کد خبر: 35794 | تاریخ انتشار: ۲۳:۵۸:۵۳ - پنج شنبه ۲ آذر ۱۳۹۶ | ۳ نظر | |

نامه سرگشاده اسلام بابایی فعال اصلاح طلب به علی زین العابدین

دوست بسیار گرانقدرم جناب آقای زین العابدین ، در لابلای مطالب تان به نکته ای برخوردم که احساس کردم از جاده عدل و انصاف خارج شده اید .

بنام خدا

منکران را هم از این می دو سه ساغر بچشان

دوست بسیار گرانقدر و گرانسنگم جناب آقای حاج علی زین العابدینی

ضمن سلام و عرض ادب ،  قصد پاسخگویی به مطلب ارسالی تان به سایت مشکین سلام و دعوت از آقای عباسزاده برای مناظره با موضوعی که در تخصص شما دو بزرگوار نیست نداشتم و اساساً دعواها و مناظره های سیاسی شما که هر کدام در راستای منویات نفسانی و سیاسی خود قلم فرسایی کرده اید دردی از دردهای کشاورزان و باغداران زحمتکش را دوا نمی کند ، علی رغم شیوایی بیان و قلم سحرآمیزتان در استخدام کلمات ، در لابلای مطالب تان به نکته ای برخوردم که احساس کردم از جاده عدل و انصاف خارج شده اید . به عنوان یک دوست که همیشه در کنار شما بوده ام و این بودن را برای خود افتخار میدانم ، پا از گلیم خویش فراتر نهاده و جهت اطلاع حضرتعالی مواردی را که خود از نزدیک شاهد آن بوده ام برای شما متذکر شوم . امیدوارم بخاطر این جسارت از دوست خود رنجیده خاطر نشوید .

شما در مرقومه تان خطاب به آقای عباسزاده ضمن برشمردن کاستی ها ، اشاره کرده اید که این بی تدبیری ها و شلختگی های وزیر بی تدبیر و منظومه ناتوانش را تقبیح و در ادامه با غیرقابل بخشش خواندن قصور وزیر به خاطر آنچه که به عنوان حیف و میل در شرکت مغان یاد کرده اید ، دعوت به ترک وزارت نموده اید .

دوست عزیز نقد و انتقاد از عملکرد و تهمت و افترا به اشخاص موضوعش متفاوت است و شک ندارم که شما در  این اظهارنظرتان تقوای الهی را رعایت نکرده اید و باید از شخص آقای مهندس حجتی و منظومه ای که شما از آن یاد برده اید طلب حلیت کنید .

دوست عزیز ، من قصد ندارم ازعملکرد وزارت جهادکشاورزی دولت روحانی دفاع  و یا انتقاد کنم که مسلماً هر دولتی و هر عملکردی قابل نقد است ، اما میخواهم بگویم که کشاورزی  این مملکت کجا بود و کجا می رفت و الان کجا ایستاده است ؟ لیستی از افتضاحات دولت قبل در حوزه های مختلف را بیان فرموده اید آیا فکر می کنید که کشاورزی و تولید در آن دولت از آنچه که لیست کرده اید استثنا و از وضعیت بهتری برخوردار بود ؟ اتفاقاً از بی ثباتی های آن دوران نامحمود بیشترین آسیب را تولیدکنندگان این کشور خوردند .  یادتان رفته است پرتغال چینی ، برنج هندی ، گندم نمیدانم کجایی و شکر ….

شما می خواهید ره صد ساله یک شبه طی شود و انتظار ماه منزل شدن هم دارید ؟ با زلیخا گفتن و یوسف شنیدن که نمیشود دوست عزیز . پتکی که بر سر تولید و تولیدکنندگان این مرز و بوم زدند کشاورزی و کشاورزان ایران را تا مرز سکته مغزی پیش برد . کود آهنی که نزدیکان رییس جمهور وقت با نام کود آهن سکسترون آلمان به شرکت مغان تحمیل میکردند و به خورد بزرگترین کشاورز ایران میدادند  اساساً کود آهن نبود ، من که شخصاً با این موضوع درگیر بوده و کتکش را خورده ام . برادر آقای ثمره هاشمی کودهای ریزمغذی شرکت مغان را تامین میکرد و کارشناسی جرات داشت کنترل کیفی محموله ایشان را تایید نکند .

