کد خبر: 7903 | تاریخ انتشار: ۱۴:۴۵:۱۵ - چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴ | ۲۵ نظر | |

پسر خاله ها !!

آموزش و پرورش مشکین شهر سال هاست که از بیرون مدیریت می شود. اتاق فکری خارج از آموزش و پرورش سلیقه و خواست خود را به این اداره تحمیل می کند. اینکه چه کسی رئیس باشد؟ چه کسی معاون باشد؟ چه کسی مدیر باشد؟ درست یا غلط، قانونی یا غیر قانونی، اصلا مهم نیست، همین که پسر خاله باشد کافی است! آموزش و پرورش مشکین شهر در مسیری قرار گرفته است که آستانه ی تحمل اهالی فرهنگ و دین و قلم را در نقطه ی هشدار قرار داده است.

DSC00161مشکین سلام، علی علی زاده: هدف نهایی آموزش و پرورش تعلیم و تربیت فرزندان این آب و خاک است و این مهم به دست معلمین با انگیزه! تحقق می یابد.
نهاد آموزش و پرورش با این گستره و ساختار کلان تنها به خاطر این است که این هدف مقدس یعنی تعلیم و تربیت، درست، علمی و متعارف تحقق یابد. در این پروسه اگر چه حوزه ی مدیریتی و نقش آن غیر قابل انکار است اما تنها عنصر زنده و پویایی که نقش اصلی را در تحقق هدف نهایی آموزش و پرورش به عهده دارد، معلم است. وقتی معلم در فضای فیزیکی متعارف و بر خوردار از بهداشت روانی سالم وارد کلاس می شود اگر در مدت زمان یک جلسه ی کلاسی بتواند، تغییر رفتاری در فراگیران ایجاد کند، می گوییم هدف کلی آموزش و پرورش تحقق یافته است اما اگر این ” تغییر رفتار” صورت نگرفت، می گوییم آموزش وپرورش نتوانسته است به اهداف کلی خود دست یابد. پس هدف نهایی این سازمان به دست توانای معلم جاری می شود.
اما امروز در آموزش و پرورش ما، معلم در سایه است و امر مقدس تعلیم و تربیت در حاشیه و این که چه کسی رییس باشد؟ چه کسی مدیر باشد؟ چه کسی بیشتر بخورد؟ چه کسی کمتر و قس علی هذا … جنگ قدرت و ریاست طلبی و پشت میز نشینی مهمترین دغدغه و متن اصلی این ماجراست.
من سرشار از تاسفم وقتی می بینم از هیچ تریبونی صدای اعتراضی بلند نمی شود و این سیستم فاسد پسر خاله ای را در آموزش وپرورش محکوم نمی کند.
بگذریم این که آموزش و پرورش ما کلا بیمار است اما بهتر است به آموزش و پرورش مشکین شهر و حوادث تلخی که در آن اتفاق می افتد حساسیت نشان بدهیم. چرا که فرزندان ما و جگر گوشه های ما مجبورند تحت مدیریت این نهاد ضعیف قرار گیرند و ببالند!
آموزش و پرورش مشکین شهر سال هاست که از بیرون مدیریت می شود. اتاق فکری خارج از آموزش و پرورش سلیقه و خواست خود را به این اداره تحمیل می کند. اینکه چه کسی رئیس باشد؟ چه کسی معاون باشد؟ چه کسی مدیر باشد؟ درست یا غلط، قانونی یا غیر قانونی، اصلا مهم نیست، همین که پسر خاله باشد کافی است! آموزش و پرورش مشکین شهر در مسیری قرار گرفته است که آستانه ی تحمل اهالی فرهنگ و دین و قلم را در نقطه ی هشدار قرار داده است.
سال گذشته یکی از مطرح ترین دبیرستان های شهر به مدت یک سال بدون مدیر ماند، چرا؟ چون آقایان دنبال پسر خاله ای می گشتند! و در مورد پسر خاله ی مورد نظر خود هنوز به توافق نرسیده بودند … وقتی قانونی در بین نباشد، همین می شود. در این شهر معلمان بسیار توانا، لایق و متعهدی داریم اما تبعیض آشکار و ناروایی که در این اداره حاکم است، انگیزه و دل و دماغ تدریس را که کار بسیار طاقت فرسا، ظریف و حساس است اگر نگویم از آنها سلب کرده آشکارا می توانم بگویم آنها را از کار خود کاملا دلسرد کرده است و این دودی است که به چشم همه می رود.
چه کسی مقصر است؟ آیا خود وزارت آموزش و پرورش که به انتقاد های موجود در سایت خود هیچ توجهی نمی کند؟ آیا … که پسر خاله ها را اطراف خود جمع کرده است؟ من که نمی نویسم! او که از تریبون خود نهیب نمی زند! و یا این که باز هم آواز تکراری کی بود کی بود من نبودم را زمزمه کنیم … بالاخره نمی توانیم بی تفاوت باشیم چون یک پای این قضیه فرزندان و نوجوانان – مخصوصا – دبیرستانی ماست. همه ضرر می کنیم. آموزش و پرورش را نباید به هر وزیری، به هر رئیسی و به هر پسر خاله ای سپرد. ( تعدوا الامانات الی اهلها ) نباید هیچ قدرت حقیقی و حقوقی در شهر مان ناشیانه در آموزش و پرورش اعمال نفوذ کند. تعلیم و تربیت و سازمان مربوط به آن بسیار حساس است. به همراه پسر خاله های خود بروید و اسب توتالیته خود را در معرکه ای دیگر بتازانید … !!

