کد خبر: 35862 | تاریخ انتشار: ۲۳:۱۴:۰۱ - پنج شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۶ | بدون نظر | |

مدیران ناکارآمد


✍ مشکین سلام؛ محمد کریمی:

قسمت اول
◽️ خطاهای مدیریتی اغلب به دلیل فقدان هوش عاطفی در مدیران رخ میدهد که شامل مواردی از قبیل خودشیفتگی، زورگویی ، عدم قاطعیت و در مجموع مدیریت ذره بینی می‌شود.
ارتباطات سالم نیازمند انرژی برای وصل شدن است، که همراه می‌شود با جهت‌دهی روشن، تعامل معنادار، قدرشناسی و همچنین دریافت بازخوردها که همه این عوامل به عنوان مرکز عصبی سازمان عمل می‌کنند.
در میان رفتارهای مدیران که بیشترین آسیب را به‌ مجموعه می‌زند، قدرنشناسی یک مدیر از موفقیت‌های زیرمجموعه و نادیده گرفتن آنها و پله قرار دادن مجموعه برای رشد و ترقی و حفظ جایگاه خود در صدر فهرست قرار دارد.

✅ ویژگیهای مدیران ناکارآمد:

۱. مدیران ناکارآمد نه تنها علاقه ای در بکارگیری نیروهای توانمند ندارند بلکه در جهت توانمند سازی زیرمجموعه خود نیز تلاش نمیکنند و به انحاء مختلف سعی در حذف نیروهای توانمند و ساعی نیز دارند تا ناتوانی خودشان در کنار توانائی آنان رصد نشود.

٢. مدیران ناکارآمد برای بقای خود هرگونه پیشنهاد دریافتی جهت بهبود وضعیت موجود را تحت عنوان تراوشات ذهنی خود در محضر مقامات مافوق بیان می کنند و هرگز نامی از ایده پرداز آن نخواهند برد.

٣. مدیران ناکارآمد به تفویض اختیارات اعتقادی ندارند و در صورت اجبار هم با رعایت احتیاط صرفاً امورات جزئی و ابتدایی را تفویض می کنند تا مبادا در نبود ایشان شاهد مدیریتی بهتر از آن باشند.

۴. مدیران ناکارآمد بابت هرکار کوچکی یک گزارش مفصل ارائه می نمایند و بصورت مبالغه آمیزی موضوع را برجسته و حل آن را بدون حضور خود غیر ممکن توصیف می کنند و حل مشکل را خارج از توان مجموعه بیان نموده و تنها راه برون رفت از این بحران را استفاده از روابط شخصی خود می دانند و بس. با این توصیف که “با توجه به لطفی که دوستان به بنده داشتند همکاری لازم حاصل گردید و الا انجام این پروسه حالا حالا ها بطول می انجامید!”

۵. مدیران ناکارآمد به دلیل عدم تشخیص فرصت‌ها و تهدیدها و نداشتن برنامه ریزی استراتژیک و چشم‌اندازهای لازم و ناتوانی در مدیریت بحران بصورت شتابزده اقدام به تغییرات و حذف صورت مساله مینمایند تا با مقصر قلمداد کردن زیر مجموعه، باری از فشارهای روانی را کاسته و ناکارآمدی خود را در پس این تغییرات مخفی کند.

۶. مدیران ناکارآمد بمحض احساس خطر مبنی بر برکناری از پست مدیریتی به سرعت تدارک برقراری تماس های تلفنی و ملاقاتهای حضوری مسئولین محلی و گسیل کردن افراد ذی نفوذ اقدام به لابی گری نموده و با توسل به اشخاص ثالث و ارسال گزارشات کاذب از سوی واسطین و وعده های سرخرمن سعی در حفظ خود دارد.

٧. مدیران ناکارآمد با اجرای سیاست تفرقه ‌بینداز و حکومت کن، بر تیرگی روابط افراد دامن می‌ز‌نند و برای سینرژی و فرهنگ توان افزایی و هم افزایی ارزشی قائل نیستند بطوریکه اداره آن مجموعه را با خالی ماندن پستهای کلیدی نشانه قدرت و افتخاری برای خود میداند. و این در نهایت شکست آن مجموعه را بهمراه داشته و صدمات جبران ناپذیری به پیکر آن مجموعه وارد خواهد کرد.

ادامه دارد…..