سمومی که با برندهای جعلی توسط آقازاده ها در این کشور توزیع می شد همه چیز بود به غیر از سم . همه چیز باید از بی کیفیت های چین وارد میشد تا شاید جیب آقازاده ای از دولت مهرورز بی بهره از عرق جبین تولیدکننده بدبخت نماند ، شکر تولیدی کارخانه های قند در انبارهای کشور تلنبار شده بود و از خارج شکر وارد می کردند ، بذور سالم و گواهی شده تولیدکنندگان بدبخت در انبارها خاک میخورد و از خارج با برندهای بی هویت بذر وارد می کردند . با نام حمایت از بنگاههای زودبازده و مشاغل خانگی و چادرهای پنیر و خامه سازی صحرایی و اتاقک های غیربهداشتی تولید قارچ و چرند و پرند ، کارخانه های بزرگ لبنی و تولید قارچ صنعتی  و … زمین گیر شدند که مپرس . تولید را به شکلی مدیریت میکردند که هزینه تمام شده آن بالا برود و تولیدکننده خود از کار خویش پشیمان شود و راه به واردکنندگان سوداگر هموار گردد .

دوست عزیز در شرکتی که شما ادعای حیف و میل بیت المال در زمان وزارت جناب مهندس حجتی نموده اید بنده چندین دوره و بیش از دوازده سال در قسمتهای مختلف آن عرق جبین ریخته ام و از نزدیک شاهد گرفتاریهای آن بوده ام . به چشم خویش دیدم که سقف سردخانه را تخریب کردند و تاسیسات آن را به نام وسایل اسقاط به فروش رساندند و از باقی آن برای خود ورزشگاه درست کردند ، دیگ های بخار آلمانی کارخانه پروسس میوه را غارت کردند و از آن برای استخر شنا ، مخزن گرمایشی درست کردند ، دوست عزیز این فجایع را من به چشم خویش دیدم ولی شما فقط شنیده اید . دو مرحله  این شرکت را تا مرز فلاکت و نابودی کشاندند تا به ثمن بخس بفروشند ، بحرانهای سیاسی و اجتماعی در شرکت پدید آوردند ، چه کسی و در زمان مدیریت چه کسانی این شرکت از مرگ حتمی نجات یافت ؟

در سال ۸۳ ، شرکت مغان فروپاشیده شده بود و نفس های آخر را می کشید و در نقطه صفر مرزی ایران آبرو و حیثیت کشور به مخاطره افتاده بود ، چه کسی این بحرانها را مدیریت کرد و شرکت را سرو سامان داد ؟ در سال ۹۲ هم دقیقاً تجربه تلخ سال ۸۳ برای این بنگاه عظیم تولیدی در حال تکرار بود چه کسی به این پهلوان به زمین خورده جانی دوباره داد ؟