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه مشکین سلام نیست.

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۲۵ ديدگاه مطلب براي " پسر خاله ها !! " ارسال شده است.

  1. ممی زاده گفت:

    بسیار خوب به برخی مسایل آموزش و پرورش شهرمان پرداختین. موفق باشین

  2. علیرضا گفت:

    متاسفانه این مساله خاص مشکین شهر نیست. در استان های آذری کم و بیش مشهود است.

  3. حسن گفت:

    برادرعلیزاده چه خوب شدکه نوشتیدمن هم به نوبت خودمینویسم که تولستوی میگویدهمه ازناکاستیها میگویندوبه فکراجتماع هستندبدون اینکه به فکراصلاح خود باشند.یادت هست در روستای النی معلم زبان مابودی وانچنان باژست تدریس میکردی ونمی گفتی انچه را که مربوط به درس بودماهم فکرمیکردیم اینهمه نخوت ازسرباسوادی است البته به اقتضای سن؛گواینکه حضرتعالی معلم ادبیات بوده اید واین مهم بعدابرایمان مکشوف شد.راستی دیروز معلم دوم ابتداییم راهم دیدم وابدا احترامش نکردم چون درکلاس واقعا می خوابیدالبته خودم معلمم وتعصب کورکورانه هم ندارم معتقدم دهان معلم رابایدپراز زر کرد اما معلم را نه معلم نما را وتاریخ شاگردان خیانت کاران رادرمقابلشان خواهد نشاند

  4. مشکبار گفت:

    با سپاس از جرات و شهامت جناب آقای علیزاده ، تمام مطالب ایشان را مو به مو تایید ، و از خداوند منان برایشان توفیق روزافزون آرزومندم. ما که از آموزش و پرورش خیری ندیدیم. معلمان ادبیات مدیر شدند تا از مواهب مالی و معنوی آن بهره مند شوند الان هم در دوران بازنشستگی آنان سه برابر ما حقوق می گیرند!!!

