کد خبر: 35888 | تاریخ انتشار: ۲۰:۵۹:۵۲ - پنج شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ | ۱ نظر | |

این دهان بستیم ،دهانی باز شد ..

مشکین سلام :مالک رضایی 🖊

این دهان بستیم ،دهانی باز شد .

رمضانی دیگر فرا رسید و باز فرود آمدیم بر درِ سلطان خویش.
مجالی مبارک و زود گذر که به باغ آید از این راه و از آن خواهد شد.امید که قدر آن بدانیم که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم .شاید که دگر باره به آبی فَلَکم، دست نگیرد گر تشنه لب از چشمه ی حیوان بدر آییم.
مبادا که سعی بی حاصل بَریم و یکباره ببینیم که بوی گُل شد سوی گُل، ما دور از مطلوب خویش.
سعی ضایع، رنج باطل، پای ریش.
دریغ از کوچکترین توجه به فقیری ، مستمندی ، نیازمندی …
باری
ثوابت باشد ای دارای خرمن ،که گر رحمی کنی بر خوشه چینی .
حکایتیست از سعدی شیرین گفتار که
“روزی همسر نگهبان قصر به شویش گفت :
برخیز و از خانه ی ارباب طعامی برگیر که این طفلان بیچاره ی من سر گرسنه بر بالین نگذارند .
شوهرش گفت:
امروز، مطبخخانه ی قصر، سردِ سرد است چرا که ارباب، دیشب نیتِ روزه کرده است .
زن از ناامیدی، سر خود به زیر انداخت و گفت ای کاش نیت روزه نمی کرد، او از این روزه، چه می خواهد مگر، در حالیکه افطار کردنش، عید طفلان من است. اگر روزه نمی بود و خیری از او به این فرزندان فلک زده ی من می رسید به مراتب بهتر از آن بود که ابَدالّدهر روزه می بود و نفعی از او به اینها نمی رسد. او را رَواست،روزه داشت ،که درمانده‌ای را نیز دهد نان چاشت، و گرنه چه لازم که سعیی بَرَد، ز خود بازگیرد و هم خود خورَد؟…”
چه فایده که یک وعده از خورد و خوراک خود کم کند و دو برابر آنرا بر وعده ی افطار و سحری خود بیفزاید.چه فایده که بی خبر از مُستمندانی بماند که چون بنالند زار، بی شُکر و گِله، اُفتد اندر هفت گردون وِلوِله.

به هر تقدیر ،ما به آن مقصد عالی نتوانیم رسید هم مگر پیش نهد همت ما گامی چند .
چه خوب است که با اغتنام فرصت در این ماه مبارک با انس عملی به آموزه های الهی از خرمن زندگانی خود درِ احسانی بگشاییم و دست نیازمندی را نیز بگیریم که بدون آن نه از درس و منبر بهره ای خواهیم برد، نه از ماه و اربعینی، نه از نقش نگینی ، نه علم الیَقینی.
در این وادی، دو صد گفته چون نیم کردار نیست.پس سخن ،کوتاه باید والسلام .

فرا رسیدن ماه رمضان بر همگان مبارک باد

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۱ ديدگاه مطلب براي " این دهان بستیم ،دهانی باز شد .. " ارسال شده است.

  1. محمد گفت:

    یاد خوابکاه دانشجویی افتادم که در روزهای تاسوعا و عاشورا در اصفهان همه جا تعطیل بود و ما از کرسنکی هلاک می شدیم.

ارسال نظر


آخرین موضوعات