کد خبر: 35994 | تاریخ انتشار: ۱۷:۴۵:۵۲ - سه شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۷ | بدون نظر | |

آمارها دروغ می گویند: نقدی بر چرخ های پوسیده نظام آموزش عالی کشور

دکتر رضا طالعی فر-دکترای مدیریت منابع انسانی: سال ها پیش به عنوان یک دانشجو جمله ای از استاد آمار در ذهنم شکل گرفت که این جمله هنوز با گذشت سال ها از خاطره ام پاک نشده است ” آمارها دروغ می گویند”. این ۳ کلمه آغازی است بر هفتاد من مشکلات نظام آموزشی عالی کشور. لابد می پرسید این ۳ کلمه چه ارتباطی با نظام آموزش عالی دارد؟ متاسفانه بررسی اخبار مرتبط با یک دهه اخیر نظام آموزش عالی کشور حکایت از یک واقعیت تلخ دارد واقعیتی که شاید به ظاهر جذاب و دلربا باشد اما در واقع زرورقی طلایی است به دور شکلات تلخ ناکامی ها و نابسامانی های حوزه آموزش عالی. بایستی عنوان نمود که مدت های مدیدی است که نظام آموزش عالی با انواع و اقسام آمارها بمباران شده است و این آمارها که هر وزیر و مدیر و رییسی بر سر کار می آید مدام از آن یاد می کند و به نوعی بدان می بالند بلایی شده بر سر جان بی پیکر نظام آموزش عالی کشور. به گوشه ای از این آمارهای پرطمطراق توجه فرمایید:
کسب رتبه اول چاپ مقالات در ژورنال های معتبر در منطقه، افزایش پذیرش مقالات داغ و پراستناد، انتشار بیش از ۲۰۰ هزار مقاله علمی ایرانی در مجلات معتبر در طی ۵ سال اخیر، افزایش تعداد دانشمندان ایرانی در میان یک درصد دانشمندان برتر دنیا و….
موارد فوق گوشه ای از میلیون ها خبر و تحلیلی است که از سوی مسوولان امر در حوزه آموزش عالی به عنوان آمارهایی خیره کننده ارایه می شوند و ذهن ها را به این سمت و سو می برد که نظام مزبور به بهترین شکل طی در حال طی مسیر کردن است، اما متاسفانه این ظاهر زیبای نظام آموزش عالی کشور است و در پس پرده نظام فوق حقیقتا مشکلات عدیده ای رخنمون می کند که هرکس که در این نظام چه به عنوان دانشجو و چه به عنوان استاد و محقق فعالیت داشته است آنرا به خوبی حس کرده است. حجم این مشکلات آنقدر زیاد است که قلم و توان بنده در نگارش آنها ناتوان و نارساست اما گوشه ای از هزاران مشکل موجود در نظام آموزش عالی کشور را به شرح زیر عنوان می دارم که اگر علاجی در کوتاه مدت برای آن پیدا نشد حداقل آنهایی که بیرون گود نشسته اند مطلع باشند که نظام آموزش عالی کشور چگونه طی طریق می کند.
۱٫اولین و شاید مهمترین مشکلات نظام آموزش عالی کشور در مقوله ” جذب” است. حال چه جذب دانشجو و چه جذب استاد و هیات علمی. در هر دوی اینها کشور دچار مشکلات متعددی است که خانواده متقاضیان جذب را هم متاثر از خود ساخته است. حجم عظیم متقاضیان ورود به رشته پزشکی برخلاف خیلی از رشته ها که متقاضیان کمتر بدان ها علاقمند، مشکلات تبعیض آمیز جذب دانشجویان دکتری، مسیر پرسنگلاخ و طاقت فرسای جذب هیات علمی، تبعیض در اولویت ها و تخصیص ظرفیت های جذب دانشجو در دانشگاه های مادر و تراز اول، مشکلات مرتبط با انواع و اقسام سهمیه بندی های موجودی در جذب افراد، جذب بدون برنامه و پشتوانه دانشجویان دکتری در خیلی از مراکز دانشگاه های پیام نور و آزاد که فاقد امکانات اولیه و اساتید زبده هستند و…. نمونه ای از این مشکلات است.
۲٫ به زعم بنده پس از مشکل “جذب”، مشکل مهم و اساسی دیگر نظام آموزش عالی کشور، بحث ” آموزش” است. براستی آیا اساتید دانشگاه های ما منطبق بر آخرین فناوری ها و نظریه ها به ارایه مطلب به دانشجویان می پردازند؟ آیا تهیه سرفصل های دانشگاهی رشته های مختلف به روز و کارآمد است؟ آموزش های ارایه شده در دانشگاه چقدر کاربردی و در راستای نیازهای جامعه امروزی است؟ به چه میزان دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی آموزش های لازم را برای نگارش و دفاع از پایان نامه خود در طول مراحل تحصیل دیده اند؟ به چه میزان اساتید برای آماده سازی دانشجویان خود جهت نگارش مقاله، پایان نامه و… وقت اختصاص می دهند؟ چرا در اکثر دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی کشور اهداف آموزشی محقق نمی شود؟ و….