  5. اسماعیل اسکندرنژاد گفت:

    جناب علیرضا در استانهای آذری مشهود هست .اولا سعی کنید از کلمه معجول آذری استفاد نفرمائید که ما آذری نیستیم وملتی بنام ترک هستیم ثانیا سعی کنید قبل از نوشتن نظر کمی مطالعه کنید چون آموزش وپرورش این ملک خراب در تمام جغرافیای آن با این دردها و رنجهایی که استاد عزیزمان علیزاده مطرح کرده اند دست و پنجه نرم می کند. و مختص مناطق ترک نشین نیست

  6. نام خود را وارد كنيد... گفت:

    جناب علیزاده بارها و بارها این سخن امانوئل کانت را تکرار کرده ام اما هر بار ارزش و اعتبار این سخن را بیشتر و عمیقتر درک می کنم .کانت می گوید:در بین ابدعات بشر دو تا از ما بقی سخت تر است یکی از آنها هنر آموزش و پرورش ودیگری هنر کشور داری است.متاستفانه ما آموزش و پرورش را به دست افرادی سپرده ایم که توانایی اداره یک کلاس را نداشته اند و بر اثر قرار گرفتن در مسیر جریانات سیاسی
    و بده بستانهای غیر معمول پستهای مدیریتی را اشغال کرده و ضربات جبران ناپذیری را بر پیکره نحیف آموزش و پرورش وارد کرده اند و می کنند بچه های که دچار خوابهای مشوش کودکانه هستند امروز پرچم داران آموزش و پرورش و نظام تعلیم و تربیت ما شده اند و برای گماشتگیهای خود هزاران حیله و نیرنگ را وارد مقدسترین نهاد اجتماعی کرده اند .اما حافظه تاریخ هیچ کدام از این لغزشها و خیانتها را از قلم نخواهد انداخت بگذار هر چه می خواهند بکنند .بگذار به خاطر برخورداری مقطعی از قدرت و ثروت پوشالی هر چه می خواهند انجام دهند.

  7. موسوی بلوس گفت:

    آقای علیزاده کانت می گوید یکی از ابدعات بشری که کاری هر کسی نیست مدیریت آموزش و پرورش و هنر تعلیم وتربیت است و این کار ،کار هر کسی نیست متاسفانه ما این کار و هنر سخت را به بچه هایی سپرده ایم که دارای خواب مشوش کودکانه هستند و هر چند یک بار با انواع نیرنگها و حیله ها در صدد مدیریت این نهاد مقدس نظام اجتماعی هستند افرادی که توانایی و هنر اداره یک کلاس درس را نداشته اند با قرار گرفتن در مسیر جریانات سیاسی و بده بستانهای غیر معمول و غیر منطقی و غیر معقول پستهای مدیریتی را اشغال کرده اند .اما حافظه تاریخی این مردم هیچ وقت کاستیها و نا کار آمدیهای این تیم و تیم های قبلی را فراموش نخواهند کرد .بگذار برای برخورداری مقطعی از قدرت و ثروت پوشالی هر چه می خواهند بکنند .همه این افراد شرمنده نسل آینده خواهند بود

  8. امیر محمد گفت:

    متاسفانه در آموزش و پرورش مشکین شهر گروهی لمپن که در طول خدمت خود جز پرونده سازی برای دیگران و باند بازی و ریا کاری و فتنه گری کار دیگری ازایشان بر نمی امد و منفور جامعه فرهنگی بودند و با انواع دسیسه پست های مدیریتی در اداره و مدارس مطرح را اشغال کرده بودند اکنون نیز در اثر بی کفایتی مسوولین فعلی اموزش و پرورش که بدون اذن نماینده شهر و هماهنگی با نماینده های نماینده محترم جرات اب خوردن رو ندارند همین لمپن های دیروز دوباره میدان دار عرصه تزویر و دو بهم زنی شده ا ند و به مهره چینی دوتان خود مشغول هستند ای کاش هم متولیان کنونی اموزش و پرورش و هم نماینده محترم دست از سر کچل اموزش و پرورش بر میداشتند اجازه میدادند نهاد بیمار اموزش و پرورش مشکین شهر نفس راحتی بکشد
    وقتی در دوران تدبیر و امید در سایه لطف اقای اسدی اصول گرایان سینه چاک طرفدار دولت قبلی سکان دار اموزش و پرورش شهر هستند جناب علیزاده انتظاری بیش از این انتظاری بیهوده است باش تا صبح دولتت بدمد واقعا دست مریزاد دولت تدبیر و امید

  9. ناشناس گفت:

    آقای علی زاده عزیز ای کاش آیه قرآن را درست می نوشتید از استاد ادبیات بعید است واژه ی « تودّوا » درست می باشد .