 دوست عزیز انصاف نصف ایمان است من اگر شخصاٌ شاهد و ناظر کار نبودم به ولای علی قسم هیچ وقت در صدد پاسخگویی به عزیزترین دوستم بر نمی آمدم شما خود بهتر می دانید که من با خواندن خاطره عرق شرم دل کتاب خاطرات شما ساعت ها گریسته ام و به مظلومیت شما و شهدای عزیزمان دلم گرفته است اما شما در این اظهار نظر تان از جاده انصاف خارج شده اید . من بارها و بارها شاهد بوده ام که حاج اروجعلی محمدی همزمان پنج جلسه را مدیریت کرده و تا نماز صبح کار کرده است و با نیم ساعت راه رفتن در سنگلاخ و ماساژ کف پا خواب مورد نیازشان را تامین کرده است من یک بار نه بلکه دهها بار شاهد ان بوده ام . من میتوانم قسم بخورم که حاج اروج برای نجات شرکت از جان خویش مایه گذاشت . در روزهایی که آوردن یک قاشق از کشورهای صاحب تکنولوژی برای کشور یک مشکل اساسی بود بیش از چهل دستگاه تراکتور سنگین از کشور آلمان وارد این مجموعه کرد دستگاه پیکر هاسگر خرید ، یازده دستگاه برای شرکت کمباین های پیشرفته خرید که ریزش آن در حد صفر بود آیا می دانید که درصد ریزش در کمباین های شخصی که قبلاً در شرکت بکار گرفته می شدند چقدر بود ؟ بیش از ۲۵ درصد . یعنی یک چهارم چهل هزار تن گندم تولیدی یعنی ده هزار تن که با پول امروز میشود بیش ازدوازده میلیارد تومان علاوه بر از دست رفتن منابع استراتژیک کشور .
روزیکه اقای محمدی به شرکت امد بایک سفره درحال غارت روبروبود ومافیایی که به شرکت به عنوان طعمه نگاه میکرد وتامی توانست تکه ای از آن را به یغما می برد
انبار مرکزی بصورت غیر قانونی  منحل شده بود و هر واحد برای خودش انباردار داشت
هر واحد برای خودش خرید می کرد و هزینه های شرکت را مضاعف میکرد و انبار داری وکنترلی وجود نداشت

هر واحد خودش قرارداد می بست و قرارداد ها در پایان کار وتنظیم سند نهایی مالی به امضای مدیر عامل ویکی از اعضای هیات مدیره میرسید  ونهایی میشد درشرایطی که در اول کار بایستی با مجوز مدیریت و با امضای آنان منعقد میشد
بودجه شرکت بصورت مجازی نوشته میشد بدین شرح که هزینه ها بصورت کاملا دست ودل بازانه تنظیم و درآمد نیز کمی بالاتر از آن در هر امور پیش بینی می شد ولی  هزینه ها محقق میشد ودرامدها بدلیل صوری بودن  محقق نمی شد و با این عدم  تحقق در آمدها بدهی کلانی به سال بعد انتقال می یافت وشرکتی را شکل میداد که مدام درحال پرداخت هزینه وبدهی ومدام درحال ایجاد هزینه بود و می توان گفت این روش ناجوانمردانه ترین و فرساینده ترین شیوه  بودجه ریزی بود که با عدم شفافیت  بودجه و ایجاد هزینه های مداوم شرکت را به ورطه سقوط می کشید   اقای محمدی به این روش پایان داد وبودجه عملیاتی را بنیان نهاد او مداوما اصرار کرد که هزینه های استهلاک باید در هرسال سرمایه گذاری شوند وخرج هزینه های زاید نشوند وبا این روش توانست درهر سال ۳۰ میلیارد تومان سرمایه گذاری کند و در شرایطی که در ده سال گذشته قبل دو میلیارد تومان هم سرمایه گذاری نشده بود
آقای محمدی  در اولین گام انبار مرکزی شرکت را دوباره برقرار نمود وهرگونه خرید کالا بدون ثبت در انبار مرکزی را ممنوع کرد و جالب انکه در باز شماری اموال برای انبار مرکزی  ۱۸۰۰۰ قلم جنس بدون ثبت در دفاتر اموال شرکت سرشماری گردید !!!! که باید از این حدیث احوال مجمل خواند که اجناس خریداری شده ولی ناموجود را هیچ کس خبر ندارد
ایشان  درگام دوم اصلاحی خودکلیه حسابهای غیر قانونی را که بدون مجوز خزانه افتتاح شده بودند مسدود کردند

ودر گام بعدی کلیه خریدها ی شرکت را در امور بازرگانی متمرکز و حق هرگونه خرید کالا و خدمات را بدون اخذ مجوز مدیریتی بجز تنخواه از کلیه واحدها سلب نمودند

