کد خبر: 35865 | تاریخ انتشار: ۱۰:۳۷:۱۶ - شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۶ | بدون نظر | |

بوف کور،مشهور ترین اثر صادق هدایت . قسمت سوم

مشکین سلام ؛مالک رضایی:

قسمت سوم

…بی دلیل نبود که دست اندر کاران ادبیات در غرب، آنرا در ردیف یکی از بیست اثر برتر سوررئالیسم جهان قرار دادند. از این نظر باید اذعان کرد که آنها حق را به حقدار داده اند .
صادق هدایت در بوف کور، دردهای روح وروان خود را که هرکسی قادر به بازگویی آن نیست بر زبان جاری ساخته است .شاید بتوان گفت، هیچ اعتراف نویسی نتواند، از خلوت ترین و پنهان ترین لحظات زندگی و حتی مخیلات فکری خود، اینچنین عریان و بی پرده،سخن بگوید .با این تفاوت که زبان هدایت در بوف کور،به نحو متعمدانه و زیرکانه ای ، زبان سوررئالیستیک است.

«…در زندگی زخم‌هایی هست که مثل خوره، روح را آهسته و در انزوا می‌خورد . این دردها را نمی‌شود به‌کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیش‌آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم برسبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می‌کنند آنرا با لبخندی شکاک ، تمسخرآمیز تلقی بکنند…
…در این‌جور مواقع، هر کس به‌یک عادت قوی زندگی خود، به‌یک وسواس خود پناهنده می‌شود؛ عرق خور می‌رود مست می‌کند ، نویسنده می‌نویسد، حجار سنگ‌تراشی می‌کند و هرکدام دق دل و عقدهٔ خودشان را به‌وسیلهٔ فرار در محرک قوی زندگی خود خالی می‌کنند در این مواقع است که یک‌ هنرمند حقیقی می‌تواند از خودش شاهکاری به‌وجود بیاورد….»

نفرت او از زندگی به دلیل ناکامی در کنار آمدن با واقعیاتی از پیرامون و کلیات تاریخ ، در سطر به سطر بوف کور آشکار است .زمان در آن،حکمی بی معنا یافته است که گذر آن، گاهی سه سال، گاهی دوسال وچهار ماه ،گاهی دوماه ،گاهی دو ماه وچهار روز وگاهی هم ابدیت فرض میشود اما همگی از آن رجّالگان ومردمان پر رو و بی حیا ست.
توصیف قصاب بیچاره ای به این شرح سخیف ولو با زبان سوررئالیستی که از دست کشیدن وسبک وسنگین کردن دنبۀ گوسفندان همانگونه لذت می برد که از دست کشیدن بر اندام زنش، نمودی از انتقامجویی صادق هدایت از مردمان عادی جامعه است.او این سخنان را با سایۀ خود میگوید وباکی هم ندارد که در موردش چه فکر بکنند.کسی را داخل آدم حساب نمیکند
«….آنچه می نویسم برای این است که خودم را به سایه ام معرفی بکنم ،….می خواهد کسی کاغذ پاره های مرا بخواند ،می خواهد هفتاد سال سیاه هم نخواند …نه مالی دارم که دیوان بخورند ونه ایمانی که شیطان ببرد .»
سایه ای که هر لحظه در حال آب شدن است .
« …. زندگی من مثل شمع ،خرده خرده آب می‌شود، نه، اشتباه می‌کنم – مثل یک کنده هیزم تر است که گوشهٔ دیگدان افتاده و به‌آتش هیزم‌های دیگر برشته و زغال شده، ولی نه‌سوخته‌است و نه تروتازه مانده، فقط از دود و دم دیگران خفه شده…»

خدا در باور او چیزی جز ساخته وپرداختۀ تندرستان وتن پرستان نیست که قوام وقرار زندگی را برای رجّالگان فراهم میسازد.

«…. نمی‌خواستم بدانم که حقیقتا خدائی وجود دارد یا این‌که فقط مظهر فرمانروایان روی زمین است که برای استحکام مقام الوهیت و چاپیدن رعایای خود تصور کرده‌اند و تصویر روی زمین را به‌آسمان منعکس کرده‌اند … »

چنین نگاهی به کائنات و هستی ،راهی جز خودکشی پیش پای او نمی نهاد.
صادق هدایت ،چه در زبان فراواقعیت و سوررئالیسم بوف کور ، و چه در زبان واقعیت و رئالیسم زندگی خود با سر خوردگی از همه چیز که جدا بافتگی افراطی را بر او تحمیل کرده بود به جای بنا نهادن یک زندگی شکوهمند، به زعم خود یک مرگ شکوهمند را برای خود رقم زد و در عین حال مواظب بود که حتی مرگش هم هیچ شباهتی به هیچ مرگی نداشته باشد. نفرت او از زندگی،گریز از مردم وگوشه انزوا اختیار کردن را بر وی تحمیل کرد.
این خست اخلاقی در زبان داستانی بوف کور به اوج خود می رسد وبه قدری پیش می رود که بعد از مرگ هم حاضر نیست،استخوانش با استخوان مردم عادی آمیخته شود.

«….بارها به فکر مرگ و تجزیهٔ ذرات تنم افتاده بودم، بطوری که این فکر مرا نمی‌ترسانید. برعکس آرزوی حقیقی می‌کردم که نیست و نابود بشوم، از تنها چیزی که می‌ترسیدم این بود که ذرات تنم در ذرات تن رجاله‌ها برود. این فکر برایم تحمل ناپذیر بود گاهی دلم می‌خواست بعد از مرگ دستهای دراز با انگشتان بلند حساسی داشتم تا همهٔ ذرات تن خودم را به دقت جمع‌آوری می‌کردم و دو دستی نگه می‌داشتم تا ذرات تن من که مال من هستند در تن رجاله‌ها نرود.»

سخنی گزاف نیست که بوف کور ،به هیچ وجه داستان محض خیالی نویسنده نیست.هدایت با بوف کور زندگی میکند و می میرد.اما تا زمین بوده است و زمان بوده است،کم نبوده اند،کسانی که خواب ورویای نیستی در سر پرورانده اند واشعار ویرانی سروده اند،لیکن چنین آرزویی در نظم کائنات چگونه ممکن است؟
کی جهان، مانَد یتیم از آفتاب؟!

ادامه دارد

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین موضوعات