  10. علی گفت:

    با سلام خدمت کلیه عزیزان تا زمانی که نگرش سیاسی و رابطه مند ی در اموزش وپرورش حاکم باشد همه این کارها حتی بدتر از اینها بدیهی خواهد بود در اداره که یک نفر در عرض یک سال با توجه به دوستی با ریس اکثر پستها را عهده دار شود وبه هیچ یک از انها نه نگوید واچار فرانسه اداره باشد وهیچ کس نگوید بالی چشات ابروست بای گریست

  11. علیرضا گفت:

    اسماعیل عزیز در خصوص کلمه آذری و ترک جمهوری آذربایجان که قرابت بیشتری با ما داره در سال های اخیر از کاربرد کلمه ترک احتراز می کند. متاسفانه هنوز که هنوز است ما از دسترسی به منابع بی طرف تاریخی درباره. این مساله محروم هستیم. به نظر میاد همسایه شمالی دنبال یک هویت مستقل است و جدا تز ترکیه است. با نشکر از ذکر این مساله. ساغول

  12. A Teacher 4 All Seasons گفت:

    سیاست زدگی و فضای غیرعلمی حاکم بر آموزس و پرورش که از قدیم الایام بر آن حاکم بوده عملا این وزارت حانه را فلج کرده است. از آن بدتر فضای امنیتی و نظامی حاکم بر ان را اضافه کنید. از فضای مذهبی شدید که در سالهای اخیر با طرح کذایی امین و استقرار روحانیون در مدارس حرفی به میان نخواهم آورد

  13. Iran گفت:

    مطمئنم وضعیت آموزش و پرورش استان اردبیل از زمانی شروع به سیر قهقرایی کرد که شخصی مانند محمودزاده را از استان آدربایجان غربی کادو پیچ (تحفه وردیلر) و به شما تحفه دادند. جالبه که آموزش و پرورش استان اردبیل به آن بزرگی کسی را نداشت که رییس ستاد احمدی نژاد در آ-غربی را مدیرکل منصوب کردند.

    • تدبیر و امید گفت:

      بابا نابغه که نام ایران را به زبان انگلیسی یدک می کشی ! آنقدر قحط الرجال شده که دولت بعد از احمدی نژاد، فانی را وزیر آموزش و پرورش کرده! فاصله محمود زاده تا سپهری به اندازه فاصله حاجی بابایی است تا فانی. شما کدامیک را مرد میدان آموزش و پرورش می دانید؟

  14. محافظه کاری که جرات نوشتن اسم خودرا ندارد گفت:

    باسپاس از نوشته های استاد عزیز آقای علیزاده ،میخواستم یک موضوع در خصوص کامنت نویسان داشته باشم وآن اینکه نوشتن مقاله انتقادی وصریح در یک سایت یا نشریات خبری جرات زیادی می خواهد وآن کار کوچکی نیست .به علت اینکه کسانیکه یک کامنت چند جمله ای وآن هم گرفتن غلط املایی ازدیگر کامنت گزاران را زرنگی می دانند وحتی اسم خودررا نمی توانند آشکار کنند نباید به نوشته ومقاله ونظر دیگران خرده بگیرند .عمو محمود

    • For whom the bell tolls گفت:

      گزاردن و گذاشتن و گذشتن سه فعل متفاوت هستند. باید کامنت گذاران درست باشه چرا که با «گزار» به معنی ادا کردن میشه مثلا: کارگزار، نمازگزار، خدمت گزار
      ضمنا گذاشتن کامنت با اسم مستعار در فضای سایبری بسیار طبیعی و نرم محسوب میشه. لذا بر آن نتوان خرده گرفت

  15. ...... گفت:

    تدبير واميدجان كه خودتو علامه دهر ميدوني بايدم اينقد از دولت محمود هاله ومدير كلي محمودزاده جانبداري كني وخودتو هلاك كني.چون دقيقا زمان همين دوتا تمام خدمتگزاران مدارس به يكباره تبديل شدن به دبيران متخصص ونيروي رسمي آموزش وپرورش .ظلمي كه از اين بابت به وزارت ومخصوصا دانش آموزان شد بعدها نمود پيدا خواهد كرد كه نيروهاي خدماتي مدارس با سواد حداقلي چه بلايي سر آموزش وپرورش آوردن.نمونه اش هم خود شمايي كه اينطوري خودتو به آب وآتش ميزني بخاطر اينكه درزمان اين دو ارتقا يافتي

    • تدبیر و امید گفت:

      …………. جان ! بالا غیرتا فانی کارآمد است یا حاجی بابایی؟ و اینکه مثلا محمودزاده کدام کار بد را کرد که اینها آن را درست کردند یا کاری کردند که آنها اصلا نکردند؟ باشه من تازه به دوران رسیده ، شما که ماشالا قدیم رسیده اید بسم الله بفرمایید تا ما هم بدونیم …… جان جان

      • مسعود گفت:

        مشکل آموزش وپرورش همین استخدام های فله ای و بی اساسه قبل از آقای احمدی نژاد معلم ها از طریق تربیت معلم و نهضت اسخدام می شدند ودر طی این مراحل (دوران نهضت و تربیت معلم )به پختگی میرسیدند و حالا طرف با مدرک سیکل به عنوان نیروی خدماتی استخدام میشه و بعد یک مدرک کاردانی در هر رشته ای و هر دانشگاهی و هر شهری میگیره بلافاصله تبدیل به معلم میشه …..بقیه رو انشاله بعد چند سال میبینید.

  16. فرهنگی پرپر گفت:

    آقای حاجی بابایی یک شبه سیستم عوض کرد ششم آورد به این علت که بچه ها در ابتدایی بمانن به سن تکلیف دیر برسند و فساد ریشه کن شه تو را خدا طرز فکر را ببین دفترداران که دیپلم را با نمره ی مستمر نوزده و نیم گرفته بودند یک شبه معاون اجرایی کرد ده هزار نفر مستخدم استخدام نمود که در اثر معجزه یک شبه معلم فرزند من و تو شدند عزیز من در ایران تمام مخالفتها با شخصه نه با کار اگه مجلس دردش معلمه چرا در بودجه مثل وزارت بهداشت بودجه ی آموزش و پرورش را چند برابر نکردند در شهر ما هم بر اثر جوی خراب که هست انسانهای تلاشگر و آبرومند به صحنه نمی آیند تا برای شهر ما افرادی مانند اسدی تصمیم گیرنده باشند بالطبع در آموزش و پرورش هم آبرومندان یا خود را کنار می کشند یا منتظر پیش از موعدند تا خلاص شوند و فرصت طلبان با خیال راحت در کارشان باشند و ما هم در این سایت دنبال غلط املایی هم باشیم و آقا اسماعیل به ترک بودن بتازد و غلط قومی بگیرد در حالی که………….

  17. امین ا گفت:

    ناشناس امانت را به اهلش بازمی گردانند به عرف ودین ما ایرانیان البته حداقلش پس تعدواصحیح است بی خودی غلط نگیرید.

  18. عباداللهی کوجنق گفت:

    زلیخا گفتن ویوسف شنیدن شنیدن کی بود مانند دیدن ؟
    باسلام محضر همکاران عزیز شجاع و منتقدان دلسوز

    آموزش وپرورش مشکین شهر هرج ومرج بالعینه دیدیم تحمل نکردبم، 25 ساله ازاین ذلت جهیدیم وپریدیم ورهیدیم.
    حاصل عمرمان بربادرفت کس نپرسید که چرا دراین دیار من وتو آهنگ باز نشستگی پیش از موعد در نی هجران دمیدیم؟

    با سپاس لطفا ادامه دهید…به امید روزی که تخصص گرایی وشایسته سالاری حاکم و از قوم گرایی و پارتی بازی ها خلاص شویم

    ا

ارسال نظر


آخرین موضوعات