با تشکیل مدیریت امور قراردادها به کلیه قراردادها فرمت حقوقی داده شد و حق عقد هرگونه قرارداد بدون مجوز مدیریت شرکت ساقط شد و عقد قراردادها با درخواست واحد وتصویب مدیریت انهم تحت نظارت  اداره امور قراردادها با فرایندی شفاف به اجرا درامد
شرکت مغان که روزی ۱۱۰ تراکتور و۶۰ کمباین  و صدها ادوات مختلف داشت داشت با نابودی انها در دوره احمدی نژاد  شرکت فاقد هرگونه ادوات کشت وداشت وبرداشت گردید ودستش خالی شد وهیچ اقدامی برای خرید ادوات وماشین الات از سوی مدیریت شرکت بعمل  به بهانه خصوصی ساری هیچ اقدامی برای تهیه ان بعمل  نیاورد و بدین ترتیب شرکت محتاج  ماشین الات زارعانی شد که بعد از پایان کشت و زرع خود ماشین الاتشان را به شرکت اجاره می دادند و بجای یک عملیات پول چند عملیات را می گرفتند  وکشت وزرع که نهایتا باید تا پایان مهرماه خاتمه می یافت به کشت دیر کاشت و تا دیماه بطول می انجامید و عملا موجب افت راندمان حداقل یک تا دوتن محصول میشد  ضمن اینکه
اراضی شرکت که مهمترین سرمایه شرکت بود با رفت و امد  این ماشین الات و عدم قدرت زیرشکنی انها روز بروز  فشرده تر و مانع ریشه دوانی گیاه و تولید علفهای هرز و ناهمواری زمین و زهدار شدن ان ونهایتا به کویری شدن اراضی ونابودی ان می انجامید
اقای محمدی بادرک دقیق این نکات کارشناسی که حاصل صدها ساعت بحث و بررسی بود تصمیم گرفت که امور مکانیزاسیون  نابود شده شرکت را مجددا احیانماید و این کار را باخرید ۳۰  دستگاه تراکتور سنگین و۱۱ دستگاه کمباین و دو دستگاه چاپر وی ک دستگاه میکر هاسکل و۶۳ دستگاه ادوات کاشت و۱۹ دستگاه زیرشکن چند کاره  انجام داد وبه شرکت مغان قدرت بخشید  وشخصیت ان را در منظر و مرعی مردم احیا کرد و به کارکنان شرکت روحیه داد حاصل این اقدامات امروز به روشنی ملاحظه می شود ودر اثر این تراکتورها کشت برای اولین بار در مهرماه تمام می شود و بلافاصله بعد از برداشت محصول جا کار آن شخم می خورد وبرداشت محصول باکمباین هایی نو و بدون ریزش انجام میشود چاپرشرکت از دورترین نقطه شرکت  امسال ۴۵ سرویس محصول فرستاد بدلیل وجود پیکر هاسکر در شرکت  دیگر بصورت دستی و با شکسته شدن   همراه نیست بلکه بذر بابالاترین قوه نامیه به پاکت میرود وبدست زارع خوزستانی وشیرازی وخراسانی می رسد
قبل از ورود اقای محمدی شیر خشک تولیدی شرکت توسط دانشگاه علوم  پزشکی بدلیل غیر بهداشتی بودن توقیف شده بود  و بهداشت دستور داد به مصرف دام برسانند سردخانه زیر صفر کارخانه  از کار افتاده بود وکلی کره فاسد شد
سالانه ۴۰ در صد گله دامپروری  با بیماری حذف میشد وگوشت ان به کمترین قیمت  به یک نفر کشتارگاهچی فروخته میشد این درحالی بود که شرکت  خودش کشتارگاه داشت ولی برای رفاه حال این بخش خیلی محترم  خصوصی  کشتارگاه شرکت را  تعطیل کرده بودند  وبا تولید ذرت سیلویی نامرغوب وی ونجه ای که تر برداشت میشد ودرجلوی برف وباران بی حفاظ انبار میشد  و عدم تثبیت جیره وخرید بموقع نهاده های دامی هر روز گاو بود که از بیماری می مرد وکیلویی سه هزار تومان به قصابان فروخته می شد  قصابانی که باتبانی اجازه ورود هیچ مشتری خارج از منطقه را به شرکت نمی دادند وباانحصار وکمترین قیمت گوشت شرکت را غارت می کردند
ولی اقای محمدی به این فجایع پایان داد او سلطه قصابان وکشارگاه چی ها را شکست وگوشت شرکت را به قیمت روز به فروش رسانید ودست مافیا را از شرکت کوتاه کرد
