کد خبر: 35945 | تاریخ انتشار: ۱۰:۴۸:۴۹ - پنج شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷ | بدون نظر | |

تکراری نادرست برای اصلاحات

تکراری نادرست
عبدالله کریمی ،مشکین سلام



🔸جریان اصلاحات در مسیری سخت برای آینده پیش رو قرار دارد. این موضوع حساسیت بیشتری را جهت تصمیم گیری ها در انتخابات های آینده می طلبد. از یک طرف نظام حکومتی چندان تمایلی به نقش آفرینی اصلاح طلبان اصیل در دولت و مجلس ندارد و از طرفی تجربه شکست خورده حمایت از یک کاندیدای غیر اصلاح طلب موجب ایجاد هزینه های گزاف برای این جریان و معذرت خواهی بزرگان آن شده است، مهمتر اینکه این روش شکست خورده است چون هیچ ساز و کاری برای شراکت سیاسی در ایران وجود ندارد. پس اجماع ناثواب اصلاح طلبان در ۱۴۰۰ آنگونه که آقای عطریانفر احتمال داده است تکرار فاجعه بارتر یک اشتباه خواهد بود.
🔸یک سیب دهها چرخ می زند تا به زمین برسد، بعد از در نظر گرفتن این موضوع در انتخابات پیش رو اصلاح طلبان چند گزینه دارند. در ابتدا جریان اصلاحات کاندیدای خودش را با توجه به شرایط معرفی می کند و اگر تأیید صلاحیت شد، مابقی مسیر را ادامه می دهد. اما اگر تأیید نشد، جریان می تواند سه گزینه داشته باشد.
👈۱) عدم شرکت در انتخابات و بلوکه کردن آن. این مسیر با توجه به جو سیاسی و فضای عمومی کشور معلوم نیست چه دستاوردی برای اصلاحات داشته باشد.
👈۲) بی تفاوتی نسبت به انتخابات راه دومی است که جریان اصلاحات می تواند برگزیند و بدون اینکه انتخابات را بلوکه کند، شرکت فعالی در آن نداشته باشد. در حالتی که کاندیدای مورد پسند اصلاح طلبان نتواند تأیید صلاحیت خود را دریافت کند، در هر حال جریان اصولگرا پیروز انتخابات خواهد بود و تفاوت زیاد معناداری در میان آنها وجود ندارد. در کل هیچ فرقی ندارد که آقای رئیسی یا آقای قالیباف رئیس جمهور باشد یا آقای علی لاریجانی یا دیگران. چون در نهایت وزرا و مدیران از همان جبهه انتخاب خواهند شد و مدیریت کشور در دست اصولگرایان خواهد بود.
👈۳) شرکت در انتخابات و دفاع کردن از یک کاندیدای اصولگرا مانند آقای لاریجانی همانگونه که امثال آقای عطریانفر به ذهنشان خطور می کند. ما در سال ۱۳۹۲ اعتبار چنین روش نابجایی را یکبار سنجیدیم، حتی آقای روحانی نه یک اصولگرا که یک اعتدالگرا و یک گام به اصلاح طلبان نزدیک بود. اما دولت ایشان پر است از افراد اصولگرا و مدیرانی که در ستاد اصولگرایان برای شکست ایشان کار می کردند. اصلاح طلبان در فضای سیاسی موجود نمی توانند هیچ تضمینی در ازای حمایت های خود از کاندیدای پیروز داشته باشند. و این نوع حمایت کردن فقط این ظن را تقویت می کند که وظیفه این جریان است که از فلان شخص یا جریان حمایت کند چون کار دیگری نمی تواند انجام دهد. همانگونه که امروز ظاهراً برخی در دولت کنونی و در حزب ناشناس اعتدال و توسعه چنین تلقی را دارند، آنها تمام پستهای دولتی را با نزدیکان خود تقسیم کرده اند و از راهکارهای اصلاح طلبانه به اندازه مطلوب در زمینه سیاست و اقتصاد استفاده نکرده اند. چنین افرادی هرگز ارزش واقعی آرائی را که ملت به خواست و فعالیت بزرگان اصلاح طلب به آنها داده اند نخواهند دانست و خدمت به مردم آخرین اولویتی است که چنین جریانی می تواند مد نظر قرار دهد چون آنها خود را مدیون مردم نمی دانند و این نکته را می دانند که مردم بدون سفارشات بزرگان اصلاح طلب حتی در انتخابات شورای شهر تهران هم به آنها رای نمی دادند و چون چنین جریانهایی به پشتوانگی طرز فکر سیاسی و محبوبیت و کارآیی خود رأی نگرفته اند بلکه در زد و بندهای سیاسی چنین آرائی را به دست آورده اند این آرا نمی تواند آنها را در قاموس یک دولت مردمی تقویت کند و متقابلاً چنین دولتی اهل زد و بندهای سیاسی و اقدامات معامله گرانه خواهند بود تا اهل خدمت کردن بی غل و غش به مردم و کمک به معیشت آنها و رفع مشکلات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه.
🔸نتیجه اینکه اگر قرار است جریان اصلاحات آنقدر تنزل یابد که از یک اصولگرا حمایت کند همان بهتر که ساکت باشد و اعتبار و آبروی سیاسی خود را پیش پای اصولگرایان قرار ندهد چون چنین چیزی هرگز معقول نیست و بدون اینکار هم باز یک اصولگرا پیروز میدان خواهد شد پس هزینه اضافی لازم نیست. از طرفی اگر کسی غیر از جریان اصلاحات مانند آقای لاریجانی یا هر شخصیت محترم اصولگرای دیگری می خواهد رئیس جمهور شود همان بهتر که با اعتبار خودش رئیس جمهور شود، در اینصورت حداقل دیگر جامعه شعارهای تند علیه اصلاح طلبان نمی دهد و دولت تشکیل شده هم مقتدرتر خواهد بود

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین موضوعات