کد خبر: 36164 | تاریخ انتشار: 14:31:20 - یکشنبه 16 فوریه 2020 | بدون نظر | |

نگرش احساسات‌گرایانه و تقلیل‎گرایانه به مسائل محیط‎زیستی، آفت محیط‎زیست است. (نمونه موردی: طرح انتقال آب آبیاری کشاورزی قره‌درویش)


علی قاسمی
با گسترش رسانه‎های جمعی و تلاش فعالان عرصه منابع طبیعی و محیط‎زیست، مسئله تخریب محیط‎زیست و منابع طبیعی به یکی از مسائل بسیار حساسیت‎برانگیز در عرصه‎های عمومی جوامع، حتی در کشورهای در حال توسعه تبدیل شده است. اگر روزگاری بی‎تفاوتی و عدم واکنش افکار عمومی در جوامع، راه را برای تخریب افسارگسیخته محیط‎زیست و منابع طبیعی فراهم می‎کرد، امروزه نیز به سبب فراگیر شدن حساسیت عمومی در قبال تخریب محیط‎زیست، راه برای گونه‎ای از احساسات‌گرایی و نگاه تقلیل‎گرایانه به مسائل محیط‎زیستی فراهم شده است که رشد روزافزون این نوع از دیدگاه‌ها به چالشی بسیار جدی در برابر حفاظت از محیط زیست تبدیل شده است.
به طور کلی سانتیمانتالیسم یا احساسات‌گرایی نوعی واکنش عاطفی در قبال وضعیتی است که آن واکنش افراطی، متناسب با آن موقعیت نیست و رداکشنیسم یا تقلیل‌گرایی به زبان ساده یعنی فروکاستن یک پدیده بزرگ (کل)، به یک پدیده کوچک (جزء). این نوع نگاه‎ها با گسترش فضای رسانه‎ای، روز‎به‎روز در زمینه‎های فعالیت زیست‎محیطی نیز رشد کرده است و پیامدهای آن، نه تنها دست‎آورد مثبتی نداشته‌است، بلکه همین واکنش‌ها تبدیل به مانعی در برابر دیده شدن و حل مسائل بر اساس منطق و رویه‌های عقلانی شده‌است. از جمله “مسئله زیست محیطی” در ایران، همواره قربانی این نوع واکنش‌های هیستریک شده است. فارغ از پرداختن به دلایل شکل‎گیری چنین واکنش‎هایی، برای فهم و تبیین نگاه احساسات‌گرایانه و تقلیل‎گرایانه به مسائل محیط‎زیستی و نقش آنها در استتار مسائل اصلی محیط‎زیست می‎توان مثال‎های بسیاری برشمرد، اما برای پرهیز از اطاله کلام، در ادامه به دو مثال از چنین واکنش‎های مخرب در زمینه محیط‎زیست در سطح ملی و منطقه‎ای پرداخته می‎شود. در سطح ملی چندی پیش ماجرای صادرات خاک ایران به کشورهای عربی با روایتی سانتیمانتالیستی و با چاشنی ناسیونالیستی به یکی از موج‎های خبری دوستداران محیط‎زیست تبدیل شد و حساسیت بسیاری را برانگیخت. اصل ماجرا این بود که حدود ۵۰۰ تن خاک سرخ جزیره هرمز، جهت مصارف صنعتی و حتی غذایی به کویت صادر شده بود و با شکل‎گیری جنجال رسانه‎ای پیرامون این مسئله، دکان اتهام‎زنی و توهم فروش خیانت‎آمیز خاک وطن، رگ گردن بسیاری را باد کرده بود. این در حالی است که مسئله اصلی تخریب خاک ایران نه صادرات محدود آن با سودآوری اقتصادی، بلکه فرسایش سالانه ۲ میلیارد تن خاک بر اساس آمار رسمی (سه برابر متوسط جهانی) و ۷ میلیارد تن بر اساس آمارهای بدبینانه است که علاوه بر از دسترس خارج شدن آن بدون سودآوری، خسارات و تبعات بسیاری را به بار آورده است. در واقع هیاهیوی نامتناسب واکنش عاطفی به صادرات ۵۰۰ تن خاک و فروکاستن مسئله اصلی خاک ایران به آن مقدار ناچیز صادرات شده، خود عاملی برای به حاشیه رفتن مسئله اصلی خاک ایران و عدم شکل‌گیری حساسیت عمومی در قبال فرسایش سالانه ۷ میلیارد تنی خاک ایران است.