۳٫ از طرف دیگر مشکل “پژوهش” در نظام آموزش عالی یکی از مسایل بغرنجی است که به نوعی تخریب کننده روح و روان اساتید و دانشجویان (علی الخصوص مقاطع تحصیلات تکمیلی) شده است. نمونه ای از این مشکلات شامل عدم تخصیص و به موقع پژوهانه به دانشجویان دکتری علیرغم سخن سرایی های مکرر مسوولان مربوطه،عدم تخصیص بودجه های پژوهشی مصوب به دانشکده ها و گروه های علمی، الزام دانشجویان تحصیلات تکمیلی به چاپ و پذیرش مقالاتشان در مجلات معتبر به اسم دانشگاه محل تحصیل فرد جهت فارغ التحصیلی، اجبار خیلی از اساتید به دانشجویان برای چاپ مقاله در مجلات به اسم آنها (شما بخوانید گروکشی پژوهشی) و….
۴٫ انتخاب روسای دانشگاه علی الخصوص دانشگاه های معتبر و مادر خود درد دیگری از نظام آموزش عالی کشور است. متاسفانه به وفور دیده شده است که چنین انتخاب هایی نه به دلایل شایستگی بلکه به دلایل سیاسی و حزبی اتفاق می افتد و فرد مزبور بدون هیچگونه عملکرد مثبت علمی و اجرایی وارد گود ریاست دانشگاه می شود که لطمات چنین انتصاب هایی ضربات گاها مهلکی به بدنه آموزشی و پژوهشی دانشگاه وارد می سازد.
۵٫ مشکلات بودجه ای (اعم از درآمدزایی و هزینه کرد) اکثر دانشگاه ها خود معضلی جدی است که دست و پای توسعه و حتی بقای دانشگاه ها را به غل و زنجیر بسته بطوریکه در حال حاضر به جرات می توان اذعان کرد اگر کمک های دولتی و مردمی در خیلی از دانشگاه ها نباشد دانشگاه ها در هزینه کرد روزانه خود دچار مشکل می شوند و حتی حقوق کارمندان و اساتید نیز با تاخیر پرداخت می کنند. این در حالی است که افزایش به نوعی فله ای و بدور از دوراندیشی مراکز مرتبط با دانشگاه پیام نور، دانشگاه آزاد، علمی کاربردی و….در سالیان گذشته که نوعا قرار بود سبب توسعه شهرهای کوچک شود خود به معضلی جدی و باری به دوش مسوولان شهرستان تبدیل شده است.
۶٫ از مشکلات دیگر دانشگاه های کشور مسایل ارتباطی است. هنوز که هنوز است دانشگاه های کشور نتوانسته اند به خوبی با بازار و نیازهای آن هماهنگ شده و مطابق و همراستا با آن دانشجو تربیت کرده و وارد بازار کار نماید. در واقع شاید کشورمان را بتوان از معدود کشورهای دنیا دانست که با وجود حجم عظیمی از مراکز دانشگاهی و پژوهشگاه و…. خروجی ملموسی از آن در بازار و صنعت مشاهده نمی شود. از دیگر مشکلات دانشگاه های کشور ضعف در  همکاری فی مابینی است که برخلاف کشورهای پیشرو و توسعه یافته کار مشترک و تیمی در بین دانشگاه های کشور به ندرت انجام می شود. همچنین از ضعف های عمده دانشگاه های کشور بخش ارتباطات بین الملل آنها در جهت اجرای پروژه های مشترک تحقیقاتی با دانشگاه های مطرح، جذب دانشجویان خارجی و تبادل اطلاعات، اساتید، برگزاری سمینارهای مشترک و… است.

در پایان بایستی عنوان کنم که هدف از نگارش سطور فوق، سیاه نمایی مطلق وضعیت نظام آموزش عالی کشور نیست و بدور از انصاف است که بتوان بسیاری از دستاوردهای نظام آموزش عالی کشور پس از انقلاب را نادیده انگاشت ولی بایستی توجه داشت که حل فوری و مدبرانه مشکلات نظام آموزش عالی جزو اولویت هایی است که نباید آنرا به بهانه های مختلف سیاسی، حزبی و… پشت گوش انداخت. باشد که رستگار شویم.

والسلام
۳۰/۸/۹۷

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین موضوعات