‍ 🌐 مدیران ناکارآمد (قسمت دوم)
◽️یادداشت حاضر تحت عنوان مدیران ناکارآمد اقتباسی است شخصی از مجموعه مقالات و نوشته های مختلف در باب معضلات مدیریتی و بحرانی که بکارگیری مدیران ضعیف و نالایق در یک مجموعه بوجود می آورند. بنابراین منابع خاصی که بتوان به آن رفرنس داد وجود ندارد و برداشت اینجانب از تجمیع مطالب و جمع آوری یافته ها بوده و مصیبتهایی که با چشم خود نظاره گر مواردی از آن بوده ام. امید که مفید واقع شده و مورد قبول افتد.

◀️ مدیران ناکارآمد تحمل شنیدن انتقادها و حتی بازخوردهای ساده را ندارند و به محض شنیدن نقد برآشفته و به انحاء مختلف سعی در خاموش کردن منتقد دارند. و بجای کنکاش و تامل در نقد و جبران کاستیها در صدد مهیای جوابیه ای تند با ادبیات تحکمی هستند.

◀️ مدیران ناکارآمد با واژه های “عذر میخواهم” یا “جواب این مساله را نمیدانم” یا “کار را باید به کارشناسی سپرد” بیگانه هستند و خود را همه فن حریف و عالم به همه علوم معرفی میکنند و هیچگاه از کارمندان و کارشناسان خود درخواست کمک نکرده و با آنان مشورت نمیکنند.

◀️ مدیران ناکارآمد و ضعیف هرگاه متوجه می شوند که یک جای کارشان می لنگد و دچار خطا شده اند بجای پذیرش اشتباه، به دنبال فرد یا افرادی می گردند تا آنها را مقصر قلمداد کرده و چنین وانمود نمایند که افرادی نفوذی را به زور به ایشان تحمیل کرده اند تا کار ایشان را خراب کنند .

◀️ مدیران ناکارآمد نمیتوانند خودشان را مدیریت ‌کنند. مدیری که به هنگام ناراحتی و عصبانیت نتواند خشم خود را کنترل کند و بر سر کارمندان خود فریاد زند و با عناوین زشت و زننده زیرمجموعه خود را تحقیر نماید نمیتواند مدیر باکفایتی باشد.

◀️ مدیران ناکارآمد باعث از هم پاشیدن فرهنگ سازمانی یک مجموعه شده و روابط بین افراد را تیره میکنند. و با پرورش افراد چاپلوس و بادمجان دور قاب چین و بها دادن به این قبیل افراد، کارمندان متعهد و پرتلاش را در حاشیه قرار داده و باعث دلسردی و یاس آنان میگردد. چون می بینند “هرکه در این بزم متملق تر است مقرب تر است”

◀️ مدیران ناکارآمد ثبات شخصیت ندارند. مدیر باید شخصیتی کاریزماتیک، متین ، باوقار ، متشخص و متخلق به اخلاق حسنه باشد. گذر کردن از اخلاقیات فرمولی برای پیشرفت در مدیریت نیست. مدیری که با رفتارهای منفعل و غیراخلاقی بخواهد اهداف خود را پیش ببرد محکوم به شکست است.

🔰 پی نوشت:
◽️ اخیرا یکی از مدیران محترم ادارات احساس کرده اند که مواردی از بندهای ذکر شده در این یادداشت در وجود ایشان صدق میکند و مخاطب بنده ایشان هستند و بناچار با صدور بیانیه ای زبان به توهین و اهانت گشوده و حقیر را مورد تفقد قرار داده اند. باید به این دوستمان عرض کنم که این مقاله کلی بوده و شخص خاصی مدنظر نیست و میتواند خود ما را نیز شامل شود پس بجای اینکه با ادبیات زننده و دون شان مدیریت نگارنده را ترور شخصیت کنید به محتوا توجه کنید و اگر احساس میکنید مواردی از ویژگیهای ناکارآمدی در وجود شما هست درصدد جبران آن نقصان برآیید که به زعم بنده شواهد و قرائن نشان از عمق فاجعه در مدیریت تحت امر شما دارد.
خدا گر پرده بردارد ز روی کار آدم ‌ها/ چه شادیها خورد بر هم چه بازیها شود رسوا
امید که زبان توهین و اهانت جای خود را به گفتمان و عطوفت دهد.

ادامه دارد…

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین موضوعات