او نظام دامپروری را اصلاح کرد سطح زیر کشت یونجه را هزار هکتار افزایش داد و با فشار گذاشتن سیستم یونجه را بصورت خشک برداشت کرد و انرا در زیر سقف نگهداری کرد
و چون سیلوهای شرکت تخریب شده بود وذرت سیلویی نمی توانست در ان سیلو شود چهار دستگاه بسته بندی ذرت سیلویی از ترکیه خریداری کرد و با ورود این تکنولوژی ذرت سیلویی را برای اولین بار درمغان بصورت بسته های یکتنی بسته بندی کرد وبا این غذاهای سالم توانست گله را از مرگ نجات دهد وبدین ترتیب مرگ ومیر گله مغان تثبیت شد وبه حداستاندارد رسید
اقای محمدی شیر تولیدی را که با۷۴ تن شیر  و ۵۰۰۰ دام مولد درسال ۸۴ تحویل داده و رفته بود درسال ۹۲ با ۷۱ تن شیر و۵۰۰۰ هزار دام مولد  تحویل گرفت  سوال این است که چرا این گله علیرغم انتقال  هزار راس گا ومولد از شرکت سفیدرود چرا رشد نکرده بود درشرایطی که حداقل باید به ۱۵۰۰۰ راس گاومولد میرسید
او ریشه مشکل را شناخت و با تثبیت جیره دام وشکستن حاکمیت قصابان گاوکش وگاوخر واصلاح نظام تولید علوفه وخرید ۱۳ دستگاه فیدر جهت تولید غدای سالم واحداث واحد ساختمان شیر دوشی وخرید ۵ دستگاه شیردوشی جدید از شرکت وست فالیای المان  تولید شیر را به ۱۴۰ تن در روز افزایش داد و برای اولین بار گله دام پروری مغان به رشد رسید وتعداد ان دوهزار راس افزایش یافت
اوشفافیت واجرای اتوماسیون و سیستم هوشمند اداری را گامی درجهت جلوگیری از فساد می دانست وانرا در شرکت اجرا کرد
قبل از اقای محمدی بیش از ده شرکت کار تامین نیروی انسانی شرکت راعهده دار بودند و این تعدد پیمانکاری یکی از راههای افزایش هزینه و ورود نیروهای انسانی بدون مجوز بود که پیمانکاران درساخت و پاخت با مدیران به شرکت تحمیل می کردند او عاقبت علیرغم فشارهای زیاد پیمانکار نیروی انسانی را به یک نفر کاهش داد و توانست  شرکت برای کنترل نیروهای انسانی پیمانکاری  تعوق بخشد
قبل از اقای محمدی فقط هزار و چهارصد هکتار چغندر قند انهم فقط در اراضی شرکت کشت می شد او کشت چغندر را علیرغم تلاش وکارشکنی مافیای چیپس سیب زمینی که قیمت سیب زمینی را ارزان می خواست وبا ورود کشت چغندر به اردبیل سالها مقاومت کرده بود موفق شد دد اراضی بخش خصوصی درمغان بمیزان هزار هکتار و دشت اردبیل بمیزان ۷۰۰ هکتار و در اراضی شرکت انهم بصورت شراکتی و یا اجاره هایی درجهت منافع شرکت و نه مافیا تثبیت نماید وبدین ترتیب توانست خوراک بزرگترین کارخانه قند کشورر را تا حد مناسبی تامین نماید همان  کارخانه قند ی که قبل از امدن اقای محمدی ان ر به کردها فروخته بودند و او این معامله خائنانه رابهم زد و کارخانه را در مغان حفظ کرد و برای تامین خوراک ان برنامه ریزی کرد
در جهت تولید بذر برای تامین امنیت غذایی چندین واریته  به چرخه تولید بذر شرکت اضافه شد  حداقل صد جوان متخصص اعم از فوق لیساس ودکترا ولیسانس به چرخه شرکت وارد شد وحداقل ۷۰۰ کارکر جدید بکار گرفته شد
میخواستید چه بشود همه اینها قدمهایی بلند اصلاحی برای شرکتی بود که می خواستند با نام خصوصی سازی انرا از کار نابود کنند و به یک نورچشمی بفروشند باید انصاف بخرج داد اقای محمدی یک تنه درمقابل همه این فجایع ایستاد وشرکت را نوسازی کرد وبا خصوصی سازی و مافیا مقابله کرد او توانست باجلب اعتماد کارکنانش میزان تولید را از ۳۴۵ هزار تن درسال ۹۲ به رکورد ۵۸۰ هزارتن افزایش دهد تولیدی که او می گفت باید به یک میلیون تن برسد وباسودش حقوق کل پرسنل دولت را دراستان تامین کند