در کنار چنین حسایست‎های نامتناسب با مسئله محیط‎زیستی در سطح کشوری، انبوهی از چنین واکنش‎های سانتیمانتالیستی در سطح منطقه‎ای در قبال مسائل خرد محیط‎زیست قابل مشاهده است. یکی از مثال‎های اخیر نگاه سانتیمانتالیستی بومی و منطقه‎ای، به موضوع طرح لوله‎گذاری آب آبیاری قره‎درویش است. بدیهی است که یکی از مسائل کلیدی در حفاظت از محیط‌زیست در ایران، مسئله مدیریت بهینه آب است. در واقع یکی از عوامل فشار بر منابع آب و به طبع آن تشدید تخریب محیط‎زیست، استمرار شیوه‎های انتقال و آبیاری سنتی است. بر این اساس طرح لوله‌گذاری آب کشاورزی قره‎درویش، در راستای مقابله با بحران آب و در چارچوب توسعه پایدار است که اجرا و بهره‎برداری این طرح، ضمن مدیریت بهینه منابع آب و بهبود سطح زندگی مردم قره‎درویش، به سبب حفظ تراوت و شادابی باغات و زمین‎های کشاورزی این محدوده و جلوگیری از تبدیل اراضی آباد آن به زمین‎های بایر و رها شده (در اثر کمبود آب)، فی‎النفسه دارای آثار مثبت محیط‎زیستی است. از سوی دیگر بدیهی است که اجرای طرح لوله‎گذاری به مانند هر طرح دیگر، حتی با رعایت کامل اصول توسعه پایدار، نیازمند عملیات میکانیکی جهت آماده‎سازی بستر نهر و حریم عرفی و قانونی آن است که به ناگزیر احتمال تخریب بسیار محدود و موقت را میسر می‎کند، اما این مرحله موقت و تخریب جزئی خاک و پوشش گیاهی، نه تنها مانعی برای اجرای حتی طرح‎های حفاظت خاک و محیط‎زیست نبوده است، بلکه متخصصان امر با پذیرش و آگاهی از خسارات جزئی اولیه، همواره مسیر را برای اجرای سیاست‌های کلان حفاظت خاک هموار می‎کنند.
با این حال از زمان شروع عملیات این طرح برخی از اصحاب سانه‎ای و فعالان ‎محیط‎زیستی، با نگرش‎های احساسات‌گرایانه و تقلیل‎گرایانه در حال تهییج افکار دوست‎داران محیط‎زیست هستند. نگرش احساسات‌گرایانه به حواشی عملیات آماده‎سازی بستر حریم نهر آبیاری جهت لوله‎گذاری و عوارض جزئی و موقت تخریبی آن، خود آفت بلای جان محیط زیست است که پاسخی برای مدیریت بهینه آب، و ممانعت از تخریب محیط‎زیست قره درویش و از دست رفتن زمین‎های آباد آن ندارد. این نگاه آفت است، برای آن‎که یکی از راه حل‎های شناخته شده در جهت حمایت و حفاظت از منابع آب و محیط‎زیست را (یعنی مدیریت بهینه انتقال آب) به عنوان مسئله تخریب محیط‎زیستی بزک می‎کند. از سوی دیگر نگرش تقلیل‎گرایانه به حاشیه‌های عملیات آماده‌سازی حریم نهر آبیاری و تهیه عکس و ویدئو از تخریب معدود درختان در حریم بستر نهر نیز نگاهی مخرب است، چرا که با برجسته کردن خوانش احساسی قطع معدود درختان حریم بستر، در حال فروکاستن اهمیت و بزرگی طرح مدیریت بهینه آب و نقش کلیدی آن در کاهش فشار بر محیط‎زیست است.
در یک نگاه خوشبینانه اجمالی شاید به نظر برسد که این‎گونه واکنش‎ها در قبال مسائل محیط‎زیستی، می‎تواند در فرهنگ‎سازی حساسیت عمومی نسبت به چالش‎های محیط‎زیستی نقش موثری ایفا کند، اما چنین نگرش‎هایی مسیر را برای نوعی از پوپولیسم (عوام‎گرایی) محیط‎زیستی هموار خواهد کرد که تبعات آن دامن‎گیر راه‎کارهای علمی حفاظت از منابع طبیعی و محیط‎زیست خواهد بود و نتیجه‎ای جز تخریب بیش از پیش محیط‎زیست به بار نخواهد آورد. بنابراین ضرورت دارد که دوست‎داران و سازمان‎های مردم‎نهاد محیط‎زیستی با مرزبندی با چنین نگرش‎هایی، راه را برای انتقال مسائل اصلی محیط‎زیست از حاشیه به متن فراهم کنند.

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین موضوعات