کد خبر: 35831 | تاریخ انتشار: ۹:۳۴:۳۵ - یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ | بدون نظر | |

اختلاسهای میلیاردی و زنجیره ای !

مالک رضایی ؛ مشکین سلام :

 

اخبار پی در پی فساد و اختلاس به قدری ملال آور و دل آزار گشته است که افکار عمومی قدرت هاضمه ی خود را از هضم اینهمه خبر هرج و مرج و حیف و میل مالی در کشور از دست داده است.
تا از شنیدن خبری سر بر بالین نگذاشته وشبی بی دغدغه به صبح نرسانده ایم ،خبر دیگری با صفرهای پرشمار به گوش می رسد که نشان از اختلاس میلیاردی دیگر دارد
“همچون شترهای گرسنۀ پر هوسی که به یکباره به سبزی با طراوت بهاری رسیده باشند بر بیت المال هجوم آورده‌اند.”

این سخن من نیست.تعبیر دردمندانۀ آن دردمندیست که با دیدن صحنه هایی از ایندست سر در حلقوم چاههای مدینه برد و چنان دردمندانه نالیدکه روبهان، ناله ی شیر نشنوند.

روزگاری برای انتشار اخباری از ایندست، مکتبخانۀ ابجد، هَوَز دایر کرده بودیم .
ب. ز
م .خ
م.ه …
اما اکنون به قدری قبح فساد و اختلاس ریخته است که نام و نام خانوادگی و شماره ی شناسنامه هایشان هم گفته می شود باز خجلتی ببار نمی آید
ماشالله مادر خدا بیامرزشان چه اسامی مقدسی هم نهاده است بر آنها. گاهی به یک نام هم قناعت نکرده و ترکیبی از دو نام مقدس اختیار کرده اند که کسی شک و گمانی به تسبیح و تقدیسشان نبرد .اقلا نام یک نفرشان هم قارون نیست که دل آدم خنک شود و بگوید چه اسم با مسمایی!

گاهی اخبار اختلاسشان در یک روز ، به یک خبر،محدود نمی ماند و شامل گوناگونیست .تو گویی که در چپاول و تاراج بیت المال، مسابقه گذاشته اند. در حالی که خبر قبل از ظهر، حکایت از اختلاس میلیاردی دردستگاهی دارد که اندوخته هایش با ریال به ریال و خون دل مردم جمع گشته است ،بعداز ظهر نیز خبری از تلمبه خانه ی نفتش به گوش می رسد که شیر پاک خورده ای با تابعیت دوگانه ،ضمن دستبرد به میلیونها دلار و صدها میلیارد از پول رایج این مملکت به خارج گریخته و در جوار هم مسلک قبلی اش ماوا گرفته است.
تنها خبر تنبیهی بعد از ماجرا، فعلا عزل چند نفر اهمال کار، از سمت خود است که به مصداق بز ملانصرالدین اگر دست و پایش باز بود سریعتر از او می گریخت.
گویی عملکرد برخی مدیران اقتصادی و مالی و پولی ما که دار و ندارمان را بدست آنان سپرده ایم تا از آن پاسداری کنند مصداق حکایت آن پادشاهیست که به ندیمه اش گفت:
نام ابلهان شهر را بنویس
ندیمه گفت می نویسم به شرط آنکه جانم در امان باشد
پادشاه به تفننی گفت:
جانت در امان است و ندیمه، نام خود پادشاه را در ابتدای لیستش نوشت
این جسارت بر پادشاه خوش نیامد و گفت:
چنانچه بلاهتم را ثابت نکنی گردنت را بزنم
ندیمه گفت
مگر تو سندی از مطالبات ملک و مملکت خود به فلان شخص ندادی که آنرا در خارج از محروسات تو نقد کند و بیاورد!؟
شاه گفت :
همین طور است.
ندیمه گفت
من تحقیق کرده‌ام آن شخص، هیچ فرزند و دلبستگی در این دیار ندارد، وبعلاوه تابعیت مملکت بیگانه را نیز داراست حال اگر آن وجه را به دست آورد و دیگر به مملکت تو برنگشت ،تو چه می گویی !؟
شاه گفت: اگر او آن پول را آورد ، تو چه خواهی گفت؟
ندیمه گفت
“آن وقت نام شما را پاک می‌کنم و نام او را در اول لیست می‌نویسم. “

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین موضوعات