مواردی که در رسانه های ملی و محلی به تحریر درآورده اید به مناظره بنشینیم " ارسال شده است.

  1. مشکینی گفت:

    میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است
    صداقت و راستی در کنار نگاه عالمانه به موضوعات در کلام دوست عزیمان حاج علی زین العابدین موج می زند و فارغ از ظاهر کلمات ، باطن نهفته در آن ترجمان دل اند . برای این عزیز که افتخار مشکین شهر و یادگار عرصه ایثار و جهاد است آرزوی موفقیت و سربلندی دارم .

  2. فاضل فلسفی گفت:

    سلام
    اگر بنا باشد با همین سبک جناب زین العابدین نوشته ی خودشان را بررسی کنیم چه بسا بیشتر از آقای عباسزاده زیر سوال بروند. جناب زین العابدین کاش همچنان بر سکوتتان تداوم بخشیده و چندین باره فریب … اعلام وجود را نمی خوردید.

  3. علیپور گفت:

    بالاخره یک‌ نفر رسما از اقای عباسزاده خواست تا وارد میدانی شوند که چندین روزه هم آورد می طلبد . حتما علی زین العابدین وزنه مناسبی هست و موارد مهمی را هم برای مناظره مطرح کرده . جناب عباسزاده این گوی و این میدان بسم الله منتظریم

    • فردین رحیمینام خود را وارد كنيد... گفت:

      خخخخ به نظرم خود آقای ملکی دم تیغ زبان و قلم عباس زاده رفته و مناظره کرده ای کاش آقای ملکی پیشقدم شوند و متن را منتشر کنند ولی از سکوتشان و فرستادن حاج علی زین العابدینی مشخص است که در بازی اول با خود آقای ملکی بد جوری باخته اند

  4. خلیلیان گفت:

    حاج علی جان یادتون رفت تقصیرحمله ی داعش به عراق وشام، شکنجه ی زندانیان گوانتاناما،زلزله ی کرمانشاه ودزدیده شدن حریری راهم ازایشان سوال کنید تابگردن بگیرند ودرمقام پاسخ برآیند.اگر واقعا به حقانیت آنچه نگاشته اید ایمان دارید لطفا خودتان نیز در مقاله ای نه اینچنین مبسوط درمقالی اندک بفرماییدفتنه ی ۸۸ ،افتضاحات برادرروحانی واطرافیانشان دزدیدن دکل نفتی ازسوی پسر مهاجرانی ،به یغمابردن خاک سرخ ازمشگین شهر به این وقایع پاسخ دهید چرا گذاشتید انجام پذیردالبته حدیث نبویست آنچه به خود میپسندی به دیگران هم بپسندید.

    • نام خود را وارد كنيد... گفت:

      آقای محترم لطفا سفسطه نکن مردم به آقای محمود عباس زاده اعتماد نخواهند کرد این گونه فرمایشات در خصوص باغ دارن مشگین شهر بازار گرمی هست دعوا سر لحاف ملا است

  5. زكي الله مظفري گفت:

    برادر رزمنده جناب حاج علی زین العابدین
    سلام
    شما از یک طرف گفتید بهانه شما از این نامه ، نوشته قبلی عباس زاده خطاب به وزیر جهاد بوده است در خصوص اعتراض با عدم مدیریت بازار سیب ! خودتان مجددا گفتید در خصوص ضعف مدیریت و بی کفایتی وزیر جهاد با عباس زاده تفاهم دارید !! من نمی دانم پس برای چی می خواهید مناظره کنید؟

  6. نام خود را وارد كنيد... گفت:

    مناظره شما چه دردی از این مردم را حل می کند. یکی تان مغبون ملت هستید و دیگری مغبون حکومت.

  7. ناشناس گفت:

    جناب اقای محمود عباس زاده از این به بعد یادت باشه عوام فریبی نکن و به مردم …نکو فرمایش حضرتعالی برای مردم نون وآب نمیشه ولی برای شما در آینده بزعم خود رای خواهدشد گیرم وزیر کشاورزی رادر باغات سر سبز مشگین شهر دفن کردی چه گیر این مردم شریف میاید از مردم مایه نزار مردم دیگه بتو راِی نخواهند داد مسیر زندگیتان را عوض کنیدچرخه عمر سیاسی شما رو به زوال است ببین کی این حرفو گفتم یادت باشه نگی که نگفتی

  8. نام خود را وارد كنيد... گفت:

    من باغ سیب دارم ،وکالت رسمی باغداران را قانونا هم نمی توانی بعهده بگیری.چون مجوز وکالت نداری،اگرهم وکالت داشته باشی نمی توانی وزیر را زیر تلبار سیب دفن کنی،پیشنهاد میکنم بعنوان راستی ازمایی شخص خودرا زیرتلبار سیب دفن کنید،تا حرفتان را باورکنیم.

  9. شاهین گفت:

    من باغ سیب دارم ،وکالت رسمی باغداران را قانونا هم نمی توانی بعهده بگیری.چون مجوز وکالت نداری،اگرهم وکالت داشته باشی نمی توانی وزیر را زیر تلبار سیب دفن کنی،پیشنهاد میکنم بعنوان راستی ازمایی شخص خودرا زیرتلبار سیب دفن کنید،تا حرفتان را باورکنیم.

  10. ممدخان گفت:

    جناب زکی الله خان می دانی برای چی می خان مناظره کنند؟ عباسزاده میخواد از هرنقطه ضعفی بهره برداری سیاسی کند این داد ایشان چرا درزمان احمدی نژاد بر نمی امدودر دبر اومتراکم شده بود همین

ارسال نظر


آخرین موضوعات