دوست عزیز املای نانوشته غلط ندارد من نمیگویم کارهای حاج اروج بدون نقص و ایراد بود اگر یکی از هزاران انتقادی که من شخصاً به ایشان گفته ام برای شما عرض می کردم حتماً عطای دوستی با حقیر را به لقایش می بخشیدی ولی ایشان تمامی انتقادها را با جان و دل می پذیرفتند . من میتوانم قسم بخورم که ایشان با جان و دل و در حد ایثار برای این شرکت مایه گذاشتند و میتوانم قسم بخورم که ایشان آدم پاکدستی بودند و هستند . آیا این ناجوانمردی نیست که به خاطر مشکلات شخصی به دیگران تهمت بزنیم و با آبرو و حیثیت اشخاص بازی کنیم ؟و برای رسیدن به مطامع خود ، یک مجموعه از انسانهای پاک و صادق را زیر سوال ببریم ؟ اصلاح طلبی فقط بازی با کلمات نیست اصلاح طلبی مرام امام حسین (ع ) است . بیایید راه امام حسین را فارغ از هرگونه منویات نفسانی خود ادامه دهیم .

ایام عزیت پایدار

دوستدار همیشگی شما – اسلام بابائی ۹۶/۹/۱

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۳ ديدگاه مطلب براي " دوست بسیار گرانقدرم جناب آقای زین العابدین ، در لابلای مطالب تان به نکته ای برخوردم که احساس کردم از جاده عدل و انصاف خارج شده اید . " ارسال شده است.

  1. زین العابدین گفت:

    اگر واقعا اینهمه خدمات اعجازگونه در آنجا صورت گرفته پس چرا مدیرش عزل گونه و با دستور وزارت استعفا دادوچرا پرونده ایشان در چندین کلاسه آنهم با شکایت و پیگیری توسط سازمان بازرسی و سایر نهادهای ناظر به محاکم قضایی رفت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حتما میبایست بجای وادار به استعفا کردن از ایشان تقدیر و تجلیل هم بعمل میامد. ایکاش افشاگری در این کشور نیز مانند سایر کشورهای جهان اول آزاد و متضمن تشویق بود آنوقت معلوم میشد که چه کسانی چه ها کرده اند.

    • عسگری گفت:

      حاجی سلام علیکم — ارادت داریم محضرتان ولی یه چیزی بد جور ذهنم را مشوش کرده: اگه بقول شما تشکیل پرونده و مجبور به استعفا دلیل محکمی برای ناکارآمدی طرف هست میشه در مورد …….بفرمائید ؟؟؟؟ من تا حالا فک میکردم در شرایط امروز هر کسی کاراتر هست منزوی ترش میکنن نمونه اش هم زیاد هست ولی ظاهرا در اشتباه هستم – منتظر توضیحات حضرتعالی از طریق همین سایت هستم — زنده باشید

  2. جواد.عبد گفت:

    با سلام.سوالی از آقای بابایی داشتم. شما که اینهمه از عدالت حرف میزنین و حالا از حاج علی انتقاد میکنین میشه ……

ارسال نظر


آخرین موضوعات